نویسنده: فرزانه پناهی
در جامعهی سنتی افغانستان، تجارت و فروشندگی همواره از مشاغلی به شمار میرفت که در انحصار مردان قرار داشت. حضور زنان در عرصههایی چون بازار و فعالیتهای تجاری، با موانع فرهنگی، محدودیتهای خانوادگی و نگاه سنگین جامعه روبهرو بوده است. اما تحولات سیاسی پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، شرایط اقتصادی و معیشتی را چنان برای زنان دگرگون کرد که بسیاری از آنان را ناگزیر به ورود به همین حوزههای سنتی مردانه و ممنوعه، از جمله فروشندگی و دکانداری، ساخت.
اکنون، در غیاب فرصتهای شغلی در ادارات دولتی و نهادهای خصوصی، فروشگاههای لباس زنانه، لوازم آرایشی و کالاهای کودکانه در نقاط مختلف کابل، بیش از پیش شاهد حضور زنان فروشنده است. با این حال، این حضور خالی از مشکلات، تبعیضها و چالشهای فراوان نیست. این روزها در شهر کابل، بهویژه در مناطقی چون دشت برچی، پلسرخ و کوتهی سنگی، چهرههای جدیدی پشت ویترین فروشگاهها دیده میشوند؛ زنانی که در سکوت و سختی، تلاش میکنند استقلال خود را حفظ کنند.
این گزارش حاصل گفتوگوی رسانهی «صدای زنان افغانستان» با هشت زن و سه مرد فروشنده در مناطق مختلف کابل است؛ گزارشی که تلاش میکند گوشهای از واقعیتهای زندگی کاری زنان را به تصویر بکشد.
تبعیض حقوقی و نابرابری درآمد
یافتههای این گزارش نشان میدهد که معاش زنان فروشنده به طور میانگین نصف معاش مردان در همان موقعیت شغلی است. اگر فروشندهی مرد در ماه به طور میانگین ده تا دوازدههزار افغانی دریافت میکند، زنان معمولاً تنها چهار تا ششهزار افغانی میگیرند. این تفاوت چشمگیر، بازتابی از تبعیضهای ساختاری، نبود حمایت قانونی و محدودیتهای اجتماعی علیه زنان است.
کارفرمایان، در توضیح این نابرابریها، محدودیتهای اجتماعی و دولتی را بهانه میکنند. ممنوعیت رفتوآمد زنان به مندویها (بازار عمدهفروشی) یکی از عوامل برجستهای است که کارفرمایان ترجیح میدهند کارمند مرد را استخدام کنند؛ زیرا انجام معاملاتی مانند خرید عمدهی کالا، نیازمند حضور در محیطهای عمومی و مذاکره با مردان است؛ امری که برای زنان طبق مقررات فعلی ممنوع تلقی میشود.
با این حال، بسیاری از زنان مصاحبهشده باور دارند که کارفرمایان و صاحبان دکان از محدودیتهای دولتی سوءاستفاده میکنند تا دستمزد پایینتری به زنان بپردازند.
ارشاد، فروشندهی ۳۵ ساله در یکی از فروشگاههای کوتهی سنگی، در گفتوگو با صدای زنان افغانستان گفت: «زنان، فروشندههای موفقتر و منظمتر استند؛ با مشتریها صادقانهتر کار میکنن. اما چون اجازه ندارن بیرون از دکان کار کنن یا با مردا معامله داشته باشه، پس مزدشان کمتر است.»
از سوی دیگر، به گفتهی تعداد از کارفرمایان، ترجیح استخدام مردان بیشتر جنبهی احتیاطی دارد تا با مشکلات احتمالی روبهرو نشوند. آقای احمدی، مالک یک فروشگاه زنجیرهای در کابل میگوید: «ترجیح میدهم مردان را به استخدام کنم تا با دردسرهای اجتماعی و نظارت و بازخواستهای حکومتی مواجه نشوم.»
در بیشتر فروشگاهها، زنان از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر کار میکنند. اکثراً تهیهی نان چاشت بر عهدهی خودشان است و در فصل زمستان، معمولاً هیچگونه وسایل گرمایشی در محل کار وجود ندارد.
