اعدام و حبس به خاطر توهین به مقدسات (رویه‌ی زشت و زننده‌ی ناشکیبایی اسلام)

نویسنده: فریدون

«دادگاهی در پاکستان، پنج نفر را به اتهام توهین به مقدسات، به اعدام و حبس محکوم کرد»- افغانستان اینترنشنال، ششم حمل ۱۴۰۴.

تیتر بالا، یکی از شمار تیترهای همه‌روزه‌ی قلمرو جغرافیای دین اسلام است. نه یک روز نه یک بار، بلکه همیشه که رسانه‌یی را مرور کنی، بار بار با این تیترها برمی‌خوری: «اعدام و سلب آزادی به‌خاطر توهین به مقدسات اسلام»! آیا این «مقدسات اسلام» چه چیزی است که این همه مشتاق و دل‌باخته دارد که هر کسی که در بعد چندصدایی قرار داشت، باید اعدام شود و زندانی؟

به‌راستی «مقدسات» چه زهر ماری است که کسی جانش گرفته شود یا آزادی‌اش سلب شود؟ این «مقدساتی» که مسلمانان جان و آزادی کسی را می‌گیرند، چرا خود آن مقدسات از خودش دفاع نمی‌کنند؟ چرا عرضه‌ی دفاع ندارند؟ آیا چه کسی با چه مجوزی قرار است که آزادی کسی را بگیرد یا جان کسی را؟ آیا به‌راستی از خود پرسیده‌اید که دنیای اسلام و شریعت آن، از چه روی چنین حقی را به خود می‌دهد؟ آیا چنین قوانین را کدام مغز متعفنی نوشته‌اند؟ آیا چرا آدم‌های با ‌مغزهای اجاره‌یی به جای قضات بنشینند؟

این خیلی درندگی و جانوری است که طعم زندگی، جان و آزادی کسی را بگیری. اگر به‌راستی اسلام چنین چیزی را گفته و به چنین چیزی فرمان داده که تا کسی دیدگاهش را ارائه داد، فورا بکش و زندانی کن، اسلام خیلی بد کرده و خیلی وحشیانه عمل کرده و باید فرمانش را پس بگیرد؛ زیرا زندگی و آزادی حقی است که مقدم بر هر چیزی است، خواه نقد بر اسلام باشد یا دیگر چیزهای پیرامونی‌اش از پیامبر تا امامان و تا خیل و ختک!

در تعریف مقدسات چنین گفته شده است که کلمه‌ی مقدسات «تشیر الی الاشیاء او الاماکن او الافکار التی تعتبر ذات اهمیت روحیه و دینیه فصی و تحظی بالتبجیل و الاحترام العمیق»، یعنی مقدسات اشاره به اشیاء و مکان‌ها و افکاری دارد که قابل احترام است. یا به سخن دیگر «منظور از مقدسات اسلام همه چیزی است که مورد احترام و تقدیس همه یا بیشتر مسلمانان قرار دارد؛ به نحوی که اهانت به آن اهانت به اسلام قلمداد شود و از ارکان و ضروریات دین باشد» (ویکی حقوق).

یا آنچه ویکی فقه گفته است که «هتک احترام و اهانت کردن به مقدسات و محترمات دینی یعنی آنچه لزوم احترامش در دین امر بدیهی باشد؛ مانند قرآن، کعبه، مساجد، مشاهد مشرفه (گورهای رهبران دینی مانند امامان یا پیشویان دینی و مذهبی و غیره)، از گناهان کبیره و رذائل اخلاقی است.

وب‌سایت ویکی فقه خیلی پا را از این هم پیشتر گذاشته و گفته است که توهین‌کننده‌ی قرآن کافر است و ریختن خونش مباح! شگفتا! اسلام به همین راحتی و آسانی اصول چندصدایی را با اعدام و سلب آزادی برابر می‌کند! این، خیلی زشت و نازیباست؛ زیرا در رویه‌ی اسلام و مسلمانان یک ذره بردباری، شکیبایی، گذشت، پایبندی به حرمت خون و آزادی کسی و پایبندی به اصل چندصدایی و نقد و نقدپذیری نیست. در برابر هرآنچه هست و نیست، برای خودش می‌ریسد و می‌بافد و خط سرخ در پیرامونش طراحی می‌کند. این، خیلی زشت و زننده است!

