نویسنده: محمد رجا
شامگاه ۱۳ تیرماه، قربان مجاهد، نوجوان ۱۸ ساله از ولسوالی سنگتخت ولایت دایکندی، پس از خروج از سالن فوتسال در منطقهی قلعهمیر تهران، توسط چهار نفر راسیست مورد حمله قرار گرفت. ضاربان، که شاهدان عینی آنان را «ایرانی و دارای رفتار نژادپرستانه» توصیف کردهاند، این نوجوان را از روی پل عابر پیاده به پایین پرتاب کردند.
قربان، تنها نانآور خانواده و کارگر یک کارخانهی ضایعات آهنآلات بود، اکنون با شکستگی شدید گردن و ستون فقرات در بخش مراقبتهای ویژهی بیمارستان فاطمهالزهرا رباطکریم بستری است و در کما به سر میبرد. هفت روز از حادثه گذشته و با وجود دهها دوربین نظارتی در محل، هیچیک از مهاجمان شناسایی یا بازداشت نشدهاند.
این رخداد، تنها چند روز پس از قتل هولناک طاها رضایی، نوجوان ۱۸ ساله دیگر افغانستانی در اطراف دماوند رخ داده است. پیکر مثلهشدهی طاها در باغی متروک کشف شد؛ جسدی که نشانی از خشم بیدلیل و خشونت بیرحمانه داشت.
در خبری دیگر، فریده محمدی، دختر نوجوان ۱۵ ساله و فرزند عبدالله محمدی، حوالی ساعت بعد از ظهر روز چهارشنبه، ۱۸/ ۴/ ۱۴۰۴، از محل کارش در کارگاه خیاطی در منطقهی صالحآباد اسلامشهر ناپدید شد. خانوادهاش میگویند او پس از وقت ناهار دیگر نه به خانه بازگشته است و نه به کارگاه خیاطی. گزارشهای غیررسمی حاکی است که فریده توسط یک شهروند ایرانی ربوده شده است. در پی شکایت خانوادهاش به سفارت طالبان در تهران، آن سفارت از مقامات امنیتی ایران خواسته که در جهت یافتن فریده با خانوادهاش همکاری کنند؛ اما تا کنون هیچ اثری از او نیست.
افزایش خشونتهای هدفمند علیه مهاجران افغانستانی در ایران، از ضربوشتم و آدمربایی تا قتل، در شرایطی رخ میدهد که همزمان با سیاستهای سختگیرانهی دولت جمهوری اسلامی برای اخراج گستردهی مهاجران، موجی از نفرتپراکنی و رفتارهای افراطگرایانه میان بخشی از جامعه نیز در حال گسترش است.
قربانیان این خشونتها نامونشانشان تنها در گزارشهای غیررسمی شنیده میشود، و هیچ پیگیری قضایی شفاف و مؤثری در دست نیست.
قربان، طاها و فریده قربانیان نژادپرستیاند که کمتر از یک هفته ازبین رفتهاند. اینها فقط نام نیستند؛ روایتاند. روایتی از رنج، بیپناهی و سکوتی که با بیتفاوتی مقامات ایرانی ادامه دارد.
پینوشت: عکس از انترنت









