تناقض متون دینی و محرومیت زنان افغانستان

نویسنده: فرزانه پناهی

مسأله‌ی آموزش زنان در افغانستان، صرفاً یک مناقشه‌ی سیاسی نیست، بلکه گره‌گاهی است که در آن تاریخ، دین و جنسیت به‌هم تنیده می‌شوند. تصمیم‌های طالبان درباره‌ی محروم‌سازی زنان از آموزش، ریشه در جدالی درونی سنت دینی دارد؛ جدالی میان فرمان‌هایی که از یک‌سو علم را فریضه‌ای الهی برای همگان می‌دانند و از سوی دیگر زن را به خانه‌نشینی و الزام داشتن محرم بیرون از منزل، محدود می‌سازند. این تنشِ فقهی، در طول تاریخ اسلامی، بارها دستاویز قدرت‌های سیاسی شده است؛ گاه برای گشودن درهای آموزش و گاه برای بستن آن. از همین رو، بررسی تصمیم اخیر رهبر طالبان در قندهار، ما را به پرسشی بنیادی‌تر می‌کشاند: چگونه می‌توان میان ادله‌ی متعارضی که هم به آموختن علم فرمان می‌دهند و هم به حصر، توازن برقرار کرد؟ و مهم‌تر از آن، چرا همواره زنان نخستین قربانیان این تناقض بوده‌اند؟

خبرگزاری «العربیه‌ی فارسی» در گزارش خود به تاریخ بیستم آگست، از تصمیم تازه و تکان‌دهنده‌ی طالبان پرده برداشت. بر اساس این گزارش، هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، در نشست کابینه‌اش در قندهار فرمان داده است که آموزش دینی برای زنان نیز به تدریج ممنوع شود؛ زیرا رهبر طالبان بیم از آن دارد که مدارس دینی به جایگاه تدریس علوم مدرن بدل شوند؛ علومی چون ریاضی، فیزیک، کیمیا و زبان‌ها که در سال‌های اخیر، هرچند محدود، وارد برنامه‌ی درسی مدارس شده بود. رهبر طالبان این روند را تهدیدی علیه «ماهیت شرعی» مدارس دانسته و راه علاج را در بستن درهای آموزش بر روی دختران یافته است.

این تصمیم با واکنش تند و انتقادات مستقیم برخی اعضای کابینه‌ی طالبان مواجه شده است. شماری از وزیران با استناد به متون قرآن و حدیث، بر وجوب آموزش برای مردان و زنان تأکید کرده‌اند و این رویکرد را در تضاد با آموزه‌های اسلامی دانسته‌اند؛ و اما رهبر طالبان، بر شرعی‌نبودن خروج زن بالغ از خانه تأکید داشته است.

این فرمان نه‌تنها آخرین روزنه‌ی امید دختران افغانستان به تحصیل را خاموش می‌کند، بلکه بار دیگر تناقضی عمیق‌تر را برملا می‌سازد؛ تناقضی که در خود متون دینی ریشه دارد. همان متونی که با صراحت بر وجوب علم‌آموزی برای زن و مرد تأکید ورزیده‌اند، در جای دیگر خروج زنان از خانه را جز در شرایط ضروری ناروا دانسته‌اند. طالبان در مواجهه با این دوگانگی، دست به گزینشی آشکار می‌زنند: آیات و احادیث مربوط به خانه‌نشینی و داشتن محرم را مطلق می‌گیرند و آیات و احادیث مربوط به علم‌آموزی را یا کنار می‌نهند یا به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که عملاً بی‌اثر شود.

برای فهم عمق این تناقض، باید به سرچشمه‌ها بازگردیم. قرآن در سوره‌ی زمر می‌پرسد: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»؛ آیا دانایان و نادانان برابرند؟ (الزمر:۹). این پرسش، دانایی را معیار برتری می‌سازد، بی‌هیچ اشاره‌یی به جنسیت. در سوره‌ی مجادله نیز آمده است: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»؛ خداوند اهل ایمان و دانش را درجاتی بالا می‌برد (المجادله: ۱۱). افزون بر این، در حدیثی که در منابع معتبر چون «سنن ابن ماجه» نقل شده، پیامبر اسلام فرمود: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم»؛ طلب علم بر هر مسلمان واجب است. (سنن ابن ماجه، حدیث ۲۲۴، باب فضل العلماء) بسیاری از محدثان در منابع خود تصریح کرده‌اند که واژه «مسلم» در این حدیث، زنان را نیز در بر می‌گیرد. بدین‌سان، نصوص اسلامی در اصل، وجوب علم‌آموزی را بی‌چون و چرا بر زن و مرد مقرر کرده‌اند.

اما در همان کتابی که این آیات را در خود دارد، در سوره‌ی احزاب چنین آمده است: «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى»؛ در خانه‌های‌تان قرار گیرید و مانند جاهلیت نخستین جلوه‌گری نکنید. (الاحزاب:۳۳) ظاهر این آیه، دعوت به خانه‌نشینی زنان پیامبر است، که در طول تاریخ، به دست فقها و حاکمان به حکم عام برای همه زنان تبدیل شد. علاوه براین، در حدیث از پیامبر روایت شده است: «لا تسافر المرأه إلا مع ذی محرم»؛ زن نباید سفر کند مگر با محرم. (صحیح مسلم، کتاب الحج). در روایت دیگر از پیامبر اسلام آمده است: نماز خواندن زن در اندرونی خانه بهتر از نماز در مسجد دانسته شده است.

