پروندهی داستاننویسان زن افغانستان (۶)
پژوهشگر: قدم شاهی
در سرزمین من هیچ کوچهای بهنام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی…
بنبستها اما فقط زنها را میشناسد انگار
سیمین بهبهانی
رقیه ابوبکر یا رقیه حبیب ابوبکر، زنی که در سرزمینی به نام افغانستان – که هیچ کوچهای بهنام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی… اما انگار زنهای افغانستانی را فقط بنبستها میشناسند – بنبستها را درنوردید و در عرصههای مختلف زندگی صاحب صدای خودش شد.
او برای بلند کردن صدای خودش بهعنوان یک زن، داستان نوشت، کتاب ترجمه کرد، در رادیو گویندگی کرد و صدایش سرتاسر افغانستان را درنوردید. همچنین در شورای ملی و در لویهجرگه صاحب صدا شد؛ صدایی که تار و پود سترون و سکوت را شکست و حنجره گشت تا بلندای زمانهی بیفریاد.
ما در این سلسله نوشتار، در پی کشف و نشان دادن صداهای بلند زنان کشورمان هستیم؛ زنانی که صاحب سخن و صدا شدهاند. رقیه حبیب ابوبکر یکی از همین زنان است؛ از پیشگامترین صداهای زنان افغانستان است؛ زیرا از نظر سنی بر همهی صاحبصداهای زن در افغانستان پیشتر است.
رقیه حبیب ابوبکر چهرهی چند بعدی دارد: داستاننویس، مترجم، مجری رادیو، آموزگار و سیاستمدار است؛ شخصیتی که از نظر سنی بر تمام داستاننویسان زن افغانستان مقدمتر است. با آنکه تذکرهنویسان در تمام منابع موجود، نخستین داستاننویس زن افغانستان را «ماگه رحمانی» گفتهاند؛ اما اگر از نظر سن تقویمی نگاه کنیم، رقیه ابوبکر از وی مقدمتر است. برخی از منابع فقط گفتهاند که نخستین داستاننویسان زن عبارتاند از ماگه رحمانی و رقیه ابوبکر و در تقدم و تأخر اشارهای نشده است. بر اساس گفتهی دخترش، نسرین گروس، برگرفته از کتاب «آوای زنان ماندگار»، رقیه حبیب ابوبکر در سال ۱۲۹۸ یعنی ۱۰۶ سال پیش به دنیا آمد. بنابراین از تمام زنان نویسندهی افغانستان از نظر سن تقویمی پیشتر است و حق تقدم بر همه دارد. با توجه به این تقدم سن تقویمی، اگر او را نخستین زن داستاننویس زن افغانستانی بدانیم، بیراهه نیست.
تحصیلات
خانم ابوبکر دورهی مکتب را در مستورات امانی گذراند. در سال ۱۳۲۵ خورشیدی سند بکلوریا گرفت. در سال ۱۳۳۱ خورشیدی از دانشکدهی اجتماعیات سند لیسانس خود را به دست آورد.
کارنامهی آموزشی
وی در کارنامهی آموزشی خودش خدمات آموزشی نیز دارد. در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در رشتهی آموزگار زبان فرانسوی شامل خدمت شد. در طی سالهای ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۸ خورشیدی در مکتب اندرابی، لیسهی زرغونه، به حیث معلم، سرمعلم و همچنین معاون ایفای وظیفه کرد. سپس در مؤسسهی نسوان، مدیر کورسهای سوادآموزی تعیین شد. رقیه حبیب در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به ریاست سوادآموزی مقرر شد که تا کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ در آنجا فعالیت داشت.
کارنامهی نویسندگی
تذکرهنویسان از آثار و آفریدههای داستانی وی یک داستان با عنوان «زمرد» نام بردهاند که در روزنامهی اصلاح به چاپ رسیده است. همین یک داستان، او را بهعنوان داستاننویس در جامعهی ادبی معرفی کرده است. همچنین تذکرهنویسان گسترهی فعالیتهای ادبی وی را داستاننویسی، سرایش شعر، نوشتن مقالات سیاسی و اجتماعی دانستهاند. سال ۱۳۲۸ خورشیدی یکی از پربارترین سالهای زندگانیاش عنوان شده است. کتاب چاپشدهاش بهنام «گلهای خودرو» در روزنامهی اصلاح به شکل پاورقی، به طور مسلسل، به چاپ میرسید. وی در پروندهی کاری ادبی خود برندهشدن در جایزهی ادبی اول رحمان بابا را دارد.
به طور کلی، آثار چاپشدهی او عبارتاند از: «گلهای خودرو» (۱۳۲۲ خورشیدی)، «زمرد» (۱۳۲۶ خورشیدی)، «زنان تاجدار» (۱۳۲۹ خورشیدی) و «قلهی زمان»، مجموعهی شعر جهاد (۱۳۶۷ خورشیدی).
کارنامهی مترجمی
او در کارنامهی فرهنگی خود ترجمه از زبانهای خارجی نیز دارد. ترجمههای چاپشدهی او عبارتاند از: رمان «ولنتاین» اثر خانم آمانتین لوسیل اوِر دوپن با نام مستعار «ژرژ ساند» از فرانسوی که در سال ۱۲۱۸ خورشیدی چاپ شد. یادآوری این نکته لازم است که تذکرهنویسان افغانستانی نام این رمان را به اشتباه «ولاتین» نوشتهاند. چاپ ترجمهی رمان «آنا کارنینا» اثر لئون تولستوی از فرانسوی در سال ۱۳۲۴ خورشیدی هم از اوست؛ که باز هم تذکرهنویسان نام رمان را به شکل اشتباه «انامارنیتا» نوشتهاند. همچنین چاپ رمان قرن نوزدهمی «مادام ترز» (Madame Therese)، با کتاب «مادام ترزا» اشتباه نشود، کار مشترک ارکمان و شاتریان (Emile Erchmann and Alexandre Chatrian) از فرانسوی در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، چاپ «چوبدستی بیتی» اثر آلفرد دوینی در پاورقی انیس در ۱۳۲۷ خورشیدی، چاپ رمان «دختر کلئوپاترا» اثر میشل موران از انگلیسی در سال ۱۳۴۰ خورشیدی، چاپ رسالهای از لیلیان وایلد در سال ۱۳۴۱ خورشیدی از انگلیسی به فارسی از طریق سرهمیاشت، چاپ «بیرق سرخ بر فراز افغانستان» اثر توماس هاموند از انگلیسی به فارسی در سال ۱۳۷۱ خورشیدی و آثار دیگری نیز که آمادهی چاپاند.
گفتنی است نخستین داستان ترجمهی او در سال ۱۳۲۲ در پاورقی روزنامهی «اصلاح» منتشر شد.
کارنامهی سیاسی
رقیه ابوبکر در سال ۱۳۴۵ خورشیدی بهعنوان عضو لویهجرگه برای تدوین قانون اساسی برگزیده شد. تصویب قانون اساسی جدید موجب شد که حق رأی زنان و حق نامزدی در انتخابات رسما به تصویب برسد. پس سهم و حضور رقیه حبیب ابوبکر در امر تأمین حق رأی زنان و حق نامزدی زنان در انتخابات درخور توجه است. در همین سال، ۱۳۴۵ خورشیدی، نامزد ناحیهی اول و دوم شهر کابل در شورای ملی شد که تا سال ۱۳۴۹ خورشیدی نمایندگی در شورای ملی را عهدهدار بود. وی از نخستینههای زنان افغانستان است؛ مثلا او نخستین زنی بود که در پارلمان افغانستان راه پیدا کرد؛ از این رو صدای رسایی زنان در امور قانونگذاری نیز به شمار میآید. همچنین او نخستین مجری رادیو نیز است.
مسئولیتهای متفرقه
رقیه حبیب ابوبکر مسئولیتهای گوناگونی در طول زندگی خودش ایفا کرده است؛ مثلاً تا سال ۱۳۴۰ خورشیدی مسئولیتهای مدیریت عمومی تبلیغات، نمایش روابط خارجی، باغ زنانه، کودکستان و کتابخانه را به دوش داشت. سپس عضو انجمن تاریخ شد. وی همچنین عضو هیأت مدیرهی مؤسسهی کمک به اطفال افغان بوده است.
کارنامهی رسانهای
در عرصهی فعالیتهای رسانهای، وی مدیریت مجلهی میرمن و گویندگی رادیو افغانستان را در کارنامهی خود دارد. همچنین وی مشاور تلویزیون «نوای افغان» بوده است. در کتاب «افغانستان در قرن بیستم»، به نقل از دکتر عبدالاحمد جاوید که در سالهای دههی پنجاه میلادی مسئول رادیو افغانستان بوده، آمده است: «رقیه ابوبکر یا رقیه حبیب اولین زنی بود که صدایش به صورت مطلق از رادیو نشر شد. ما به خانهاش با دستگاه تیپ ریکاردر (ضبط صوت) رفتیم و صدایش را ضبط کردیم». بازهم به اساس اطلاعات دکتر جاوید، رقیه حبیب در مورد «زن و جامعهی ما» سخنرانی کرده و صدایش ثبت شده و از رادیو پخش گردیده است. منابع میگوید که وی به مدت پنج سال مجری «رادیو کابل» بوده است. البته گفتنی است که برخی از رسانهها لطیفه کبیر سراج را نخستین مجری زن در افغانستان گفتهاند.
رقیه حبیب همچنین موفق به اخذ جوایزی در عرصهی فعالیتهای مطبوعاتی نیز شده است. گفته میشود که اولین جایزهی مطبوعاتی برای زنان افغانستان به وی تعلق گرفت. خانم حبیب مدتی آمر نشرات ریاست سرهمیاشت افغانستان نیز بوده است.
در نتیجه
رقیه حبیب ابوبکر، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در محلهی چهلستون کابل به دنیا آمد. از نظر خانوادگی، پدرش سید حبیب مستوفی کابل و مادرش زینت بود. وی خواهر سید قاسم رشتیا، از شخصیتهای نامدار افغانستان، و همچنین خواهر میر محمدصدیق فرهنگ، تاریخدان نامآشنای کشور است. رقیه حبیب ابوبکر در سال ۱۳۱۲ خورشیدی با فردی بهنام یوسف ازدواج کرد؛ اما یوسف پس از دو سال، زندگی را بدرود گفت. سپس در ۱۳۲۳ یا ۱۳۲۴ شمسی با داکتر ابوبکر ازدواج کرد. داکتر ابوبکر مرد مبارز و روشنفکری بود که در سالهای دههی سی در حزب وطن به رهبری شادروان میرغلام محمد غبار فعالیت داشت و به خاطر فعالیتهای سیاسیاش زندانی شد. آنها تا سال ۱۳۴۸ یا ۱۳۴۹ شمسی باهم زندگی کردند و سپس جدا شدند.
و سرانجام اینکه زندگی آدمی چون خطخطی کودکانهای که به سادگی تمام در پایان بازی خط زده میشود؛ و خط زندگی خانم رقیه ابوبکر در سال ۱۳۸۰ یا ۱۳۸۱ (۲۰۰۲ میلادی) در الکساندریه ورجنیای امریکا خط زده شد و نامش همیشه جاودان خواهد ماند.









