«صدای زنان افغانستان» به تازهگی با یک تن از زندانیان آزادشدهی طالبان گفتوگویی کوتاه انجام داده است؛ زنی که از پشت سلولهای زندان و آنچه بر او گذشته، پرده برمیدارد.
برای حفاظت از هویت این فرد، نام و برچسپ اتهام او افشا نمیشود. او میگوید: «وقتی استخبارات طالبان مرا از کابل بازداشت کرد، حس کردم با دنیا، با خانواده، با روشنایی و با همهچیز خداحافظی کردم.»
او اضافه میکند که در زندانهای طالبان، هیچکس امید بازگشت ندارد. به گفتهی این زندانی، دو شب را در ریاست ۰۴۰ سپری کرده و سپس به زندان پلچرخی منتقل شده است.
در بخشی از سخنانش میگوید: «به طالبان التماس میکردم که مرا آزاد کنید، من هیچ جرمی مرتکب نشدهام. فقط رقیبهایم برایم دوسیه ساختهاند. طالبان بلند میخندیدند و میگفتند: اینجا اگر باد پلاستیک را بیاورد، شش ماه میماند؛ به تو خیلی زود هوایی رفتن زده!»
او تصریح میکند که پیش از آغاز محکمه، طالبان از او و دیگر زندانیان «امتحان نماز» گرفتهاند. مأموران امر به معروف طالبان، آنان را متهم به «بدنمازی» کرده و اجزای نماز را به شیوهی مورد نظر خود «عملی» آموزش میدادند.
او میافزاید در زندان طالبان، جز لباس زندانی، هیچ لحاف یا فرشی وجود نداشت. اگر کسی دو سال هم در زندان باشد، حتی بدون شکنجه، لباسهای نازک و اتاقهای سرد و نمناک، تن و روان او را از پا میاندازد.
به گفتهی این زندانی رهاشده، هرچند در پلچرخی شکنجه فزیکی نشده، اما بارها مورد فحشهای ناموسی، توهین، ناسزا و تهدید به مرگ از سوی اعضای طالبان قرار گرفته است.
پینوشت: عکس از انترنت