این زنندگی و زشتی با آنچه مبلغان مذهبی درباره‌ی حدیثی از پیامبر اسلام نقل می‌کند اینکه «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» کاملا نابرابر است و کاملا منافات دارد و به‌اصطلاح ملاها «مباین» است.

اسلام دینی است که برای خودش امکانات دفاعی‌یی طراحی و پلان کرده است که با واقعیت امر هیچ سازگار نیست. واقعیت این است که چرا خدا در برابر کسی که به مسجد و کتابش مثلا سبکی روا می‌دارد، خود از خودش دفاع نمی‌کند؟ آیا به‌راستی خدایی وجود خارجی ندارد؟ آیا اگر خدایی وجود خارجی دارد و در برابر هرگونه سبکی بندگانش در برابر مثلا مقدساتش سکوت می‌کند یا برخوردی نمی‌کند، از دو حال بیرون نیست: یا خدا مرده است یا خدا به اصطلاح مسلمانان رحمان و رحیم است. اگر خدا مرده است، چرا مرده را پرستش باید کرد؟ اگر مثلا رحمان و رحیم است، از چه روی مسلمانان نخود هر آشی است و داغ‌تر از کاسه؛ طوری که کسی را که او بنده‌ی خداست می‌کشد و آزادی‌اش را می‌گیرد؟

پرسش این است که چرا خدا، پیامبر، پیشوایان، پرستشگاه‌ها، کتابی به اصطلاح آسمانی و غیره، مقدس باشند؟ اصلا چرا؟ برای چه تنها پیروان اسلام برای خودش این حق را بدهند که دیگران به‌ اصطلاح مرتد یا سزاوار کشتن و زندانی شدن باشد؟ چرا این کلیشه مدام در بین افکار مسلمانان در گردش است؟ این کلیشه‌ی «مقدسات» از برای چه آدمی را به کشتن بدهد و آزادیی را بگیرد؟ آیا از چه روی تنها باور مسلمانان مورد احترام باشد و باورهای دیگران سزاوار سرزنش و به‌ دور از احترام؟

این رویه، زیبنده‌ی دینی نیست که خود را به‌ اصطلاح رهایی‌بخش می‌داند؟ این رویه، رویه‌ی زشتی است که فقط از اسلام سر می‌زند نه از بی‌دینی یا سکولاریستی یا آتئیستی و آنارشیستی..

مسلما مسلمانان و مبلغان مذهبی استدلال می‌کنند به اینکه غیر مسلمانان در جنگ‌های بی‌شمار آدم زیاد کشته‌اند یا غارت کرده‌اند و غیره، در برابر آن می‌توان استدلال کرد که غیر مسلمانان هیچگاهی ادعا نکرده‌اند که آیین‌شان رهایی‌بخش است یا انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.

اسلام، روحیه‌ی بسیار خشن و زننده و ناملایم و ناشکیبا دارد. روی همین جهت است که برای خودش حریم‌های چون «مقدس» و «تقدس» طراحی کرده‌اند تا بتواند شمشیر آخته را از روی ناشکیبایی بر فرق سر هر کسی که مثلا توهین‎گر است یا باور به اسلام ندارد، وارد کند یا از آزادی محرومش کند.

اصلا از چه روی برخی چیزها در زندگی «مقدس» یا «مقدسات» باشند؟ این تقدس و واجب‌الاحترام چرا در زندگی چون مار بر گردن جامعه‌ی اسلام‌زده حلقه بزند؟ پاسخ آن برمی‌گردد به شگردهای دفاعی اسلام از خودش تا هر کسی سر برداشت و با اسلام مخالفت کرد، فورا با توجه به دست‌آویزهای چون ارتداد، مهدورالدم، کافر و غیره کشته شود یا سلب آزادی.

اسلام، بدون تفکیک مذاهب و نحله‌ها و شاخه‌ها، خود را در هاله‌یی از تقدس قرار داده است تا بدین‌وسیله مخالفان خود را سربه‌نیست کند. این تقدس‌گرایی، نقض غرض است؛ زیرا همین اسلامی که خود را مقدس می‌داند و هر کنشی که با وی سازگار نباشد، خود را دین آزادگی و رهایی معرفی کرده است و خدایش را خدای بخشنده. پس از چه روی مخالفان، مستوجب سزا و عقاب و جزا باشد؟ درواقع همین عمل‌کرد اسلام در اصل توهین است. باید از مسلمانان و مبلغان مذهبی دوری کرد؛ زیرا اسلام برای خُردوخمیر کردن نقطه‌ی مقابل خود ابزارهای زیادی دارد که به‌دست یک گله‌ی گوسفند نادان و نفهم و نامتمدن و نابرخوردار از نعمت سواد و دانایی و آگاهی داده است. بدین‌طر یق، به‌ آسانی هر کنشی برابر با اعدام و نیستی می‌شود و برابر با سلب آزادی.

بسزاست تا از تک تک افراد «تقدس‌زدایی» کرد و در برابر فرهنگ تقدس و مقدس و مقدس‌گرایی شورید و سر ناسازگاری بلند کرد. در برابر هر چیزی که «مقدس» است، باید اقتدارگریزی کرد و سروری نهاد اسلام را دور انداخت و به فلسفه‌ی آنارشیسم که دیواره‌های انحصارطلبی در قدرت را ویران می‌کند و همه‌ی شکل‌های اجبار و سلسله‌مراتب را از لایه‌های زندگی می‌زداید، باید باور پیدا کرد. باید آنارشیستی باشیم دلیر، دلاور و جنگجو تا اقتدار و قدرت نابودکنندگی اسلام را در هم بشکنیم. در حقیقت، روندهای تک‌قطبی‌یی که در اسلام است، توهین به هرچه کرامت است؛ کرامت زنده بودن، کرامت آزاد بودن و کرامت چندصدایی، کرامت احترام به دیدگاه مخالف.

مبلغان مذهبی و مسلمانان متعصب، هیولاهای بی‌رحم و سنگدلی هستند، همانند دیوهای هفت سر که تنها کار و برنامه‌‌ی‌شان اعدام و زندانی کردن است و بی‌احترامی به دیدگاه‌های مخالف و بی‌حرمتی به اصل آزادی بیان و آزادی عمل و آزادی عقیده. آیا چطور می‌شود که فقط دایره‌ی اسلام محترم باشد و فقط افراد و مکان‌هایی که به اسلام مربوط‌اند، مقدس و قابل احترام باشند و دیگران نامحترم؟

پس، معلوم و پیداست که ته کفش اسلام و مسلمانان ریگی است؛ وگرنه کشتن فردی و زندانی کردنش که در تیتر خبری بالا خواندید و یتیم کردن فرزندانی اگر آن فرد فرزند داشته باشد و داغدار کردن خانواده‌یی که هریک از آن به‌یقین در گناه به‌ اصطلاح «توهین به مقدسات» دخیل نیستند، کار نادرست و زشتی است.

همان دادگاهی که به کشتن و زندانی کردن کس یا کسانی (با این استدلال که فلانی مرتکب توهین به مقدسات شده‌اند) اقدام می‌کنند، دادگاه نیست، بلکه قتلگاهی است که در آن به‌جای قاضی چند مغز اجاره‌یی نشسته‌اند. باید از همان به‌ اصطلاح قاضی‌های مغز به‌ اجاره‌داده پرسید، به شما چه که کسی به چه کسی یا چه چیزی مثلا توهین کرده است؟ و باید چنین قوانینی را که چنین قضاتی بر اساس آن حکم صادر می‌کنند با آب جوی شست و روی طناب آفتاب کرد تا خورشید طلایی بدرخشد.

باید قوانین ستمگرانه مبتنی بر داده‌های اسلام با آب جوی شسته شوند و قضات مغز اجازه‌یی جای خود را به قضات آزادمنش و یاغی علیه تمام داده‌های کلیشه‌یی دستورات کتب دینی اسلامی بدهند تا احترام و تکریم به تمام باورها، اندیشه‌ها و رفتارها گل کنند و باران ببارد و مزارع خوشه‌ی گندم تعارف کند. دانه‌ی گندم آلودگی به گناه شوریدن علیه داده‌های ستمگرانه‌ی اسلام.

به اشتراک بگذارید: