نویسنده: سائمه سلطانی
اقلیتهای مذهبی در پاکستان، عمدتاً اقلیتهای غیرمسلمان، از جملهی تحت ستمترین گروههای اجتماعی هستند؛ گروههایی که علاوه بر فقر و بیکاری، با تبعیض ساختاری و نبود حمایت قانونی مواجهاند؛ اما در این میان زنان از آسیبپذیرترین قشرهایی شمرده میشود که براساس هویت جنسیتیشان در صدر لیست ستم، بهرهبرداری، بیعدالتی و تنفر مذهبی قرار میگیرند.
طی گزارش «مرکز عدالت اجتماعی» پاکستان از سال ۲۰۲۱ الی ۲۰۲۵، حداقل ۵۱۵ مورد قضیهی اختطاف و تغییر اجباری دین در میان زنان نوجوان و زیر سن در این کشور به ثبت رسیده است. زنان هندو با ۳۵۳ تن بیشترین آمار را دارند. در همین حال، زنان مسیحی با ۱۶۰ قربانی در جایگاه دوم این آمار قرار گرفتهاند. همچنان زنان سیک با ثبت دو قضیه در جایگاه سوم قرار گرفتهاند. در بررسی گروه سنی قربانیان آمده است که ۵۲ درصد قربانیان در میانهی سنین ۱۴ الی ۱۸ قرار دارند؛ ۲۰ درصد زیر سن ۱۴. در همین حال، ۱۳ درصد قربانیان بالاتر از سن ۱۸ اند و سن حدود ۱۴ درصد نامعلوم مانده است.
علاوه بر این، طی گزارش دیگر از «صدای اقلیتهای پاکستان»، ۷ قضیهی تازه در ماه ژانویهی سال ۲۰۲۶ به ثبت رسیده است. ستایش مریم، زن مسیحی از سهیوال، نخستین قربانی در میان این هفت تن گفته میشود. در سرگودها دو قضیهی جداگانه گزارش داده شده است؛ از این دو قضیه هویت یک تن نامعلوم است و در همین حال، هویت دیگر آن با نام عینی مسیح نقل شده است. قربانی دیگر با نام عنیقه فایض از شیخوپوره گزارش داده شده است. در سند، هییر، زن قربانی هندو که از ساحهی جیکیبآباد مفقود گردیده است، و دو تن دیگر با نامهای پوجا کولهی و ماریا از میرپورخاص برداشته شدهاند؛ قربانیانیاند که اخیراً مفقودی آنها به ثبت رسیده است.
بنابر گزارش نهاد «صدای اقلیتهای پاکستان» در رابطه با نقض حقوق بشر اقلیتهای مذهبی آمده است که تعداد قربانیان در فبروری سال جاری افزایش یافته است؛ چنانکه ۱۶ مورد آدمربایی، تغییر دین اجباری و ازدواج اجباری به ثبت رسیده است. در این میان قضیهای هم به ثبت رسیده است که همهی اعضای فامیل را مورد هدف قرار داده است؛ چنانکه یک زن بیوه با چهار طفلش ربوده شده و هویت یک فامیل دیگر نامعلوم مانده است. با توجه به اینکه این آمار تنها موارد رسمی و ثبتشده است و آمار عینی بنابر ترس از تشدید انتقامجویی، نبود پاسخگویی و حمایت نهادهای دولتی، هراس از عمومیشدن و ناموسیبودن قضایا نامعلوم میماند، به نظر میرسد این موارد بسیار بیشتر از آنچه تصور میشود باشد.
هرچند دولت پاکستان مدعی برقراری روند دموکراتیک در این کشور است؛ اما پرسش اساسی اینجاست که در سایهی حاکمیت اسلام و شریعت بهعنوان دین ملی کشور، همچنان حذف ساختاری پیروان بقیهی ادیان و اعمال تبعیض علیه آنان، این ادعا چقدر میتواند درست و عینی محسوب شود؟
در تاریخ حاکمیت اسلام، آزار و اذیت اقلیتهای مذهبی پدیدهای عادیسازیشده بوده است. یکی از مهمترین دلایل این اذیت، اعمال فشار برای ترک مذهب و تحمیل اسلام بهعنوان دین جدید بر آنها شمرده میشود. در تحمیل اسلام روشهای متفاوتی به کار گرفته شده است؛ به طور مثال، در افغانستان فاشیسم فرقهای اسلام برای تغییر مذهب اسماعلیهها، مردان آنها را مورد تهدید و کشتار قرار میدهد. اما در پاکستان فاشیسم فرافرقهای اسلام زنان اقلیتهای مذهبی غیرمسلمان را با ربودن، تجاوز و ازدواج اجباری مورد سوءاستفاده قرار میدهد. این ذهنیت برمیگردد به باور برتریطلبانهی اسلام که متیقن است به جز همان گروه اسلامی، بقیه در گمراهی به سر میبرند و میبایست یا آنها را به همان راه حق مورد نظر مدغم ساخت یا مردانشان را به قتل رساند و زنان و اموالشان را به غنیمت گرفت.
از سوی دیگر، پاکستان در همین اواخر قانونی را پاس کرد که طبق آن ازدواج کودکان و نوجوانان زیر سن جرم شناخته شده و پیگرد قانونی را در پی خواهد داشت؛ که در واکنش به آن مولانا فضلالرحمن و افرادش اعتراض کرده و آن را عمل غیراسلامی خواندند. به هرحال، با وجود پاسشدن این قانون دیده میشود که ساحت اجراییشدن آن، بهویژه در قبال اقلیتهای مذهبی غیرمسلمان، ضعیف و ناکارآمد است.
پینوشت: عکس از انترنت









