«صدای زنان افغانستان» در جریان هفتهی جاری با دو تن از مسئولان مراکز آموزشی غرب کابل و شماری از دانشآموزان این مراکز، به شمول دختران، گفتوگوهایی انجام داده است. مصاحبهشوندگان به شدت از اینکه تحت نظارت اعضای طالبان هستند، ابراز هراس و وحشت کردهاند.
مسئولان این مراکز آموزشی و دانشآموزان آن میگویند مأموران وابسته به ادارهی امر به معروف و نهی از منکر طالبان، هفتهای یکبار یا دستکم هر دو هفته یکبار، کورسها را گاهی حضوری و گاهی از بیرون رصد میکنند تا مبادا دختران و پسران در یک صنف مختلط درس بخوانند.
مدیر یک مرکز آموزشی زبان انگلیسی و کامپیوتر در پاسخ به این پرسش خبرنگار صدای زنان افغانستان که اگر مأموران طالبان صنف مختلط ببینند چه اقدامی میکنند، میگوید: «برای طالبان بسیار راحت است که درِ یک مرکز آموزشی را ببندند؛ چنانکه بارها همین کار را کردند. اما برای ما و شاگردان ما تحمل این کار سخت و طاقتفرسا است.»
مدیر این آموزشگاه ادامه داده و میگوید که مأموران ساحوی طالبان هیچگونه آشنایی با اصول ابتدایی انسانی ندارند، زبان گفتوگو را نمیفهمند و با منطق و استدلال بیگانهاند: «طالبانی را که من میشناسم از سبک زندگی فقط ریش و لنگی را فهمیده اند. این گروه را میتوان به خشونتگرایی مطلق نسبت داد.»
او میافزاید که بارها مأموران طالبان بدون اطلاع قبلی به صنفها هجوم بردهاند؛ اما او سعی کرده با عبارتهایی چون «قاری صاحب»، «مولوی صاحبا» و «مجاهدین صاحبان» آنها را نرم کند تا بیرون بروند.
ثریا، دانشآموز صنفهای کامپیوتر و انگلیسی، میگوید دو سال است که از رفتن به مکتب محروم شده و اگر طالبان اجازه میدادند، امسال صنف هشتم را تمام میکرد.
ثریا با گلوی پر از بغض و اشکهایی که امانش نمیدهد، میگوید: «از اول سال در یک کورس خوب و باکیفیت که نزدیک سرک عمومی بود درسهایم را شروع کردم. شاید یک ماه سپری شده بود که دیگر نرفتم.»
دلیل نرفتنش، به گفتهی خودش، هجوم وحشتناک چندین تن از مأموران طالبان به صنفها بود. طالبان طی یک ماه بیش از سهبار به صنف آمده و تذکر حجاب دادهاند. خانوادهاش وقتی از این وضعیت باخبر شدند، به دلیل ترس از اختطاف طالبان اجازه ندادند که درسش را ادامه دهد.
مرضیه (نام مستعار)، یکی دیگر از مصاحبهشوندگان، میگوید در آموزشگاهی درس میخواند که همهی شاگردانش دختران بودند و استادشان نیز زن بود. او تنها در بیرون از آموزشگاه احساس ناامنی داشت؛ اما در داخل صنف آرام بود، زیرا آموزشگاه همهچیز را مطابق میل طالبان عیار کرده بود.
مرضیه ادامه میدهد: «یک روز حادثهای اتفاق افتاد که امیدوارم سر هیچکس نیفتد. استاد سرگرم درس بود و گاهی شوخی میکرد؛ ما میخندیدیم. یکباره یک طالب مسلح و با یک همراهش وارد صنف شدند. همه خاموش شدیم. بدون سوال و جواب گفتند اینجا چه میکنید؟ یکی گفت درس میخوانیم. همان طالب گفت شما خنده کده روان هستید. بعد گفت چرا حجاب ندارید. استاد ما گفت حجاب شاگردا خوب است. دیگر بهانه پیدا نتوانستند، گفتند چرا حجابتان سیاه نیست.»
او میگوید هرچند هنوز درس میخواند، اما پس از آن بازجوییها، ترس همواره همراهش است.
«صدای زنان افغانستان» افزون بر گفتوگو با دانشآموزان، با یک آموزگار زن نیز صحبت کرده است. او که برای نمیخواهد نامش ذکر شود، میگوید روزی که طالبان او را در صنف پسران دیدند، از چهرهاش عکس گرفتند.
این آموزگار در مکتوبی نوشته است: «در یکی از مراکز آموزشی مشغول تدریس بودم. طالبان چندبار برای جدا کردن صنف به کورس آمدند. بار چهارم که آمدند، تایم ذکور بود و من درس میدادم. باید تدریس میکردم، اما طالبان که چهار نفر بودند، وارد کورس شدند و به شکل تحقیرکننده پرسیدند در این تایم میان این همه بچه چه میکنی؟»
او افزوده است: «میخواستم جواب بدهم، دوباره حرفم را قطع کردند و هرچه ناسزا بود نثار من و همکارم کردند. حتی عکس مرا گرفتند تا برای مقاماتشان ببرند و بهعنوان مدرک برای بستن مرکز آموزشی نشان بدهند. این توهین و تحقیر کافی نبود؛ میخواستند به خشونت فیزیکی هم متوسل شوند.»
آنچه در این گزارش بازتاب یافته، «مشت نمونهی خروار» است و احتمال میرود وضعیت پیچیدهتر و بدتر از این باشد. در عین حال، کورسهایی که برای دختران زبان انگلیسی و کامپیوتر آموزش میدهند در بعضی مناطق به صورت محدود فعالیت دارند.
بهنظر میرسد نظارت جدی طالبان بر مراکز آموزشی، وضعیت روانی مسئولان، شاگردان و خانوادههای آنان را به شدت تحت فشار قرار داده است. اکنون بسیاری از خانوادهها نگراناند که طالبان دخترانشان را اختطاف کنند و از فرستادن آنها به آموزشگاهها خودداری میکنند.
پینوشت: عکس از انترنت









