نفیسه خوش‌نصیب غضنفر

پرونده‌ی داستان‌نویسان زن افغانستان-۲۱
پژوهشگر: قوم‌شاهی

یادداشت: «نوشتن» نوعی شورش علیه وضعیت سنگ و سترون، سکوت و سکون است. نوال سعداوی، نویسنده و فیمینیست مصری، بارها تأکید کرده است که ریشه‌ی نوشتن او در غضب و اعتراض نهفته است، نه در آرامش و سکون. او در گفت‌وگویی گفته است: «از همان کودکی، نوشتن برای من نوعی چالش، رد و واکنش به تفکری بود که بر جامعه حاکم بود.»

همین سعداوی، زمانی که معلم در مکتب نام مادرش را از دفترش خط زد و گفت: «نام مادرت را خط بزن؛ نام پدر و پدربزرگت را بنویس»، او به نشانه‌ی اعتراض شروع به نوشتن کرد و بر نوشتن نام مادرش پافشاری کرد.

نویسندگی و داستان‌نویسی زنان نویسنده و داستان‌نویس افغانستانی حکم همین روایت نوال سعداوی را دارد؛ نوشتن به نشانه‌ی اعتراض، نوشتن به نشانه‌ی اعلام موجودیت و اعلام موضع علیه نظم و چیدمان موجود.

پس نشریه‌ی صدای زنان افغانستان، در سلسله نوشتار «پرونده‌ی داستان‌نویسان زن افغانستانی» در پی زنان شورشی افغانستان هست که نظم و قاعده‌ی موجود را با نوشتن برهم زده‌اند و تک تک واژگان‌شان جریان زندگی است. همین امر، به دوره‌ی کنونی یعنی سلطه‌ی امارت طالبانی بیشتر صادق است؛ و زنان کشور در شرایط کنونی بیشتر به «نویسندگی» نیاز دارد که نوعی «اعلام بودن» زن به مثابه‌ی اعتراض علیه موجودیت «گروه شر» است.

این سلسله نوشتار از شروع جریان شکل‌گیری داستان‌نویسی تا کنون ۲۰ داستان‌نویس زن را از نخستین زن داستان‌نویس، از ابتدای ۱۳۰۰ خورشیدی تا کنون، مطابق تقویم تاریخ، و بر اساس تسلسل زمانی دربر گرفته است. اکنون در پایان دهه‌ی ۵۰ خورشیدی رسیده‌ایم، و در این شماره به سراغ پرونده‌ی یکی دیگر از نویسندگان زن افغانستان می‌رویم: پوهنیار نفیسه خوش‌نصیب غضنفر.

نفیسه خوش‌نصیب غضنفر، داستان‌نویس، شاعر، طنزنویس، استاد دانشگاه، بانویی که از وی تاکنون کتاب‌هایی در حوزه‌ی شعر، غزل، روان‌شناسی، شعر و داستان کودک به چاپ رسیده است که ما در کتاب‌شناسی وی به آن در این نوشته خواهیم پرداخت. علاوه بر این‌که مجموعه‌های مستقل از وی چاپ و منتشر شده است، او در عین حال، در سال‌های متمادی در روزنامه‌ی کابل‌تایمز ،آژانس باختر، مجله‌ی میرمن و صدف کار و نویسندگى کرده است.

داستان‌نویسی
نفیسه خوش‌نصیب غضنفر در عین حالی که به طنز، شعر و تدریس مصروفیت داشته است، داستان‌نویس حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان نیز است. از وی آثار داستانی زیر چاپ و منتشر شده و همین دو اثر معرف کارنامه‌ی داستان‌نویسی ایشان نیز است:

• رمان «فرازمینی‌ها در کابل»، در حوزه‌ی نوجوانان، به دو زبان فارسی و ترکی در سال ۱۳۹۸ از سوی مؤسسه‌ی انتشاراتی صبح امید در کابل چاپ و منتشر شده است.
• مجموعه‌ی قصه براى اطفال «آخرین پیامبر» که در سال ۱۳۹۰ در کابل منتشر شده و ناشر آن نامشخص است.

شعر
نفیسه خوش‌نصیب غضنفر بیشترین آثار ادبی‌اش حوزه‌ی شعر است. از وی تا کنون آثار زیر به چاپ رسیده است.

شعر و ترانه‌ی کودک
• مجموعه‌ی مشترک شعر و ترانه براى اطفال با نام «بتاب بتاب افتاب»، سال نشر: ۱۳۸۳، ناشر: مرکز تعاون افغانستان؛
• مجموعه‌ی شعر و ترانه‌ی کودکانه‌ی «کمان رستم»، سال چاپ: ۱۳۸۹، محل نشر: کابل، ناشر: نامشخص؛
• شعر کودکانه‌ی «خورشید»، سال نشر: ۱۳۹۶، سال نشر و محل نشر نامشخص؛
• شعر کودکانه‌ی «تولد پروانه»، ناشر و سال نشر این مجموعه نامشخص؛
• شعر کودکانه‌ی «پرنده‌ی کوچک»، ناشر و سال نشر این مجموعه نامشخص؛
• مجموعه شعر «در بستر ستاره»، ناشر و سال نشر نامشخص؛
• مجموعه شعر «ماهک» که در سال ۱۳۹۸ چاپ و منتشر شده است. به گفته‌ی منابع، این مجموعه شامل کتاب‌های چندی کودکانه است.

شعر بزرگ‌سال
• مجموعه شعر «دریچه‌ی دل»، شامل ۱۵۹ پارچه شعر، سال چاپ: ۱۳۸۸، ناشر و محل نشر: نامشخص؛
• مجموعه شعر «نیلوفر آبی»، برای بزرگ‌سالان، سال نشر: ۱۳۹۶، محل نشر: کابل؛
• شعر «خواهش دریا شدن»، شامل ۷۲ پارچه شعر، سال نشر: ۱۳۹۶، چاپ کابل، ناشر نامشخص؛
• مجموعه شعر «از سجده تا معراج»، سال انتشار: ۱۳۹۷، محل نشر: کابل، ناشر نامشخص؛
• مجموعه شعر «ملودى دریا»، سال نشر: ۱۳۹۷؛
• مجموعه‌ی رباعی و دوبیتی، ناشر و محل نشر نامشخص؛
• مجموعه شعر «صد غزل»، سال نشر: ۱۳۹۷، ناشر و محل نشر نامشخص.

طنز
• مجموعه طنز «مرض بى‌اعتمادى»، سال نشر و ناشر نامشخص؛
• مجموعه طنز «خجالت بکشین»، سال نشر: بهار ۱۳۸۸ ناشر و محل نشر نامشخص؛

پژوهش
منابع گفته‌اند با آن‌که نفیسه خوش‌نصیب تحصیلات رسمی در روان‌شناسی ندارد، اما گویا از ذوق یا از سر ضرورت امر، کتاب‌های روان‌شناسی نوشته و منتشر کرده است. به درستی ناپیداست این‌که این کتاب‌ها از نظر پژوهشی و علمی چقدر جایگاه دارد، وارد آن بحث نمی‌شویم. به‌هر روی، کتاب‌های وی در زمینه‌ی روان‌شناسی از روی مطالعه‌ی شخصی و ذوقی وی بوده است یا هر امر دیگر، به قرار زیر است:
• مجموعه روان‌شناسی «دریچه‌ای به‌سوى سلامتى روانى»، سال نشر، ناشر و محل نشر نامشخص؛
• مجموعه طنز «دوست باطن»، ۱۳۷ صفحه، سال نشر ۱۳۸۸، محل نشر و ناشر نامشخص.

تحصیلات
منابع در مورد مشخصات دقیق سنوات تحصیلی نفیسه خوش‌نصیب ساکت است. همین‌قدر در منابع آمده است که نفیسه خوش‌نصیب غضنفر، آموزش‌های ابتدایی و متوسطه را در شهر مزار شریف و کابل خوانده است. دوره‌ی ابتدایی را در مدرسه‌هاى رخشانه بلخى و سلطان رضیه در مزارشریف و دوره‌ی لیسه را در لیسه‌ی «سوریا» در شهر کابل به پایان برده و لیسانسه‌ی ژورنالیزم است و از دانشکده‌ی ژورنالیزم دانشگاه کابل سند فراغت در مقطع لیسانس به دست آورده است.

در شرایط کنونی که امارت طالبانی زمینه‌های آموزشی، سیر و سفر، کار، شغل زنان و دختران را بند کرده، نفیسه خوش‌نصیب یکی از خوشبخت‌ترین زنان افغانستان است. زنان افغانستان با آن‌که در تمام ادوار تاریخی این کشور با تمام شوربختی زندگی کرده است، اما دوره‌ی تاریک امارت طالبانی، در تمام دوره‌های تاریخی کشور و جهان تجربه نشده است.

