نویسنده: سائمه سلطانی
جنگ چندین دهه در افغانستان، امواج متعدد مهاجران افغانستانی در پاکستان را رقم زده است. آخرین موج مهاجرت به سال ۲۰۲۱، هنگام حاکمیتِ مجدد طالبان، برمیگردد. پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۳ پروسهی اخراج مهاجران افغانستانی را، پس از دو حملهی انتحاری، تحت عنوانِ «تروریسم» و «غیرقانونی» اعلام کرد. حملهی نخست بر یک موتر پولیس هنگام برگزاری مراسم مردمی در جنوبغرب بلوچستان، منطقهی ماستوگ رخ داد و حداقل ۵۲ کشته و ۵۸ زخمی برجای گذاشت؛ حملهی دوم در مسجدی در خیبرپختونخوا با پنج کشته و دهها زخمی پایان یافت. در پی این حوادث، مقاماتِ پاکستانی «شهروندانِ افغان» را عامل ترویجِ تروریسم خواندند و تبلیغاتِ افغانستانستیزانهای را آغاز کردند که مهاجران افغانستانی را عاملِ تورم، بیکاری و فقر در اقتصادِ پاکستان معرفی میکرد. این تبلیغات همزمان با تشدید تظاهرات طرفدارانِ عمران خان که از سال ۲۰۲۲ از قدرت کنار زده شد، ادامه یافت. سناریوی «افغانستیزانه» همچنین اخباری «افغانهراسانه» دربارهی بازداشت شهروندانِ افغان در تظاهراتهای ضددولتی منتشر کرد.
در نتیجه، دولتِ پاکستان طرح اخراج عمومی مهاجران و افرادِ غیرقانونی را اعلام کرد که در آن افغانستانیها هدف اصلی بودند. دولت ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۳ را بهعنوان آخرین تاریخ ترک اختیاری تعیین و ۱.۷ میلیون نفر را «غیرقانونی» اعلام کرد. طیِ این مدت تیمهای دولتی محلاتِ افغانستانینشین را برای راهاندازی عملیاتهای میدانی علامتگذاری کردند و حتی خانههای مهاجران را با بلدوزر تخریب کردند. اول نوامبر ۲۰۲۳ اخراجِ اجباری، عملیاتهای جادهای و خانهبهخانه و تخریب منازل مسکونی آغاز شد و ۱.۷ میلیون مهاجر افغانستانی با اخراج اجباری مواجه شدند.
موج دوم اخراج از پاکستان از دهم اکتوبر ۲۰۲۴، پس از پایان عیدِ قربان، آغاز شد. این موج برای تکمیل بقایای دور اول اخراجهای اکتوبر ۲۰۲۳ طراحی شده بود. قرار بود با تکمیل این طرح، بهانهسازیهای پاکستان، اعم از پیوند دادن مهاجران به تروریسم، کاهش بازار کار و افزایش تورم، خاتمه یابد، اما اخراجهای سالِ ۲۰۲۵ نشان داد که پایانِ این بهانهسازیها وجود نخواهد داشت. پس از پیروزیِ دونالد ترامپ در نوامبر ۲۰۲۴ و آغاز کار رسمی او در ۲۴ ژانویهی ۲۰۲۵، او برخی بودجههای حقوق بشری داخلی و خارجی آمریکا را متوقف کرد. همزمان، نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، در ۲۹ ژانویهی همان سال دستور اجرای سهمرحلهای اخراج افغانستانیها را به وزارت داخله و خارجه صادر کرد. در بخش نخست آمده است که تمامی مهاجران، اعم از قانونی و غیرقانونی، مناطق اسلامآباد و راولپندی را ترک کنند. همچنین افغانستانیهایی که دارندهی کارت ACC (کارت ثبتنام پناهندگان) و تمامی افراد غیرقانونی باید فوراً به افغانستان بازگردانده شوند.
در دور دوم، دارندگان کارت POR (مدارک پناهندگان) اجازه دارند تا ۳۰ ژوئنِ ۲۰۲۵ در پاکستان بمانند؛ اما پس از آن باید اخراج شوند. بخش سوم شامل مهاجرانی است که در انتظار اسکان مجدد در کشور سومیاند: آنها باید تا ۳۱ مارسِ ۲۰۲۵ از اسلامآباد و راولپندی خارج شوند. اگر تا سپتامبر ۲۰۲۵ از سوی کشورهای پذیرنده پذیرفته نشوند، در زمرهی سایر مهاجران اخراجی قرار گرفته و به افغانستان بازگردانده خواهند شد. همزمان، پاکستان روزانه شمار زیادی از مهاجرانی را که پس از ۲۰۲۱ وارد شدهاند، و شمار آنها تا حدود ۶۰۰ هزار نفر تخمین زده میشود، دستگیر و به کمپهای اخراج ارسال میکند. بخشی دیگر از این طرح، کاهش مدت تمدیدِ ویزه از شش ماه به یک ماه است و تمدیدهای یکماهه نیز عملاً متوقف شده است؛ حتی تمدید ویزهی دانشجویانِ افغانستانی، که لزوماً در زمرهی مهاجران قرار نمیگیرند، نیز متوقف شده است. دولت هشدار داده که هرگونه همکاری شهروندان پاکستانی با افغانها، از جمله پنهانکردن، پناهدادن در خانهها، درمان یا دادن کار، پیامدهای قانونی خواهد داشت.