زهرا، دختر ۲۲ سالهای که در یک فروشگاه لوازم آرایشی مشغول است، از تجربهی خود میگوید. او با چهار سال سابقهی فروشندگی در ایران، اکنون در کابل تنها سه هزار افغانی در ماه دریافت میکند: «بین قالینبافی و فروشندگی با این حقوق ناچیز، فروشندگی را انتخاب کردم. درآمد قالینبافی بسیار پایینتر است؛ متر ۱۸۰۰ افغانی. با اینکه مغازهیمان سرد است و تمام روز سرپا میمانم، باز هم از قالینبافی بهتر است؛ حداقل اینجا مردم را میبینم.»
زهرا نمونهای از زنانی است که با وجود درآمد اندک و شرایط دشوار کاری، میکوشند شرافتمندانه مسئولیت معیشت خانواده را به دوش بکشند.
سهیلا رضایی، ۲۸ ساله، با هفت سال سابقهی فروشندگی در فروشگاه پوشاک زنانه، میگوید پس از روی کار آمدن طالبان، درآمدش از هفت هزار افغانی به پنج هزار کاهش یافته است. با وجود تجربه و مهارت، هیچ فرصتی برای بهبود وضعیت وجود ندارد: «از زمان تسلط طالبان، اقتصاد خانوادهها به شدت صدمه دیده و قدرت خرید مردم پایین آمده است. همین مسأله رکود بازار و کاهش معاشات ما را نیز در پی داشته.»
نسترن، یکی دیگر از فروشندهها، باور دارد که کارفرمایان از نیازمندی زنان به کار، سوءاستفاده میکنند: «کارفرما میگوید اگر این شرایط را قبول نداری، ده زن دیگر منتظر همین کار هستند. اینطور هیچکس جرأت اعتراض ندارد.»
در اغلب فروشگاهها، امکانات رفاهی بسیار ابتدایی است. در زمستان از بخاری خبری نیست و برخورد مأموران امر به معروف نیز به نگرانی و فشار روانی زنان دامن میزند. آنها بارها از تذکرهای ناگهانی مأموران دربارهی پوشش یا حضورشان در بازار گلایه کردهاند.
عاقله، ۱۹ ساله، که در یک فروشگاه لوازم کودک کار میکند، از ترس همیشگیاش در مسیر رفتوآمد به کار میگوید: «در روزهایی که مأموران زنان را از سطح شهر جمعآوری میکردند، از ترس جرأت نمیکردم تنها به سر کار بروم. صبحها با برادرم مارکیت میآمدم و عصرها پدرم دنبالم میآمد.»
در چنین فضایی، ترس و ناامنی بخشی از زندگی کاری زنان فروشنده شده است؛ زنانی که با وجود دشواریها، همچنان برای حفظ استقلال اقتصادی و عزت نفس خود تلاش میکنند. تجربهی آنان، تصویری روشن از تأثیر نابرابری، فروپاشی اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی بر اشتغال زنان در افغانستان ارائه میدهد.
با وجود تمام این فشارها، حضور زنان در بازارهای محلی را میتوان نوعی مقاومت اقتصادی و اجتماعی در برابر سیاستهای انزوای اجباری حکومت دانست. این تلاش برای حفظ استقلال مالی، هرچند در فضایی مردسالار طاقتفرسا است، گامی مهم در راستای تداوم حضور اجتماعی زنان است. با این حال، نبود حمایتهای قانونی و نبود نهادهای صنفی برای دفاع از حقوق این زنان، آنان را در برابر استثمار اقتصادی آسیبپذیر کرده است.
در نهایت، شکاف عمیق دستمزد، نبود امنیت شغلی، شرایط کاری دشوار، و فشارهای اجتماعی و روانی، تصویری روشن از چالشهای پیچیدهای را ترسیم میکند که زنان فروشنده در افغانستان امروز با آن دستوپنجه نرم میکنند. این زنان، در حالی که برای بقای اقتصادی خود و خانوادهیشان میجنگند، نقش تعیینکننده در حفظ استقلال اقتصادی و حضور اجتماعی زنان ایفا میکنند.
پینوشت: عکس از انترنت










