بیش از چهار سال و چند ماه از سلطهی رژیم طالبان بر افغانستان میگذرد؛ اما این گروه پیوسته کوشیدهاند برخی از واژههای حساس و پرکاربرد در بیانیههای ملل متحد را مطابق میل خود بازتعریف کرده و به آنها معنا و توجیه تازه بدهند.
طالبان بارها از «تأمین حقوق زنان»، «امنیت»، «آزادی»، «عدالت»، «عفو عمومی»، «ایجاد زمینههای شغلی» و «فرصتهای برابر برای همهی شهروندان» سخن گفته و این ادعاها را به رسانهها و نهادهای امدادرسان بینالمللی عرضه کردهاند؛ اما گزارشها و مستندهای منتشرشده، خلاف آنچه را طالبان ادعا میکنند نشان میدهد.
این گروه مدعیاند که «حقوق زنان» را تأمین کردهاند، درحالیکه زنان و دختران نهتنها از ابتداییترین حقوق انسانیشان محروم شدهاند، بلکه در چهار دیواری خانههایشان زندانیاند و از هرگونه فعالیت اجتماعی، آموزشی و اقتصادی منع شدهاند.
بر اساس آمارهای تخمینی، در بیش از چهار سال حاکمیت طالبان، بیش از پنج میلیون زن شغلهای دولتی و خصوصی خود را از دست دادهاند؛ از این میان، تنها حدود ۸۰ هزار زن در آرایشگاهها مشغول کار بودند و از این راه امرار معاش میکردند.
محدودیتهای آموزشی در داخل کشور، ممانعت از بورسیههای تحصیلی خارج از افغانستان، ممنوعیت کار، سفر، ورود به مکانهای عمومی و حمامها، محدودیت در پوشش، ممنوعیت صدا و تصویر، نداشتن جواز رانندگی در برخی ولایتها و حذف نام زنان از اسناد خانه، تنها بخشی از سیاستهای تبعیضآمیزی است که طالبان علیه زنان اعمال کردهاند.
حدود دو هفته پیش، بر اساس اظهارات شماری از شاهدان در «محکمهی مردمی برای زنان افغانستان» در هالند، رژیم طالبان در دورهی حاکمیت فعلی خود ۱۳۶ فرمان زنستیزانه علیه زنان و دختران صادر کرده است.
این آمار تکاندهنده در حالی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که طالبان در ولایت قندهار، زنان را از داشتن تلفنهای هوشمند نیز منع کردهاند. این نمونهها و دهها مورد مشابه دیگر نشان میدهد که طالبان نهتنها به حقوق زنان تمکین نکردهاند، بلکه به گونهی سیستماتیک کرامت انسانی آنان را زیر پا گذاشتهاند.
طالبان همچنین همواره از «تأمین امنیت سرتاسری» در کشور سخن گفتهاند؛ اما شهروندان در گفتوگو با رسانههای بیرونی از نبود امنیت روانی، گسترش ترس و ارعاب، شکنجههای بدنی و آزار و اذیت توسط اعضای طالبان، بهویژه مأموران امر به معروف، شکایت کردهاند.
بسیاری از شهروندان در شبکههای اجتماعی از «عفو عمومی» طالبان بهعنوان تلهای برای سرکوب مخالفان یاد کرده و تأکید میکنند که رهگیریهای مسلحانه، اختطافها و قتلهای هدفمند با دخالت مستقیم طالبان و زیر نام «افراد مسلح ناشناس» انجام میشود.
«آزادی» و «عدالت» دو واژهی پرکاربرد دیگر در اعلامیهها و سخنرانیهای طالبان است. این گروه ادعا میکنند که آزادی و عدالت واقعی در کشور نهادینه شده؛ اما گزارشها و شواهد نهادهای بینالمللی، خلاف این ادعا را نشان میدهند.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژهی شورای حقوق بشر ملل متحد، با ارائهی گزارشهای مستند، طالبان را ناقضان جدی حقوق بشر خوانده و تأکید کرده است که آزادی و عدالت واقعی، بدون قانون اساسی مدون و قوهی قضاییهی مستقل و عادل، دستیافتنی نیست.
به گفتهی او، افغانستان تنها زمانی به صلح، آرامش و پیشرفت واقعی میرسد که طالبان به آزادی و عدالت برای شهروندان تن دهند.
در کنار اینها، شماری از مقامهای بلندپایهی طالبان همواره از «ایجاد کار» و «ریشهکنکردن فقر» سخن میگویند. در تازهترین مورد، نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت طالبان، در مصاحبه با یک رسانهی هندی، افغانستان را «بهشت روی زمین» توصیف کرده است.
این تعبیر در ظاهر پرزرقوبرق است؛ اما واقعیت زندگی مردم چیز دیگری را نشان میدهد. بخش بزرگی از شهروندان برای گذراندن شبوروز خود در تقلا هستند و «زندهماندن» به دغدغهی اصلی آنان بدل شده است.
واژههایی که برای ملل متحد، نهادهای بینالمللی و مردم افغانستان حساس و معنادار است، در گفتار طالبان به ابزار تبلیغاتی تبدیل شدهاند؛ واژههایی که نهتنها از معنا تهی شدهاند، بلکه در بسیاری موارد، دقیقاً به ضدِ خود بدل گشتهاند.
پینوشت: عکس از انترنت