پاکستان امضاءکنندهی کنوانسیون ۱۹۵۱ و پروتکلِ ۱۹۶۷ ملل متحد دربارهی پناهجویان نیست. عضویت نداشتن در این کنوانسیونها، دستِ دولت را در آزار و اخراجِ مهاجران باز گذاشته است. در حالیکه دولت پاکستان خود را متعهد به اصول حقوقِ بشری میداند و در نشستهای مهم جهانی تحت لوای حقوق زنان شرکت میکند، بهجای حمایت، افرادِ در معرضِ خطر، از جمله نظامیان سابق، فعالان مدنی، کارمندان دولت سابق، زنان و اقلیتهای جنسیتی، را به کشوری میفرستد که پیشتر همین افراد، از ترسِ جان، همهی داروندارشان را رها کرده و به آنجا پناه آورده بودند.
پلان سهمرحلهای اخراج نخستوزیر پاکستان باعث شده تنها سهصد خانواده در پارک آرژانتینای اسلامآباد، یکی از امنترین نواحی دیپلماتیک، تحت خیمه و بدون امکانات بهداشتی، غذایی و سرپناه زندگی کنند. آنها مجبورند از سرویسهای بهداشتی مساجد و شفاخانههای نزدیک روزی یک یا دو بار استفاده کنند. سعدیه، زن ۲۳ سالهای که قرار بود امسال از دانشگاه فارغ شود و سند لیسانسش را بگیرد، اکنون زیر خیمه در این پارک برای زندگی خود و خانوادهاش تلاش میکند: «چهار ماه است زیر خیمه، شب و روز میگذرانیم. آشپزخانه و دستشویی وجود ندارد و مجبوریم زیر خیمه غذا بپزیم و برای رفع نیاز از دستشویی مسجد و شفاخانه استفاده کنیم؛ آنها هم دور است و فقط روزی دو بار میتوانیم برویم.» تحمل این شرایط برای سالمندان، اطفال، زنان باردار و بیماران بسیار دشوارتر است؛ بهویژه هوای سوزان و بارانهای شدید پاکستان این رنج را تشدید کرده است. حمید، نظامی پیشین، میگوید حاضر است بپذیرد دولت پاکستان او را بکشد اما به هیچوجه حاضر به بازگشت به افغانستان نیست: «مردن به دست دولت پاکستان آسانتر از طالبان است؛ حداقل دولت با شکنجه آدم را از پا درنمیآورد. طالبان در اوج بیرحمی جان میگیرند. اگر قرار است بمیرم، چرا مرگ بدون شکنجه را انتخاب نکنم؟»
دولت پاکستان از یک سو با اطمینانِ خاطر، همهی مهاجران را اخراج میکند؛ زیرا گمان دارد اوضاع افغانستان به زودی درست نخواهد شد و ثبات نسبی برقرار نخواهد گردید. در نتیجه، ناپایداری وضع در افغانستان موجهای متداوم مهاجرت را به کشورهای همسایهی چون پاکستان و ایران خواهد زد. یکی از دلایل پاکستان برای اخراج مهاجران، اعمال فشار بر تغییر سیاستهای طالبان است؛ اما طالبان بهعنوان یک حاکمیت اسلامگرای رادیکال، کمترین توجه را به کیفیتِ زندگی و امنیتِ شهروندان دارند، زیرا مشخصهی مشترک حکومتهای مذهبی، نظارت بر رفتارهای اخلاقی و ایمانی است تا توجه اساسی به معیشت، امنیت و حقوق بشری مردم. حتی ممکن است این گروه از اخراج مهاجران خوشحال شود تا ابراز تأسف؛ زیرا موج اخیر مهاجران را آنهایی تشکیل میدهند که طالبان آنها را «همدستان کفار» خوانده و به قتل تهدید کرده بود، و اکنون قرار است بدون هیچگونه حمایتی، به دست همان گروه برای قتلعام بازفرستاده شوند.
پینوشت: عکس از انترنت









