نویسنده: فریدون
نهاد دین و مذهب، بدون هیچ فرقی در جوامع مختلف، بهویژه در افغانستان، کارش پرورش زالوهای مقدس، انگلها و ویروسهاییاند بهنام آخوند، قاری، روحانی، عالم دین، مرجع تقلید، ملا، مولوی، شیخ، مجتهد، مفتی، آیتالله، حجتالاسلام و عناوین این چنینی؛ زالوهایی که جوامع را به حالت ایستا نگه داشتهاند. این طیف از زالوهای مقدس همواره به کهنهکتابی تمسک میجویند و گفتههای چند عرب چند صد قرن پیش را بهعنوان چراغ راه با نام احادیث به خورد مردم میدهند. اینها در واقع افرادیاند که کارشان تغذیه از خون مردم است.
نیچه در جایی گفته است که «کاهنان، از رنج مقدس ساختهاند تا سلطهی خود را بر مردمان ضعیف نگه دارند.» به گفتهی حامد عبدالصمد اندیشمند مصری- آلمانی «ملاها خدای خود را خلق کردهاند، نه خدای مردم را؛ خدایی که بترساند، نه بیاموزد.» به گفتهی ولتر «کلیسا همیشه با خون و آتش آمده است؛ کشیشها خرافه را میفروشند و خرد را دشمن میدانند.» جلال آلاحمد نوشته است: «آخوند جماعت، کارخانهی تولید احساس گناه است.» صادق هدایت گفته است که «دین در دست ملا وسیلهی قاپیدن و چاپیدن است.» به گفتهی احمد کسروی «این آخوندها نه دین دارند نه دانش؛ تنها دکانی دارند که از آن میخورند.»
کشور افغانستان، یکی از مراکز پرورش زالوهای مقدس است؛ زالوهایی که حامل انتقال فرهنگ پسماندگی عربی و اهداف و ایدههای کشورهای «استحمارگر» و استعمارگر دور و نزدیکاند. زالوهای مقدس همواره آلهی دست بیگانگاناند. در درازنای تاریخ چهار دههی افغانستان، این زالوهای مقدس آلهی دست استعمار شرق و غرب قرار گرفت و طرح عربی بهنام «جهاد مقدس» راه انداخت؛ و «جهاد» و «مجاهد» و دهها گونه از این عناوین پوچ و مزخرف و عوامفریب طراحی کردند.
زالوهای مقدس از نظر حجم کیفی و آماری بخش بزرگی از جامعهی افغانستان را تشکیل میدهند. گزافهگویی نیست اگر بگوییم که تمام این زالوهای مقدس در کارخانههای کشورهای دور و نزدیک از سوی منابع اصلی و کلیدی زالوپروری، تولید، تغذیه و تربیت میشوند و وارد دستگاه فکری جامعهی افغانستان میشوند.
اکنون زمان آن رسیده است که جامعه، این طیف خونخوار را بشناسند و از لایههای زندگی فردی و جمعی خود بیرون بیندازند تا جامعه در مسیر درست توسعهی پایدار و ترقی قرار بگیرند، و جامعهیی شود با هنجارهای بالای استانداردهای توسعه.
در این نوشته، شاید برای نخستینبار، تلاش شده است تا زالوهای مقدس افغانستانی چه در داخل کشور چه در بیرون کشور از نظر آماری بررسی شود. سپس تحلیل خواهد شد که هر زالو چه شمار از افراد جامعه را پوشش میدهد و به ازای هر نفر چه تعداد زالو وجود دارند، و هر زالو چه تأثیری بر مغزشویی، روانپریشی، شستوشوی مغزی جامعهی افغانستانی دارد. زالوهایی که جایی برای روشنگری و روشنایی نمیگذارند و تودههایی که گوسالهوار تطمیع و استحمار وعدههای دروغین بهشت میشوند.
افغانستان یا هر کجای دنیا، این زالوهایند که اصول، منشور و مانیفیست عرب ۱۴۰۰ سال پیش را دایم بهروزرسانی میکنند. از آبشخور دین، این لجنزار، سیاست ارتجاعی خود را به پیش میبرند. اینان عوامل اهریمنی هستند که جامعهی افغانستان را بیمار ساختهاند.
آمار زالوهای مقدس در افغانستان
پیش از سقوط حکومت
اگر به آمار زالوهای مقدس چه پیش از سقوط جمهوریت چه پس از آن نگاهی بیندازیم، حجم بسیار بالای جامعه را تشکیل میدهند. با آنکه در این زمینه دیتابیسی وجود ندارد و دسترسی درست و واقعی به آمار زالوهای مقدس موجود نیست، با آنهم تلاش شده است تا در این نوشته به منابع مختلف سر زده شود و تکههای این پازل پیدا شود و نتیجهگیری از بحث.
پیش از اینکه وارد بحث اصلی شویم، لازم است تا به این پرسش پاسخ بگوییم: چرا جامعهی افغانستان همواره در دام واپسگرایی، ارتجاع و عقبماندگی دچار است؟ بیگمان، یکی از قناعتبخشترین پاسخ، بررسی آماری این طیف از زالوهاست که همواره مغز و روان جامعه را با مواد مخدری بهنام آموزههای دینی ویران میکنند.
با آنکه دسترسی واقعی و درست به آمار زالوها نیست، همین اندک آماری که با هم مرور خواهیم کرد، نشان میدهد که منبع و سرچشمهی آفت و هلاکت جامعه در کجاست؟
بنا به گزارش یکی از نهادهای مذهبی، در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۲۰۰۰۰ ملا (مبلغ دینی) تخمین زده شده بوده که تعداد ۳۵۰۰ نفر آن توسط دولت ثبت شده بوده و حقوق دریافت میکردهاند. تقریبا ۵۰۰۰ مادراس (نهاد آموزشی دینی اسلامی که در افغانستان، پاکستان، هند و بنلادش و برخی از کشورها کاربرد دارد) رسمی با حدود ۳۸۰۰۰۰ نفر که از آن جمع ۵۵۰۰۰ نفر آن دختر بودهاند، فعال بوده است.
گزارش بیبیسی فارسی را در سال ۲۰۱۴ به خوبی به یاد داریم؛ گزارشی از مدرسهی «اشرف المدارس» در قندوز. مدرسهیی که در آن شش هزار دختر آموزش دینی داده میشد. دخترانی که در این آموزشگاه دینی طوری شستوشوی مغزی شده بودند که شنیدن رادیو، دیدن تلویزیون، عکسبرداری، بزرگداشت روزهایی مانند روز معلم، مادر، سال نو، تولد و نیز کار کردن زنان در بیرون از خانه را حرام میدانستند».۱
همین یک گزارش شاید آیینهی تمامنما نباشد، ولی بخشی از ماجرای دینزدگی و موادمخدرزدگی را به روشنی نشان میدهد. همین زالوزدگی امروزه در کشورهای مترقی و مدرن از سوی مهاجران افغانستانی، چه در استرالیا، کانادا، اروپا و امریکا بهروزرسانی میشوند. نمونهاش کارناوالهای عاشورایی است که با پشتبانی کشورهای تمویلکننده راهاندازی میشود. آشکار است اگر امروز گروه متحجر و واپسگرای طالبان بر سرنوشت مردم چیره شده است، بدون بسترسازی نمیتوانست خود را بالای مردم بقبولاند.
همین گزارش بیبیسی در بخش دیگر، از دوصد دختر طلبهی دینی میگوید که در یکی از شعبههای فرعی مدرسهی اشرفالمدارس در شهر قندوز درس میخواندهاند. همچنین شعبههای زیادی در محلات مختلف شهر قندوز و ولایتهای تخار، بغلان، و در نه ولایت از جمله کابل فعالیت داشتهاند۲ که مشت نمونهی خروار موجودیت سپاه زالو فقط در چند ولایت بوده است.
شناخت بسترسازی طالبان، با این گزارشها به خوبی به دست میآید؛ مثلاً دخترانی که در اشرفالمدارس درس میخواندهاند، در برخورد با دیگران از دو جملهی «تو کافر شدی» و «این حرام است» استفاده میکردهاند۳. این هم مشت نمونهی خروار است که فقط در یک نقطهی از افغانستان توسط سپاه متحجری که از سوی کشورهای استحمارگر و استعمارگر تمویل میشدهاند و میشوند اعمال میشده است.
همین گزارش در سال ۲۰۱۴ از موجودیت هزار و سیصد مدرسهی دینی ثبتنشده که دولت بر بیشتر آنها کنترلی نداشتهاند،۴ خبر داده است. این، تنها یک نقطهیی از کشور که خبرنگارها میتوانستند در آنجا برای گزارش بروند.
گزارشهای رسمی و حکومتی در دورهی جمهوریت نیز از موجودیت مراکز تولید زالوهای مقدس و آمار زالوها خبر داده بود. بنا به گزارش ویکی وحدت، در دورهی جمهوریت، وزارت معارف اعلام کرده بود که مجموعا حدود ۱۲۰۰ مدرسهی دینی ثبت شده بوده که آن میان ۷۳۳ مدرسهی دولتی، هفتادوهشت مدرسهی خصوصی، هشتادویک دارالعلوم دولتی و بیستوهشت دارالعلوم خصوصی بوده است.۵ همچنین همین منبع گفته است که در دورهی جمهوریت حکومت اعلام کرده بود که بیش از ۳۵۰۰ مدرسه و دارالحفاظ خصوصی غیر رسمی۶ وجود دارد.
آنچه تا اینجا با هم مرور کردیم، نمای بسیار کوچکی از یک پروفایل بسیار حجیم است؛ یعنی تا اینجا فقط اشارهی بسیار گذرا به حجم مدارس دینی و طلبههای دینی ثبت شده و ناثبت شده اشاره داشت. بدین معنا که به مراکز زالوپروری در ولایات مختلف کشور و آمار طلبههای مدارس دینی در کشورهایی چون پاکستان، ایران، سوریه، مصر، عربستان اصلا پرداخته نشده است.
زالوهای مقدس پس از سقوط
روند ملاسازی و زالوپروری پس از حاکمیت گروه طالبان تبدیل به هنجار، فرهنگ و قاعده شده و روند افزایشی یافته است؛ مثلا در گزارش صدای امریکا به تاریخ هشتم اکتبر ۲۰۲۴ آمده است که پس از سال ۲۰۲۱ تعداد مادراس رسمی چهار برابر شده و از ۵۰۰۰ تا پیش از طالبان به ۲۱۰۰۰ رسیده است. بر اساس برخی تخمینها در این زمینه طلبههای دختر پنجاه درصد افزایش یافته است.۷
آمار رسمی نیز حاکی از افزایش ملاپروری و زالوسازی دارد؛ مثلا ۸صبح در گزارشی گفته است که بنا به اعلام رسمی وزارت آموزش طالبان تا سپتامبر ۲۰۲۴ تعداد ۲۱۲۵۷ مؤسسهی دینی از جمله ۱۹۶۶۹ مادراس، ۱۲۰۷ دارالحفظ قرآن، ۱۱۵ دارالعلوم و سیونه پرورشگاه اعلام شده است.۸ همچنین صدای آمریکا گفته است که برخی از منابع تعداد مادراس را ۶.۹ میلیون نفر میدانند۹ که تنها بیش از ۱۰۰۰۰۰ معلم در این مدارس به کار گرفته شده است.۱۰
البته یادآوری این نکته بسیار مهم است که طالبان در ارائهی آمار ملاحظات مذهبی خود را دارند؛ زیرا طالبان حنفی- دیوبندی هستند و آمارهایشان مربوط به مدارس دینی، طلبهها و معلمان دینی اهل سنت حنفی با نشان دیوبندی است. به سخن دیگر، تقریبا نودونه درصد آمار رسمی طالبان مربوط به طیف خودشان هستند و شامل مدارس دینی شیعیان، ملاها و آخوندها و طلبههای دینی شیعههای دوازدهامامی نمیشوند.
مراکز آموزش دینی و طلبهپروری و زالوپروری تشیع در افغانستان، البته روایت بسیار غمباری دارد؛ مثلا آنگونه که دانشنامهی ملل نوشته است «با درگیر شدن هزارهها و شیعیان با عبدالرحمان خان در دهۀ ۱۸۹۰ همهی مدارس شیعه مسدود شد. بسیاری از مدارس، تکیهخانهها و مراکز آموزشی ویران شد و در اختیار اهل سنت قرار گرفت؛ ولی پس از مرگ عبدالرحمان خان آموزش طلبگی دوباره شروع به کار کرد.»۱۱ همین دانشنامه آورده است که «اولین مدرسهی دینی بعد از تخریب هزارهجات در زمان امانالله خان تأسیس شد».۱۲
به هر روی، برکنار از روایت طالبانی که فقط روی دستگاه زالوسازی و زالوهای حنفی- دیوبندی تمرکز میکند، بنا به گزارش ویکی وحدت، جامعهی تشیع افغانستان، تنها در کابل بیش از پانزده مدرسهی علمیهی دینی۱۳ فعال دارد.
