افغانستان در آستانه‌ی قحطی؛ زندگی زیر سایه‌ی طالبان و سرمای زمستان

نویسنده: فرزانه پناهی

در آستانه‌ی زمستان، افغانستان با یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های گرسنگی و فقر در تاریخ معاصر خود روبه‌رو است. برنامه‌ی جهانی غذا در تازه‌ترین گزارش خود هشدار داده است که گرسنگی در این کشور به سرعت در حال گسترش است و میلیون‌ها نفر در معرض خطر جدی سوءتغذیه و مرگ قرار دارند.

این سازمان بحران گرسنگی در افغانستان را یکی از شدیدترین بحران‌های غذایی در جهان توصیف کرده است. بر اساس داده‌های گزارش این نهاد، افغانستان از نظر شاخص سوءتغذیه‌ی حاد کودکان در رتبه‌ی چهارم جهان قرار دارد و وضعیت مردم، به‌ویژه برای زنان و کودکان روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. هم‌زمان با نزدیک شدن فصل سرد و کاهش منابع غذایی، سوءتغذیه در میان زنان و کودکان به بالاترین حد خود رسیده و انتظار می‌رود در ماه‌های آینده نیز افزایش یابد. طبق گزارش ملل متحد، حدود سه‌ونیم میلیون کودک در افغانستان از سوءتغذیه رنج می‌برند و بسیاری از آنان به دلیل ضعف جسمی، بیماری و کمبود مواد مغذی در خطر مرگ قرار دارند.

در این میان، زنان و کودکان بیش از سایر اقشار جامعه آسیب‌پذیرند. کاهش کمک‌های بشردوستانه، محدودیت‌های اقتصادی و ممنوعیت کار زنان از سوی حکومت طالبان، وضعیت را برای آنان تیره‌تر کرده است. طالبان با جلوگیری از فعالیت زنان در بخش‌های مختلف، شمار زیادی از خانواده‌ها را که سرپرست زن دارند، عملاً از منبع اصلی درآمد محروم کرده‌اند. این زنان اکنون در شرایطی زندگی می‌کنند که فقر و گرسنگی آنان را به گدایی یا کارهای پنهانی و پرخطر واداشته است.

یکی از این زنان، صدیقه است؛ زنی چهل‌ساله از غرب کابل که پیشتر آرایشگری موفق و نان‌آور خانواده‌ای پنج‌نفره‌ی خود بود، اما امروز در خانه‌ای کوچک و سرد، با ترس از سرکوب و فقر، تلاش می‌کند نان ناچیز روزانه‌اش را به دست آورد.

صدیقه بیش از بیست سال در عرصه‌ی آرایشگری فعالیت کرده بود. او با علاقه و پشتکار، سالن کوچک در محله‌ی‌شان باز کرد. در این سالن، علاوه بر خودش چند زن دیگر نیز کار می‌کردند. به گفته‌ی خودش، آن مکان برای بسیاری از زنان محلِ امید بود؛ جایی که می‌توانستند بدون ترس از قضاوت، کار کنند، بخندند و با درآمدشان خانواده‌های‌شان را اداره کنند؛ اما با بازگشت طالبان و ممنوعیت کار زنان در سالن‌های زیبایی، درِ دکان صدیقه هم برای همیشه بسته شد.

او می‌گوید: «وقتی گفتند آرایشگاه‌ها بسته شود، انگار همه زندگی‌ام را از من گرفتند. دکانی که با زحمت سال‌ها ساخته بودم، از بین رفت. من ماندم و شوهر فلجم و چهار فرزند خردسال.» شوهر صدیقه سال‌ها پیش در جریان کار ساختمانی، از کمر آسیب دیده و دیگر قادر به کار نیست.

پیش از این درآمد خانواده تنها از دستان صدیقه تأمین می‌شد و حالا با ممنوعیت کار، این منبع هم خشکیده است.
صدیقه برای زنده ماندن و تأمین معاش، ناچار است پنهانی کار کند. او حالا در یکی از اتاق‌های کوچک خانه‌اش به صورت مخفیانه به زنان همسایه و خویشاوندان خدمات آرایشگری می‌دهد. صدیقه می‌گوید از زمانی که طالبان در کوچه‌‌ی‌شان دوربین‌های امنیتی نصب کرده‌اند، احساس می‌کند بیشتر زیر نظر است. مشتریانش نیز با ترس و احتیاط، درِ خانه را آهسته می‌زنند و بی‌صدا وارد می‌شوند. او می‌گوید: «همه‌چیز را در ترس و سکوت انجام می‌دهم. هر بار که کسی در می‌زند، دستم می‌لرزد؛ فکر می‌کنم طالبان آمده‌اند.»

درآمد ناچیز او به سختی کفاف زندگی را می‌دهد. بیشتر روزها چیزی جز نان خشک و چای برای خانواده‌اش ندارد. قیمت مواد غذایی هر روز بالا می‌رود، کرایه‌ی خانه چند برابر شده و سرمای زمستان در راه است. با بغض می‌گوید: «قبلاً کارم رونق داشت، ماهی چند هزار افغانی پس‌انداز می‌کردم. حالا درآمدم به یک‌هزار افغانی در هفته هم نمی‌رسد. با این پول نه برنج می‌شود خرید، نه آرد و نه هم سوخت زمستان. نمی‌دانم زمستان را چطور بگذرانم.»

شب‌های زندگی صدیقه آمیخته با کابوس و بی‌خوابی است. از وحشت بازرسی و مجازات طالبان، خواب آرام ندارد. می‌گوید: «گاهی نیمه‌شب از خواب می‌پرم، خیال می‌کنم صدای در زدن مأموران را می‌شنوم. روزهای کاری‌ام دیگر مثل گذشته نیست؛ آن روزها با شوق از خواب بیدار می‌شدم، حالا هر روزم با ترس شروع می‌شود و با اضطراب به پایان می‌رسد.»

با کاهش کمک‌های خارجی و محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی زنان، وضعیت خانواده‌هایی مانند خانواده‌ی صدیقه به مرز نابودی رسیده است. او می‌گوید: «طالبان می‌توانند دکانم را ببندند، اما نمی‌توانند دستم را از کار باز دارند. تا وقتی نفس می‌کشم، برای نان حلال و آینده‌ی فرزندانم تلاش می‌کنم. من مجبورم کار کنم، یا از گرسنگی بمیریم»

زنانی چون صدیقه که زمانی ستون‌های خانواده بودند، امروز برای زنده نگه‌داشتن فرزندان‌شان در ترس و ناامیدی می‌جنگند. در حالی‌که کمک‌های جهانی کاهش یافته و تورم و بیکاری بیداد می‌کند، امید به بهبود اوضاع در میان مردم افغانستان کم‌فروغ شده است. سازمان‌های بین‌المللی هشدار می‌دهند که اگر اقدام فوری صورت نگیرد، با فرا رسیدن زمستان، فاجعه‌ای انسانی در این کشور رخ خواهد داد.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: