نویسنده: فرزانه پناهی
روز جهانی ایدز از سال ۱۹۸۸ میلادی، برابر با اول دسامبر، از سوی ملل متحد نامگذاری شد تا یکی از جدیترین چالشهای بشری در عرصهی سلامت را یادآوری کند. هدف از تعیین این روز، افزایش آگاهی عمومی دربارهی بیماری ایدز، ترویج راههای پیشگیری از ابتلا و حمایت از میلیونها انسانی است که با ویروس HIV زندگی میکنند.
ایدز بر پایهی یافتههای علمی، یکی از کشندهترین و هنوز غیرقابل درمانترین بیماریهای عفونی معاصر به شمار میرود. اگرچه پیشرفتهای پزشکی در چند دههی اخیر توانسته با استفاده از داروهای ضدویروسی عمر و کیفیت زندگی مبتلایان را به شکل چشمگیری افزایش دهد، اما هنوز هیچ درمان قطعی یا واکسن مؤثری برای از بین بردن این ویروس وجود ندارد.
نامگذاری این روز فرصتی است برای جلب توجه جهانی به واقعیتی که شاید در بسیاری از جوامع ناشناخته مانده و درست خطریابی نشده است. HIV تنها یک مسألهی پزشکی نیست؛ بلکه بحرانی اجتماعی، فرهنگی و انسانی است که به سطح آگاهی، شیوهی زیست، سیاستهای سلامت عمومی و میزان همبستگی جامعه با آسیبپذیرترین اقشار وابسته است.
بر پایهی تازهترین گزارش صندوق توسعهی ملل متحد (UNDP) به مناسبت روز جهانی ایدز، حدود ۱۳ هزار نفر در افغانستان با ویروس HIV زندگی میکنند. این نهاد همچنین اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۴ بیش از ۶۳۰ هزار نفر در جهان در اثر بیماریهای مرتبط با ایدز جان باختند و بیش از ۱.۳ میلیون مورد مبتلا نیز ثبت شده است. این آمار نشان میدهد که با وجود پیشرفتهای پزشکی و دسترسی گستردهتر به درمان ضدویروسی، ایدز همچنان یکی از چالشهای بزرگ سلامت جهانی است.
و اما در افغانستان، ضعف ساختار نظام صحی، کمبود وسایل تشخیص، نبود آموزش عمومی و فضای بستهی فرهنگی از عوامل اصلی گسترش مداوم ویروس به شمار میآیند. حکومت طالبان گرچه از فعالیت چند مرکز درمان و تشخیص دستاور حکومتشان میدانند، اما نبود برنامههای گستردهی آگاهیدهی، منع آموزشهای سلامت جنسی و کمبود شفافیت آماری سبب شده تا دامنهی واقعی ابتلا مشخص نباشد. در چنین شرایطی، یکی از پدیدههایی که به طور مستقیم بر چرخهی انتقال ویروس اثر میگذارد، پدیدهی شوم چندهمسری است؛ امری که در بستر سنتی جامعه، عادی و کاملاً شرعی تلقی میشود، اما از دیدگاه بهداشتی، یکی از برجستهترین عوامل خطر ابتلا به امراض مقاربتی، از جمله ایدز، محسوب میگردد.
در روابط چندهمسری، شبکهای پیچیده از ارتباطات جنسی میان چندین نفر شکل میگیرد که پیشگیری و پایش سلامت در آن تقریباً ناممکن است. نبود آزمایشهای پیش از ازدواج، کمبود آگاهی از وضعیت سلامتی طرفین و تکیهی روابط بر اعتبار دینی یا اجتماعی مردان سبب میشود که اگر حتی یکی از همسران آلوده باشد، ویروس به سرعت به دیگر همسران و از طریق بارداری به نسل بعد منتقل شود. این در حالی است که استفاده از وسایل پیشگیری مانند کاندوم چندان رایج نیست و همینطور گفتوگو دربارهی سلامت جنسی تابو به شمار میآید؛ در نتیجه، چرخهی انتقال بیماری بیوقفه ادامه پیدا میکند.
این مسأله تنها به بُعد بیولوژیک خود محدود نمیشود. چندهمسری در افغانستان در واقع بازتابی از نابرابری ساختاری میان زنان و مردان است. بسیاری از زنان در چنین ازدواجهایی اختیار محدودی در روابط جنسی دارند و حتی در صورت آگاهی از آلودگی همسر، توان مقابله یا درخواست استفاده از وسایل پیشگیری را ندارند. وابستگی اقتصادی، فشار فرهنگی، و ترس از طرد اجتماعی آنان را در موقعیتی قرار میدهد که پذیرش خطر، تنها گزینهی ممکن به نظر میرسد.
از سوی دیگر، محدود شدن یا توقف فعالیت نهادهای مدنی و بینالمللی، کاهش برنامههای آگاهیدهی، و نبود شفافیت در عملکرد وزارت صحت عامه، پیشگیری و تشخیص را با چالش جدی روبهرو کرده است. به دلیل نبود آمار دقیق و خدمات منظم، بسیاری از افراد بدون اطلاع از وضعیت سلامتی خود زندگی میکنند و ناخواسته بیماری را به دیگران منتقل میسازند؛ که البته، چندهمسری همچون حلقهای پرقدرت، موارد پراکندهی آلودگی را به هم پیوند میدهد و زمینهی گسترش تدریجی ویروس را در سطح جامعه فراهم میکند.
پینوشت: عکس از انترنت









