نویسنده: فریدون
۱
ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر گروه طالبان، در واپسین احکام چالشبرانگیز خود «سرودن شعر عاشقانه» را ممنوع اعلام کرده است. وزارت عدلیهی این گروه به تاریخ شنبه، هشتم سنبلهی ۱۴۰۴، قانونی را بهنام «قانون تنظیم مشاعره»، که از سوی ملا هبتالله آخوندزاده توشیح شده است، در دو فصل و سیزده ماده منتشر کرد. در این قانون سرودن شعرهای عاشقانه منع شده است. برکنار از اینکه مبانی و مبادی این حکم مبتنی بر چه چیزی است، ما در اینجا حکم ممنوعیت سرودن شعر عاشقانه را در مطابقت با جایگاه حضرت سلیمان پیامبر، در قرآن و اینکه وی یکی از بهترین غزلهای عاشقانه را سروده است، بررسی و ارزیابی میکنیم.
۱
به شهادت قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، حضرت سلیمان پیامبر، دارای دو مقام است: مقام نبوت و مقام حکومتداری. نام او در قرآن هفدهبار به نیکی و به صورت صفت تفضیلی یاد شده است؛ از جمله در سورههای بقره، نساء، انعام، نمل، صبا و ص.
در سورهی ص، آیهی ۳۰، در شأن حضرت سلیمان آمده است: «وَ وَهَبنا لِداوُدَ سُلَیمانَ نِعمَ العَبدُ اِنَهُ اَوّاب»؛ یعنی ما سلیمان را به داوود بخشیدیم؛ چه بندهی خوبى! زیرا او بسیار توبهکننده بود. یا در سورهی انبیا آیههای ۷۸-۷۹ یا در سورهی نمل آیهی ۱۵ آمده است که «وَ لَقَد آتَینا داوُدَ وَ سُلَیمانَ عِلماً…»؛ و هر آینه به تحقیق دادیم حضرت داوود و پسر او سلیمان را دانشى از احکام شرایع. همچنین در سورههای بقره و نساء و انعام نیز دربارهی حضرت سلیمان آمده است و مقام و جایگاه وی را ستوده است.
۳
همین پیامبری که خدا وی را مقام نبوت داده و همچنین مقام حاکمیت، او کسی است که عاشقانهترین و نابترین شعرهای عاشقانه در وصف معشوق و محبوب خویش سروده است. غزلها و سرودههای عاشقانهای بهنام «غزلِ غزلها» در وصف معشوقه یا محبوب خود سروده است که به فارسی بهنام غزل غزلها ترجمه شده است و از جملهی ترجمهها، بهترین ترجمه توسط احمد شاملو، شاعر بزرگ زبان زبان فارسی، است و در اینترنت به طور رایگان قابل دسترسی است؛ اگر ملا هبتالله آخوندزاده سواد خواندن داشته باشد، میتواند آن را بخواند و حکم مسخرهی خود را پس بگیرد. این، بماند که حکم وی نقض آشکار آزادی بیان است. به هر روی، ما در اینجا بخشهایی از شعرهای عاشقانهی این پیامبر خدا را مرور میکنیم و از خواندن آن لذت وصفناپذیر میبریم:
سرود نخست
« کاش مرا به بوسههاى دهانش
ببوسد.
عشقِ تو از هر نوشاکِ مستىبخش
گواراتر است.
عطرِ الاولین
نشاطى از بوى خوشِ جانِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان است که با کرهگانات دوست مىدارند.»
یا این غزل حضرت سلیمان:
«-اى دختران اورشلیم! شما را
به غزالان و مادهآهوانِ دشتها سوگند مىدهم:
دلارامِ مرا که سخت خوش آرامیده بیدار مکنید
و جز به ساعتى که خود خواسته از خواباش بر نه انگیزید»!
یا این سروده:
«- آوازِ دهانِ محبوبِ من است این که به گوش مىشنوم!
اینک اوست که شتابان از شتابِ خویش
از کوهها مىگذرد و از پشتهها بر مىجهد.
محبوبِ جانِ من آهو بچهاى نوسال است که شیر از پستانِ مادهغزالان مىنوشد.
در پسِ دیوارِ ما ایستاده
از دریچه مىبیند، از پسِ چفتهى تاک
و مرا مىخواند.»
۳
ملا هبتالله آخوندزاده! کمی خود را بتکان، چشمانت را باز کن، از خواب گران برخیر، صبح شده است و مردم بیدارند. مردِ بیسواد متعصب خوابرفته! این حکم تو چند مشکل اساسی دارد که اگر بیندیشی، از شرم عرق خواهی ریخت. اینقدر خود را به خواب نزن. به گفتهی اقبال لاهوری: «کاشانهی ما رفت به تاراج غمان خیز/ از خواب گران خواب گران خواب گران خیز/ از خواب گران خیز». ملا! وطندار خوابرفته!
۵
و سرانجام سخن اینکه حکم ملا هبتالله آخوندزاده چند مشکل دارد:
یکی اینکه هرآنچه در وصف حضرت سلیمان پیامبر، در قرآن آمده است، همگی دروغ است؛ یا اینکه ملا هبتالله آخوندزاده قرآن را نخوانده است یا بیگمان قرآن را کج معنا کرده است یا شاید اصلا خواندن بلد نیست. از همهی اینها گذشته، ملا هبتالله بر ضد آنچه قرآن، سلیمان را وصف کرده، قیام کرده است. این، یعنی ناچل ساختن کتاب آسمانی مسلمانان. این یعنی ملا چیزی را از جیب خود کشیده است که با قرآن و توصیفهای آن دربارهی سلیمان منافات دارد.