حامد عبدالصمد در کتاب «فروپاشی جهان اسلام» فراز بسیار درخور تأملی دارد. وی نوشته است: اسلام در حال فروپاشی و اضمحلال بود که نفت کشف شد و چاههای نفت مثل قارچ از دل زمین بیرون آمدند و همچون تنفس مصنوعی، به جسم نیمهجان اسلام جانی دوباره بخشیدند».۱۴
اکنون نیز همین چاههای نفت است که بر اساس خبرگزاری رها در بیستم نوامبر ۲۰۲۰ «ششصد هزار کودک و نوجوان در پنج هزار مدرسهی دینی رسمی در داخل افغانستان درس دینی فرامیگیرند و وزارت امور حج و اوقاف از وجود نیم میلیون مدرسهی غیر رسمی ( به اضافهی پنج هزارطلبهی نیمهرسمی) در داخل افغانستان خبر داده است؛ منبع تأمین مالی همهی مدارس رسمی یا نیمهمخفی، بیهیچ تردیدی، محافل عرب شامل عربستان، امارات، قطر، کویت، ۱۵ و دیگر کشورهای دور و نزیک میباشند.
زالوپروری به مراتب بیشتر از جوجهکشی مرغداریها است. خبرگزاری رها نوشته است که «فارغان جوان پنجهزار مدرسهی رسمی و نیم میلیون مدارس خودسر در هر دوره، چگونه و در کدام بخش کاری و درکجا جذب خواهند شد؟ در چنین وضعیتی که سالبهسال بر تعداد فارغین مدارس دینی رسمی و غیررسمی در کشور اضافه میشود و طلبههای وارداتی از پاکستان نیز در حال افزایش است بدون شک زمینهی سربازگیری طالبان و برخی دیگر از گروههای تروریستی نظیر داعش و القاعده افزایش مییابد و جنگ افغانستان کماکان تا انتهایی نامعلوم ادامه مییابد ۱۶ که همچنان دارد ادامه خواهد یافت.
جوجهکشی و زالوپروری به گونهیی رو به افزایش است که بر بنیاد گزارش وزارت معارف طالبان، تعداد طلبههای مدارس دینی در افغانستان به ۹۳۰ هزار و ۹۵۰ نفر میرسد».۱۷ این، در حالی است که شمار زیادی از زالوهای افغانستانی در ایران، عراق و سوریه و همچنین داخل افغانستان شامل آمار رسمی گروه طالبان نمیشود.
خبرگزاری رسمی ارگان نشراتی حوزهی علمیه در ایران به تاریخ دوشنبه بیستوهشتم دیماه ۱۳۹۴ نوشته بود: «هم اکنون حدود هجدههزار طلبه (از افغانستان) مشغول تحصیل در حوزههای علمیه حضور دارند که سههزار نفر آنان فارغ التحصیل شدهاند.»۱۸
رادیو فردا از آمار بیشتر یعنی سیهزار طلبهی افغانستانی در ایران پرده برمیدارد. به گفتهی رادیو فردا، به تاریخ بیستوچهارم آبان ۱۴۰۳ «بر اساس دادهی وزارت کشور ایران، حدود سیهزار طلبهی افغانستانی در ایران حضور دارند: بیست هزار نفر در قم و بقیه در سایر حوزهها مشغول تحصیلاند.۱۹
گفتنی است که مراکز زالوپروری علاوه بر آنچه در بالا گفته شد، در کشورهایی چون عراق، سوریه، پاکستان نیز شمار زیادی از این دست زالوهای مقدس هستند که آمار دقیق در دسترس نیست.
جمع بندی
در اینجا لیست آماری را که در بالا آوردیم، یک یک کنار همدیگر قرار میدهیم تا نگاه جامع به آمارها و ارقام زالوهای مقدس داشته باشیم:
در سال ۲۰۱۲ میلادی حدود ۱۲۰۰۰۰ ملا (مبلغ دینی)؛
حدود ۳۸۰۰۰۰ نفر که از آن جمع ۵۵۰۰۰ نفر دختر طلبه؛
شش هزار دختر در مدرسهی اشرفالمدارس قندوز؛
دوصد دختر طلبهی دینی در یکی از شعبههای فرعی مدرسه اشرفالمدارس در شهر قندوز؛
تعداد ۲۱۰۰۰ نفر طلبه پس از سال ۲۰۲۱؛
تعداد ۶.۳ میلیون طلبه برابر آمار صدای امریکا؛
بیستم نوامبر ۲۰۲۰ ششصد هزار کودک و نوجوان در پنج هزار مدرسهی دینی رسمی در داخل افغانستان؛
تعداد ۹۳۰ هزار و ۹۵۰ طلبهی مدارس دینی در افغانستان به گفتهی وزارت معارف طالبان طالبان؛
حدود هجدههزار طلبه افغانستانی در حوزههای علمیه ایران؛
بیش از ۱۰۰۰۰۰ معلم در مدارس دینی در افغانستان.
