نویسنده: علی پیام
پارهی هفتم
جستجوی انسان نو از درون تهیگاهها و ویرانههای هویت انسان کهنه، تلاشی است برای نوسازی جامعه و شناخت آن. در جریان این تکاپو، در این پاره از بحث، هفتمین ویژگی «انسان نو» را با تمرکز بر پژوهش آلکس اینکلس به پیش میبریم. گفتنی است که طرح اینگونه مباحث، با توجه به اینکه ما در دورهی «نوشتههای زرد» و «زردخوانی» سوشیالمیدیا قرار داریم، شاید آنگونه مورد استقبال عام قرار نگیرد. ولیکن بایسته است تا در حاشیههای مباحث «زودگذر»، «تاریخمصرفدار» و «مصرفی» که با پیچکاری رسانههای همگانی در ذهن و روان انسان امروزی تزریق میشود، به مباحث متفاوت نیز بپردازیم.
بحث جستاری در خوانش ویژگیهای انسان نو و کهنه، از همیندست نوشتههایی است که نگاهی حرفهییتر به مباحث و موضوعات قابلپرداخت دارد.
نوشتههای به اصطلاح «نوشتههای زرد» یا «زردنویسی»، رویکردی است که در آن تحریک احساسات، اغراق، دروغپردازی و تمرکز بر موضوعات سطحی و جنجالی بیشتر جایگاه دارد. زردنویسی که از دههی ۱۸۹۰ میلادی مطرح شده است، تکیه بر تیترهای اغراقآمیز و تحریککننده، تمرکز بر موضوعات سطحی یا جنسی، شایعهپراکنی و دروغپردازی، استفادهی بیشازحد از عناصر بصری، و فقدان تحلیل عمیق دارد؛ «زردخوانی» نیز تحت تأثیر همین فضا قرار دارد.
بههرروی، بحث جستاری در خوانش ویژگیهای انسان نو و کهنه، برکنار از رویکردهای زردنویسی گام خواهد برداشت.
آلکس اینکلس در بحث هفتمین ویژگی «انسان نو» گفته است:
«هفتمین معیاری که بر آن تکیه میکنیم، حیثیت است. ما احساس میکنیم که انسان مدرنتر کسی است که به حیثیت دیگران آگاهتر است و برای احترام نهادن به دیگران آمادهتر. ما احساس میکنیم که این خصوصیت در رفتار نسبت به زنان و کودکان کاملاً آشکار میگردد.»۱
بنمایههای آنچه اینکلس گفته، عبارت است از اینکه: انسان نو به حیثیت دیگران آگاهتر است، انسان نو برای احترام به دیگران آمادهتر است، و زنان و کودکان از حیثیت برخوردارند.
ویژگی «حیثیت» یکی از ارزشهای والای انسانی است. لغتنامهی دهخدا، مفهوم حیثیت را همتراز با مفاهیمی چون آبرو، اعتبار، پرستیژ، ارزش، عرض و وجهه۲ دانسته است.
وبسایت ویکیحقوق، حیثیت را در لغت به معنای ارزش و اعتبار اجتماعی که باعث سربلندی و خوشنامی شخص میشود۳، قلمداد کرده است.
وبسایت لغتیاب دربارهی مفهوم و معنای حیثیت چنین نوشته است:
«حیثیت به معنای اعتبار، شخصیت و آبرو در جامعه است. این واژه به جنبههای اجتماعی و اخلاقی فرد یا گروه اشاره دارد و نشاندهندهی احترام و ارزش اجتماعی آنها در نظر دیگران است. حیثیت به نوعی نشاندهندهی میزان احترامی است که دیگران به فرد یا گروه قائل هستند. افرادی که دارای حیثیت بالایی هستند، معمولاً مورد احترام و اعتماد دیگران قرار میگیرند. رفتارهای اخلاقی و درست میتوانند به افزایش حیثیت فرد کمک کنند، در حالی که رفتارهای ناپسند و غیراخلاقی ممکن است به کاهش آن منجر شود.»۴
مفهوم «حیثیت» در بیان آلکس اینکلس، ناظر به معنای شأن، منزلت و کرامت انسانی است؛ چیزی معادل داینیتی (Dignity) در زبان انگلیسی که به معنای «احترام به حیثیت و کرامت دیگران» است. همچنین، معادلهای Dignity عبارتاند از: شهرت و اعتبار (Reputation)، آبرو و شرافت (Honor)، اعتبار اجتماعی (Prestige).
آنچه از ویژگی «انسان نو» در پژوهش آلکس اینکلس به دست میآید، این است که بسیاری از انسانهای افغانستانی از آن فاصله دارند. بهویژه پس از تحولات اخیر کشور و برهمخوردن نظم و ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پس از سقوط حکومت جمهوری، در وضعیت کنونی، بار معنایی «حیثیت» از دست رفته است.
در تحلیل وضعیت افغانستان در مطابقت با «ویژگی انسان نو / برخورداری از حیثیت» میتوان با قاطعیت گفت که انسان امروزی در افغانستان، نه آگاه به حیثیت دیگران است، نه آمادگی احترام به دیگران دارد، و نه زنان و کودکان از حیثیت برخوردارند.
اگر بخواهیم با توجه به مفهوم «حیثیت» که در تحقیق اینکلس آمده است، فضای کنونی افغانستان را در ترازوی نقد بگذاریم، میتوان ادعا کرد که فعلاً افغانستان دهکدهی منحصربهفردی است که در آن، یک مشت «انسان کهنه» زیست میکنند یا میلولند؛ انسانهایی که «حیثیت» در قاموس و فرهنگ لغتشان وجود ندارد و با خود، با عالم و با آدم سر ناسازگاری دارند.
وضعیتی که نتیجهی آن، بیاحترامی به خودی و غیرخودی است؛ اعم از زن و کودک و دیگران. افغانستان اکنون جزیرهیی است افتاده در نقطهیی از زمین، نابرخوردار از بار معنایی «حیثیت». مردمی که در آن، نه شأن و منزلت و کرامت انسانی مانده، نه «احترام به حیثیت و کرامت دیگران»، نه شهرت و اعتبار، نه آبرو و شرافت، و نه اعتبار اجتماعی.
فراتر از همهچیز، حتا شأن و آبرو و اعتبارشان در سطح بینالملل زیر پا شده است. بهویژه زنان و کودکان؛ موجوداتی که در شرایط کنونی، نه از شأن و کرامت انسانی برخوردارند، نه از جایگاه انسانی. موجوداتی که از ابتداییترین حقوقشان خلع شدهاند.
آن چیزی که کارشناسان و نویسندگان گفتهاند: «تنها روزی، حیثیت نیاز به ناظری نخواهد داشت که حقوق افراد جوامع بشری به رسمیت شناخته شده باشد»؛۵
اما در افغانستان کنونی، نه ناظری بر رعایت «حیثیت» وجود دارد، نه حقوق بشر انسان افغانستانی بهویژه زنان و کودکان، به رسمیت شناخته شده است.
پس نتیجه روشن است که جایگاه انسان افغانستانی در بحث «انسان نو» کجاست!
دنباله دارد.
منابع
۱. نوسازی جامعه، مایرون وینر، ترجمه: رحمتالله مراغهای، مؤسسهی انتشارات فرانکلین، ۱۳۵۰، تهران، ص ۱۲۳
۲. لغتنامهی دهخدا.
۳. وبسایت ویکی حقوق.
۴. وبسایت لغتیاب، بی نا، بی تا.
۵. رادیو زمانه، ف. دشتی، «تأملی بر مفهوم حیثیت انسانی و مفاهیم همسایهاش» ۱۸ مهر ۱۴۰۱.
پینوشت: عکس از انترنت









