نویسنده: محیا امید
پس از بازگشت طالبان به قدرت، فضای فرهنگی در افغانستان، بهویژه در حوزهی کتابخوانی، به شدت محدود شده است. این گروه چندینبار فهرستهایی از کتابهای «ممنوعه» را به کتابفروشیها و نهادهای آموزشی ارسال کرده و هر بار شمار بیشتری از آثار ادبی، سیاسی و اجتماعی را در بر گرفته است. در ماه عقرب سال گذشته، طالبان فهرستی شامل حدود ۴۰۰ عنوان کتاب را ممنوع اعلام کردند.
به باور برخی ناظران، این فهرست بخشی از پروژهای گسترده برای مهار تفکر آزاد و محدود کردن آگاهی در جامعه است. شهروندان و کتابفروشان میگویند بسیاری از عناوین از بازار جمعآوری شده و پیدا کردن کتابهای مورد نظر به چالش جدی تبدیل شده است.
رؤیا، دختر ۲۲ سالهای در هرات که برای خرید کتاب «جنس دوم» اثر سیمون دوبووار به کوچهی گدام مراجعه کرده بود، مجبور شد دست خالی برگردد.
او میگوید: «پس از گشتوگذار در تمام کتابفروشیها ناامیدانه وارد آخرین دکان شدم. وقتی نام کتاب را گفتم فروشنده گفت این کتابها دیگر پیدا نمیشود چون طالبان فروششان را ممنوع کردهاند.»
تجربهی سمیه، یکی دیگر از دختران فعال در حوزهی کتابخوانی در هرات، نیز مشابه است. او میگوید پیش از اعمال محدودیتها «هر ماه یک کتاب» میخرید، اما اکنون دسترسی به بسیاری از عناوین از بین رفته است. به باور او، هدف طالبان جلوگیری از گسترش آگاهی و محدودسازی کتابهایی است که «ذهن جوانان را باز میکند یا موجب پرسشگری میشود.»
گزارشها نشان میدهد محدودیتها فقط در هرات نیست. زهرا، دختر کتابخوان از کابل، نیز روند مشابهی را روایت میکند.
او میگوید: «برای یافتن یک کتاب ممنوعه روزها در کتابفروشیهای مختلف میگشتم و فروشندهها بارها به من هشدار میدادند که جستجوی کتابهای ممنوعه میتواند برای خودم و آنها مشکلساز شود. در نهایت یکی از کتابفروشان که مرا هر روز میدید و میشناخت گفت میتواند به طور پنهانی کتاب مورد نظرم را برایم تهیه کند و حالا من کتابهایی را که میخواهم مخفیانه از همان کتابفروشی میگیرم.»
زهرا میافزاید که این کتابفروش برخی از کتابهای ممنوعه را به صورت غیرقانونی وارد کشور میکند و تنها به افراد مورد اعتماد میفروشد؛ روشی که به گفتهی او، یکی از پرخطرترین راههای دسترسی به کتاب است.
در کنار شهروندان، کتابفروشان نیز از کاهش چشمگیر مراجعهکنندگان و افزایش فشارها خبر میدهند. محمد (اسم مستعار)، یکی از کتابفروشان شهر هرات، به «صدای زنان افغانستان» میگوید: «قبلاً جوانان زیادی میآمدند، کتاب میخریدند یا حتی قرض میگرفتند. حالا تعدادشان بسیار کم شده و همان اندک افراد هم با ترس نام کتابها را میپرسند.»
او میافزاید که طالبان هر دو هفته برای بازرسی میآیند و فروشندگان موظفاند فهرست کامل عناوین را ارائه کنند: «فهرست مشخصی از کتابهای ممنوعه دادهاند. اگر کتابی از آن فهرست در دکان پیدا شود، با مشکلات جدی روبهرو میشویم.»
به گفتهی او، حتی جلد کتابهایی که تصویر زنان داشتهاند باید پاک شود و برخی فروشندگان مجبور هستند کتابهایی را که تصویر زن روی جلد دارند از دید طالبان پنهان کنند.
از سویی دیگر، برخی دختران جوان میگویند پس از صدور فهرستهای ممنوعه، دسترسی به شمار زیادی از کتابها به طور کامل از بین رفته است و آنان ناچار شدهاند به نسخههای آنلاین و PDF روی بیاورند.
سمیرا، دختر ۲۴ سالهای در هرات که سالهاست کتاب میخواند، میگوید: «قبلاً بیشتر کتابها را چاپی میخریدم، اما حالا یا پیدا نمیشود یا فروشنده جرأت نمیکند آن را نشان بدهد. بیشتر رفقایم هم آنلاین میخوانند. ما نمیخواهیم مطالعه را کنار بگذاریم، چون واضح است طالبان نمیخواهند جوانها به منابع مختلفِ آگاهی دسترسی داشته باشند. وقتی دروازههای مکتب و دانشگاه را بستهاند، معلوم است که اجازه نمیدهند درهای دیگر دانش باز بماند.»
در همین حال، طاهر احمدی، روزنامهنگار، میگوید محدودیتها تنها بر بازار کتاب تأثیر نمیگذارد، بلکه به سیاست کلی طالبان درباره زنان و آگاهی مرتبط است.
او توضیح میدهد: «در شرایط کنونی افغانستان دو موضوع جدا اما درهمتنیده وجود دارد: یکی فرهنگ کتابخوانی و تلاش دختران برای تداوم آگاهی، و دیگری ممنوع قرار گرفتن کتابها از سوی طالبان. در موضوع نخست، کتابخوانی برای دختران تنها یک سرگرمی یا فعالیت عادی نیست؛ بلکه ادامهی مسیر آگاهیخواهی آنان در دورهای است که گروهی بر سر کار آمده که حضور، نقش و فعالیت زنان را تهدیدی برای بقای خود میبینند.»
به باور او، طالبان برای حفظ کنترل سیاسی نیاز به گروههای «بیقدرت و وابسته» دارند و سیاستهای محدودکننده علیه آموزش، کار و کتابخوانی، در همین راستا تعریف میشود.
آقای احمدی دلیل اصلی ضدیت طالبان با زنان و تلاش برای عقبراندن آنان را ریشه در ماهیت نظامهای تمامیتخواه میداند و تأکید میکند: «نظامهای تمامیتخواه برای حفظ حاکمیت خود همواره دشمن میسازند؛ این دشمن گاهی خارجی است و وقتی نیروی خارجی وجود نداشته باشد به سرعت به دشمن داخلی تبدیل میشود. در نظام طالبانی این دشمن، زنانِ آگاه هستند. سیاست ضدزن به ابزاری تبدیل شده که طالبان از طریق آن بتوانند تندروترین افراد صفوف خود را راضی نگه دارند و استمرار حاکمیتشان را تضمین کنند. به همین دلیل حضور زنان در جامعه، رشد آگاهی و گسترش آموزش دختران تهدیدی جدی برای آنها محسوب میشود. محدودیتها علیه آموزش، دانشگاه، کار و اکنون کتابخوانی نیز از همین منطق پیروی میکند.»