این آمارها نشان میدهد که دستکم بالای پنج میلیون نفر زالوی مقدس در افغانستان (داخل و بیرون کشور) در حال تغذیه و مکیدن خون مردم بیگناه افغانستاناند. بر اساس آخرین آمار منتشرشده از سوی ادارهی ملی احصائیه و معلومات افغانستان، جمعیت افغانستان در سال ۱۴۰۴ بالای سیوشش میلیون نفر اعلام شده است. نتیجه اینکه در افغانستان، به طور میانگین به ازای هر هفت نفر، یک زالوی مقدس وجود دارد. این نسبت خیلی فوقالعاده و خطرناک است.
اگر مقایسه کنیم در بسیاری از کشورها یک پزشک برای ۱۰۰۰ نفر است؛ اما در افغانستان، برای هر هفت نفر یک زالوی مقدس وجود دارد. به سخن دیگر، نسبت زالوهای مقدس در افغانستان، بیش از ۱۴۰ برابر از نسبت پزشکان در یک کشور با هنجارهای معیاری است.
از نظر تحلیلی، نسبت یک زالوی مقدس به ازای هفت نفر، نبود تعادل شدید در سیستم آموزشی و تربیت نیروی انسانی در افغانستان را نشان میدهد. این وضعیت برای توسعهی پایدار، جامعهی پویا با استانداردهای عدالت اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه مانند سلامت، آموزش، اقتصاد و تکنولوژی، رواداری، پایبندی به معیارها و ارزشهای حقوق بشر، تکثرگرایی بسیار چالشبرانگیز است.
دادهها نشان میدهد که در افغانستان، یک زالوی مقدس به ازای هفت نفر است؛ اما یک پزشک به ازای ۳۶۰۰ نفر و یک معلم به ازای هر ۱۵۰ نفر است. بهتر است که برای درک بهتر مطلب، نسبت زالوهای مقدس را نسبت به جمعیت افغانستان با برخی از کشورها مقایسه کنیم.
در ترکیه با جمعیت هشتادوپنج میلیون نفر، یک طلبه به ازای هر ۸۵۰ نفر و یک پزشک به ازای هر ۴۵۰ نفر و یک معلم به ازای هر هفتادوهفت نفر است. ایران هشتادوپنج میلیونی نیز با آنکه یکی از مراکز اصلی و عمدهی تولید و پرورش زالوهای مقدس است، وضعیت بهتر نسبت به افغانستان دارد. یعنی یک طلبه به ازای هر ۲۴۲ نفر، یک پزشک به ازای هر ۵۶۰ نفر و یک معلم به ازای هر نودوچهار نفر است. بدین ترتیب، تعداد زالوهای مقدس در ایران نسبت به جامعهیشان به مراتب کمتر و پایینتر از افغانستان است.
سرانجام سخن، زالوهای مقدس در افغانستان یک نیروی اهریمنی است که هر روز با تسلط طالبان به این جغرافیا شمار این نیروهای تاریکی و اهریمنی بیشتر و بیشتر میشود. هر روز که میگذرد، خون مردم بیشتر مکیده میشود و تحجر و واپسگرایی بیشتر میشود.
بایسته است تا افقهای آیندهی جامعه را بررسی کرد و برنامهی استراتژیک روی دست گرفت تا نیروهای اهریمنی و زالوهای مقدس دست از خونخوارگی بردارند.
منابع
بیبیسی فارسی، ملیار صادق آزاد، ۱ مارچ ۲۰۱۴
بیبیسی فارسی، ملیار صادق آزاد، ۱ مارچ ۲۰۱۴
بیبیسی فارسی، ملیار صادق آزاد، ۱ مارچ ۲۰۱۴
بیبیسی فارسی، ملیار صادق آزاد، ۱ مارچ ۲۰۱۴
fa.wikivahdat.ocm
fa.wikivahdat.ocm
voice of America
8am.media
voice of America
voice of America
dmelal.ir
dmelal.ir
fa.wikivahdat.com
فروپاشی جهان اسلام، حامد عبدالصمد.
raha-prees.com
raha-prees.com
Memar.press
hawzahnews.ocm
Radiofard.com
پینوشت: عکس از انترنت









