نویسنده: محیا امید
با بستهشدن مکاتب دخترانهی بالاتر از صنف ششم توسط طالبان، شماری از دختران به مدارس دینی روی آوردهاند. در حالی که این مدارس به تنها گزینهی آموزشی دختران مبدل شده، نگرانیهایی در مورد نحوهی آموزش، مضمونها و کارکردشان وجود دارد.
برخیها به این باورند که این مدارس با هدف تقویت ساختار سنتی-دینی جامعه برای دختران ایجاد شده است؛ اما شماری از دختران میگویند به امید ادامهی تحصیل و دریافت مدرک تحصیلی به این مدارس روی آوردهاند.
مریم، دختر هفدهساله و شاگرد صنف دهم در مدرسهی دینی انصار در هرات است. او میگوید در این مدرسه هجده مضمون درسی دارند که بیشتر آنها مضامین دینی است. مریم در صحبت با «صدای زنان افغانستان» گفته است: «ما روزانه شش ساعت درسی داریم و هر روز فقط یک مضمون مکتب را میخوانیم. پنج ساعت دیگر مضامین دینی داریم.»
او توضیح میدهد که مضامین دینی شامل تفسیر، حدیث، تجوید، فقه، اصول فقه، اصول حدیث، علوم قرآن، نحو، بلاغت و منطق است.
او میافزاید: «مضامین مکتب مثل ریاضی، دری، انگلیسی و ساینس، در یک کتاب گنجانده شدهاند. بیشتر درسهای ما عربی است.»
حسنا، دانشآموز پانزدهساله، سه سال است در یک مدرسهی دینی اهل تشیع در هرات درس میخواند. او در مورد حجم بالای مضامین عربی و دشواری آموختن آن گفته است: «ما اینجا مضامین دینی را میخوانیم و چند مضمون مکتب را؛ اما بیشتر درسهای ما عربی است و هر سال یک مضمون جدید عربی اضافه میشود. درسهای عربی به قدری سخت است که خیلی از شاگردها در نیمهی سال از مدرسه بیرون میشوند.»
در همین حال، منابع گفتهاند که مدارس دینی در ولایت هرات شمار زیادی از دختران را در خود جای دادهاند.
زهرا، شاگرد صنف یازدهم در یکی از این مدارس دینی، در مورد تعداد دختران در این مدرسه میگوید: «تعداد شاگردان در مدرسهی ما زیاد است؛ طوری که در یک چوکی سهنفره پنج یا شش نفر مینشینیم.»
بر اساس گفتههای منابع، تمرکز اصلی این مدارس بر مضامین دینی است، نه علوم تجربی و کاربردی.
زهرا در ادامهی صحبتهایش افزوده است: «روزانه باید احادیث را با ترجمه حفظ کنیم. گاهی وقتها درسهای عربی را کامل نمیفهمم.»
با اینکه شماری از دختران از نصاب درسی مدارس دینی شکایت دارند، اما میگویند این مدارس برایشان تنها امید ادامهی تحصیل است. به گفتهی آنان، مدیریت مدارس دینی به شاگردان وعدهی اعطای مدرک نیز دادهاند.
مریم میگوید: «شبیه امتحانات مکاتب، نیمهسال و آخر سال امتحان میدهیم و اگر کامیاب شویم، ارتقای صنف میکنیم. اداره گفته که به ما شهادتنامه داده خواهد شد.»
با اینحال، مصاحبهشوندگان گفتهاند که با این سند مدرسه، امکان اشتراک در امتحان کانکور را ندارند و در صورت باز شدن مکاتب و حق اشتراک دختران در کانکور، باید صنف دوازدهم را دوباره بخوانند.
سعدیه، مدیر یکی از مدارس دینی در هرات، در صحبتی با «صدای زنان افغانستان» میگوید که مدرک نه از طرف معارف، بلکه از طرف ریاست حج و اوقاف ولایت هرات داده میشود.
او میافزاید: «ما هر سال شاگردان زیادی جذب میکنیم و فقط از طرف حج و اوقاف مدرک میگیرند. تنها مشکل این است که با داشتن این مدرک، در امتحان کانکور شرکت کرده نمیتوانند.»
مبهم بودن مدرک مدارس دینی، تنها دغدغهی دختران نیست. آنها همچنان از نحوهی پوشش و قواعد حجاب نیز شکایت دارند.
مریم با یادآوری از محدودیتهای پوششی گفته است: «ما باید با نقاب، دستکش، مانتوی سیاه و هدبند وارد مدرسه شویم.»
حسنا ضمن تأیید این حرف میگوید: «در جریان روز از طرف معارف به صنفهای ما برای نظارت میآیند و هم درسها و هم پوشش ما را نظارت میکنند.»
با اینحال، گروهی از مردم باور دارند که باز بودن دروازهی مدارس دینی در حالیکه دروازههای مکاتب بسته است، هدفی فراتر از آموزش دارد.
زینب، مادر دو دختر جوان، به «صدای زنان افغانستان» گفته است: «دختران من یکی صنف ده بود و دیگری شاگرد صنف هشت. حالا چهار سال است که خانهنشین هستند. اصلاً آنها را به مدرسه شامل نمیکنم؛ نمیگذارم طالبان از طریق این مدارس دینی طرز فکر دخترانم را تغییر بدهند.»
داکتر حمیرا قادری، نویسنده و استاد دانشگاه، باور دارد که هدف طالبان از گسترش مدارس دینی برای دختران، آموزش علمی نیست، بلکه تربیت نسلی از زنان است که به باورها و نظام فکری طالبان وفادار بمانند.
به گفتهی او، این مدارس ابزاری برای کنترل ایدئولوژیک جامعهی زنانه، مبتنی بر رویکرد مردسالارانه، آنهم از نوع طالبانی است.
خانم قادری در تفاوت کاربردی میان مدرسههای دینی و مکتبها گفته است که مدرسهها به هیچصورتی زنان را برای ورود به یک جامعهی سالم و بازار کار آماده نمیکنند؛ در حالی که، به نظر او، ساختار مکتبها زمینهساز ورود زنان به اجتماع بود.
این نویسنده و فعال آموزش باور دارد طالبان از طریق همین مدرسهها در پی نفوذ ایدئولوژیک در میان زناناند تا از آنان بهعنوان ابزاری برای حفظ نظم طالبانی بهره ببرند: «زنان پرورشیافته در این مدرسهها ممکن است خود به مانعی در برابر زیر سؤال بردن تفکر طالبانی تبدیل شوند.»
خانم قادری با اشاره به تجربهی شخصیاش از دوران پیشین طالبان میگوید: «فرهنگ و سنت دینمدار و مذهبمحور حاکم در افغانستان، مستقیم اعتمادبهنفس زنان را از بین میبرد و احساس توانمندی را صفر میکند؛ از دستدادن نقش اجتماعی زنان در چنین شرایطی دردناک است.»