این مجموعه احکام، به‌ویژه در قرائت‌های سخت‌گیرانه، تصویری از زنی محصور در چهاردیواری خانه ارائه می‌کند که تنها در شرایط اضطرار اجازه‌ی خروج دارد.

اینجاست که تضاد رخ می‌نماید: اگر علم‌آموزی بر زن و مرد واجب است، چگونه زنی که از خروج از خانه منع می‌شود می‌تواند به این تکلیف عمل کند؟ چگونه می‌تواند به مدرسه، دانشگاه یا حلقه‌های علمی برود؟ اگر وجوب طلب علم تعطیل شود، آیا این نقض آشکار یک فرمان الهی نیست؟ بدین‌ترتیب زن مسلمان در تقاطع دو فرمان قرار می‌گیرد: فرمانی که او را به جست‌وجوی دانش فرامی‌خواند و فرمانی که او را به خانه‌نشینی و محدودیت‌های اجتماعی وادار می‌کند. این تناقض، در واقعیت زندگی میلیون‌ها زن مسلمان جاری است.

زنان افغانستان امروز، نمونه‌ی آشکار این بن‌بست‌اند. آنان در دو دهه‌ی گذشته، به برکت حضور جامعه‌ی جهانی، توانستند به آموزش و دانشگاه دست یابند، در حالی که هم‌چنان خود را مسلمانانی متعهد می‌دانستند. با بازگشت طالبان، ناگهان فرمان خانه‌نشینی بر آنان تحمیل شد. مدارس رسمی بسته شد و تنها مدارس دینی ماند. همین مدارس، هرچند ناقص، برای مدتی کوتاه پلی شدند برای وصل‌کردن زن به جامعه.

شکریه‌ی ۱۸ ساله می‌گوید: «یک‌سال است در یکی از مدارس دینی درس می‌خوانم، در کنار مضامین دینی مثل فقه، صرف، نحو، تفسیر و حدیث، برای ما کیمیا، ریاضی، و فزیک هم تدریس می‌شود. امید من این بود که پس از پایان دوره، مدرک معادل دیپلم بگیرم و شاید روزی بتوانم با آن به تحصیلات عالی راه یابم.»

اما با فرمان تازه‌ی هبت‌الله، همین روزنه کوچک نیز بسته شد. اکنون زنان افغانستان نه می‌توانند به تکلیف دینیِ طلب علم عمل کنند و نه اجازه‌ی خروج دارند؛ مگر با محرم و در شرایطی استثنایی. به معنای دقیق کلمه، آنان قربانیان تناقض متون و احکام اسلامی‌اند.

این معضل البته منحصر به افغانستان نیست؛ تاریخ معاصر عربستان سعودی نمونه‌یی دیگر است. تا همین چند سال پیش، زنان در این کشور از رانندگی، اشتغال و بسیاری فعالیت‌های اجتماعی محروم بودند. توجیه این سیاست‌ها همان آیاتی بود که طالبان امروز به آن استناد می‌کنند؛ اما همان نظام، در سال‌های اخیر زیر فشار جامعه و اقتضائات جهانی ناگزیر شد دانشگاه‌ها را به روی زنان بگشاید، آنان را وارد بازار کار کند و حتی اجازه‌ی رانندگی دهد. این تغییرات نتیجه‌ی فشار زمانه بود؛ زیرا تناقض میان وجوب علم و الزام به خانه‌نشینی دیگر قابل تحمل نبود.

پس مسأله‌ی زنان در اسلام را نمی‌توان صرفاً نزاعی میان دین و مدرنیته دانست؛ این نزاع درونی در خود متون اسلامی نیز وجود دارد. متنی که از یک سو زنان را به دانش‌جویی فرامی‌خواند و از سوی دیگر آنان را در اندرونی خانه محدود می‌کند. حاکمان مسلمان در طول تاریخ، بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی، گاه یک سوی این تناقض را برجسته کرده‌اند و گاه سوی دیگر را. طالبان امروز با انتخاب سویه‌ی محدودکننده، آینده‌ی زنان افغانستان را به تباهی می‌کشانند، در حالی که می‌توانستند با تکیه بر همان آیات و احادیث عام، سیاست انسانی‌تر و سازگارتر با نیاز جامعه اتخاذ کنند.

منابع:
– سوره‌ی زمر، آیه‌ی ۹
– سوره‌ی مجادله، آیه‌ی ۱۱
– سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۳۳
– «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» (سنن ابن ماجه، حدیث ۲۲۴)
– «لا تسافر المرأه إلا مع ذی محرم» (صحیح مسلم، کتاب الحج)
– روایت برتری نماز زن در اندرونی خانه (صحیح ابن خزیمه، حدیث شماره ۱۶۸۳)
– خبرگزاری العربیه فارسی، گزارش به تاریخ ۲۰ آگست ۲۰۲۵
https://farsi.alarabiya.net/afghanistan/2025/08/21/-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: