نویسنده: آترین آشوب
عبدالعلیم خاموش آموزگاری که چندی پیش به اتهام ترویج علوم مدرن میان شاگردانش از سوی طالبان بازداشت شده بود، اکنون بنا به اعلام وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان به جرم «توهین به مقدسات»، به اعدام محکوم شده است.
در همین حال، یکی از باشندگان ولسوالی جانخیل ولایت پکتیکا، جایی که خاموش مشغول تدریس بود و بازداشت شد، در مصاحبه با کټواز مهالنۍ گفته است که عبدالعلیم را از نزدیک میشناسد و او به دین توهین نکرده، بلکه با یکی از افراد طالبان اختلافنظر داشته است؛ چرا که زبان گفتن حقیقت را داشت.
به گفتهی این فرد، جرم عبدالعلیم، اختلافنظر با یک مقام طالبان بوده و آنچه «توهین به مقدسات» گفته شده بهانهیی برای سرکوب او بوده است.
در جوامع اسلامی، بهویژه تحت حکومتهای دینی، اختلاف نظر و تفکر مستقل اگر با دیدگاه مقام قدرت همراه نباشد، میتواند با اتهاماتی چون ارتداد، توهین به مقدسات یا تکفیر، به مرگ یا زندان منتهی شود. بسیاری در همین مسیر، تنها به دلیل ابراز اندیشهی متفاوت، حذف فیزیکی شدهاند. فرخنده و مشعلخان، نمونههای زندهیی این واقعیت تلخاند.
در ساختار عقیدتی اسلام، آزادی بیان وجود ندارد و همهچیز از باور، ایمان و تقدسگرایی مایه میگیرد. هر نوع تفکر غیر اسلامی برابر با توهین، شرک، گناه کبیره، ارتداد و کفر محسوب میشود که حکم آن قتل است. فردی که دارای تفکر غیر اسلامی است، اگر این تفکرش فاش شود، حکم مرگ او، چه توسط حکومت اسلامی و چه توسط اجتماع اسلامی، جاری خواهد شد. در دورهی جمهوریت و در حضور حکومت شبهدموکراتیک، همین اجتماع مسلمان بود که طی محکمهی صحرایی اسلامی، فرخنده را مستحق قتل جمعی فجیع و تاریخی دانست. همین اجتماع مسلمان بود که سلوان مومیکا را به قتل رساند. همچنین، حملات مکرر به سلمان رشدی (نویسندهی کتاب آیات شیطانی) و یک سال پیش حمله به یک زن جوان در پاکستان که لباسی با نوشته عربی بر تن داشت، در حالیکه آن واژه عربی و غیرقرآنی بود، نمونههای دیگریاند. هزاران نفر برای سلاخیکردن آن زن، همانند فرخنده، در برابر دروازهی رستورانت تجمع کرده بودند و پلیس با تدابیر خاص توانست او را از محکمهی صحرایی نجات دهد.
در آیهی پنج سورهی توبه در خصوص مشرکان چنین آمده است: «پس هنگامی که ماههای حرام به پایان رسید، مشرکان را هر کجا یافتید، بکشید و آنها را بگیرید و محاصره کنید، و در هر کمینگاهی بر سر راهشان بنشینید. اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، راهشان را باز بگذارید، که خدا آمرزنده و مهربان است.»
در صحیح بخاری آمده است:
«هرکس دینش را تغییر دهد، او را بکشید.»
(صحیح بخاری، کتاب الجهاد، حدیث ۳۰۱۷)
این احکام به جمعیت مسلمان سراسر دنیا دیکته میکند که در برابر منتقدین، مخالفین و ترککنندگان دین، چگونه برخورد کنند.
در همین حال، مسلمانها همواره از اسلام بهعنوان دینی معتدل، صلحپذیر و امن یاد کردهاند که در آن هیچ نوع جبری وجود ندارد. اما آنچه تاریخ عینی و واقعی مسلمانها در برابر افراد غیرمسلمان و فرقههای مسلمانِ فاقد قدرت نشان میدهد، همواره مملو از ترورها و کشتارهای جمعی بوده است. واقعاً دینی که بر باور به بهشت و جهنم، گناه و عصیان استوار است، چگونه میتواند همزمان ادعای صلح و مهربانی نیز بکند؟!
سکوت در برابر چنین اعدامهایی نهتنها سکوت در برابر ستم آشکار اسلامی است، بلکه امنیت جهانی آزادی بیان را نیز تهدید خواهد کرد؛ زیرا آنچه با این احکام اسلامی تحت خطر قرار میگیرد، محدود به مرزهای جوامع اسلامی نمیماند و میتواند سراسر جهان را درگیر ترور هدفمندانه احکام اسلامی نماید.