تدریس
نفیسه خوش‌نصیب غضنفر علاوه بر نویسندگی، تجربیات تدریس در دانشگاه را نیز در کارنامه‌ی خویش دارد. به گفته‌ی منابع، وی از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴، یعنی ده سال، در دانشکده‌ی ژورنالیزم دانشگاه بلخ درس داده است.

زیست‌نامه‌ی شخصی
تاریخ تولد نفیسه خوش‌نصیب غضنفر مانند هر زندگی‌نامه‌ی افغانستانی‌ها گنگ، نامشخص و غیرمعلوم است. به طور مثال، یک روایت تاریخ تولد وی را در زمستان ۱۳۵۶ در شهر مزارشریف دانسته، روایت دیگر، سال تولد او را ۱۳۴۸ خورشیدی در مزار شریف دانسته است. حتی درباره‌ی زادگاه وی نیز دو روایت است: شهر مزار شریف ولایت بلخ و شهر میمنه‌ی ولایت فاریاب. زندگی و زندگی‌نامه‌ی افغانستانی‌ها یعنی همین آشفتگی و نارسایی. این در حالی است که شخص نفیسه خوش‌نصیب غضنفر هنوز زنده است و زمان هنوز نگذشته است. پس از چه روی ما اطلاعات دقیقی از وی در دست نداریم؟

همواره این پرسش ذهن نویسنده‌ی این سطور را مشغول داشته است، این‌که چرا درباره‌ی چهره‌های افغانستان اطلاعات دقیق و مشخص وجود ندارد؟ این، نشان‌دهنده‌ی کم‌کاری در ایجاد زیرساخت‌های کتاب‌شناسی ملی پیوسته است. هم‌چنین تاکنون آثار مکتوب افغانستان با استانداردهای کتاب‌شناختی کار نشده است.

خوشبختانه همین اطلاعات کتاب‌شناسی موجود کنونی آثار مکتوب افغانستان، مرهون «مرکز منبع معلومات در دانشگاه کابل» ACKU روان‌شاد نانسی هیچ دوپری است که در افغانستان، اقدام به ایجاد زیرساخت منابع دیجیتال کرد؛ وگرنه همین اطلاعات اندک نیز وجود نمی‌داشت. یادآوری تلاش و کارنامه‌ی خانم نانسی دوپری، استعاره است تا امارت طالبانی به چالش کشیده شود. استعاره به این دلیل که زنی از آن سوی دنیا سال‌ها با مردم افغانستان نفس کشید و بودجه پیدا کرد و آرشیف و بانک اطلاعات بسیار غنی برای افغانستان ساخت.

ولیکن از سر شوربختی، ناگهان، گروه تروریستی امارت طالبانی وضعیت را بهم زد و افغانستان را به قهقرای تاریخ برد. زنان را چه زنان افغانستان و چه زنانی که از دیگر ملل جهان برای خدمت‌گذاری به افغانستان می‌آمدند، از صحنه‌ی کار و فعالیت ماندند.

وضعیت افغانستان در همین حد و اندازه است که ما فقط از گذشته‌های دور یاد کنیم: فلان زن از فلان کشور در افغانستان آمده بود و چنین کار سترگی را انجام داده بود. یا یاد کنیم: کدام زن افغانستانی، دوره‌های ابتدایی، لیسه و دانشگاه را خوانده بود و در دانشگاه تدریس نیز می‌کرده است. تمام این یادآوری، یک چیز را نشان می‌دهد: اسارت مردم افغانستان و کشور افغانستان به دست یک گروه تبه‌کار، خون‌خوار، عقبگرا و مرتجع به نام گروه طالبان. تمام.

همان‌گونه که در اول همین زندگی‌نامه آوردم که نوال سعداوی در گفت‌وگویی با نشریه‌ی القدس گفته بوده: «زمانی که معلم در مکتب نام مادرش را از دفترش خط زد و گفت: “نام مادرت را خط بزن، نام پدر و پدربزرگت را بنویس”»، فعلا امارت طالبانی در افغانستان، نام، هویت و جنسیت، و تمام هستی زنان را خط زده است. فقط می‌ماند یک شورش تمام‌عیار از سوی زنان کشور علیه این تباهی تا سپیده سر بزند.

به اشتراک بگذارید: