مادر درخت، هوش و ما

نویسنده: پیروز درواز

راستش را گفته باشم، من از زمانی که به یاد دارم، شیفته و مجذوب درختان بوده‌ام؛ به‌ویژه درختان تنومند، پُربرگ و بارآور. بااین‌حال، کمتر درباره‌ی درختان و جنگل‌ها مطالعه کرده‌ام. هرچند در دانشگاه «راوینشاو» چندین ترم پیاپی «مطالعات محیط‌زیستی» داشتیم و همان‌جا بود که نخستین‌بار با مفهوم «اکوسیستم» آشنا شدم و عصرها که از صنف اقتصاد و جامعه‌شناسی بر‌می‌گشتم با عبدالله جان «خداداد» در این مورد بحث می‌کردیم.

یک روز، هنگام گفت‌وگو با یکی از دوستانم، به‌طور تصادفی، از او نام کتاب زندگی پنهانِ درختان نوشته‌ی پیتر ووللبن را شنیدم. عنوان آن مرا کنجکاو کرد: درختان؟ احساس؟ ارتباط؟ آیا این فقط استعاره‌ی شاعرانه بود یا مفهومی عمیق‌تر در آن نهفته بود؟ با کمک همان دوست، نسخه‌ی انگلیسی کتاب را دریافت کردم و از همان سطور نخست، مجذوب آن شدم. طرز روایت کتاب حکایتی از حکمت باستانی را در خود داشت؛ گویی نویسنده هم‌چون قصه‌گوی دانا، رازهایی را آشکار می‌کرد که بسیاری از ما در طول عمرمان نادیده گرفته‌ایم. هر جمله، پرده‌یی از اسرار جنگل را کنار می‌زد و نگاه مرا به جهان بیرون تغییر می‌داد.

این فقط کتابی درباره‌ی درختان نبود، بلکه درباره‌ی زندگی، ارتباط، استقامت و هوش شگفت‌انگیز طبیعت نیز بود. این هشت درس را از زندگی پنهان درختان آموختم؛ درس‌هایی که هرگز فراموش نخواهم کرد.

۱. درختان موجودات اجتماعی‌اند، نه منفرد و منزوی

ما معمولاً درختان را مستقل و ایستاده در جنگل تصور می‌کنیم، اما نویسنده این باور را تغییر می‌دهد. درختان در اجتماعات زندگی می‌کنند. آن‌ها رقابت نمی‌کنند، بلکه هم‌کاری دارند؛ از طریق ریشه‌های‌شان مواد مغذی را به اشتراک می‌گذارند، یک‌دیگر را از خطر آگاه می‌کنند و حتا از اعضای ضعیف یا بیمار حمایت می‌کنند. جنگل تنها مجموعه‌یی از درختان نیست، بلکه شبکه‌یی به‌هم‌پیوسته از زندگی است. این باعث شد از خود بپرسم: اگر درختان، بدون داشتن مغز، ارزش جامعه را درک می‌کنند، چرا ما اغلب انزوا را به ارتباط ترجیح می‌دهیم؟

۲. جنگل، خانواده‌یی به‌هم‌پیوسته است

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های کتاب، توضیح نویسنده درباره‌ی چگونگی مراقبت درختان مادر از فرزندان‌شان بود. آن‌ها دانه‌های خود را رها نمی‌کنند تا به‌تنهایی رشد کنند، بلکه میزان نوری را که به نهال‌های‌شان می‌رسد، تنظیم می‌کنند تا از رشد مناسب‌شان اطمینان حاصل کنند. نور زودهنگام می‌تواند یک درخت جوان را ضعیف کند؛ بنابراین درختان مادر عمداً رشد فرزندان‌شان را آهسته‌تر می‌کنند تا بقا و استقامت بیشتری داشته باشند. در دنیایی که سرعت و موفقیت فوری ستایش می‌شود، درختان به ما یادآوری می‌کنند که رشد آرام و پیوسته، قوی‌ترین نوع رشد است.

۳. درختان سخن می‌گویند؛ به زبان مخصوص خودشان

ووللبن توضیح می‌دهد که درختان از طریق ریشه‌های‌شان سیگنال‌های الکتریکی ارسال می‌کنند، مواد شیمیایی هشداردهنده در هوا پخش می‌کنند و حتا از شبکه‌های قارچی زیرزمینی برای ارسال پیام به یکدیگر بهره می‌برند. این موضوع نشان می‌دهد که طبیعت دارای نظامی پیچیده از ارتباطات است که ما هنوز بسیاری از آن را درک نکرده‌ایم.

۴. قدرت درخت از ریشه‌های عمیقش می‌آید، نه از شاخه‌های بلندش

درختانی که سریع رشد می‌کنند اما ریشه‌های عمیقی ندارند، در برابر طوفان‌ها آسیب‌پذیرند. درختانی که ابتدا ریشه‌های قوی ایجاد می‌کنند، قرن‌ها پابرجا می‌مانند. این درس مهمی در زندگی است: موفقیت پایدار از پایه‌های محکم نشأت می‌گیرد.

۵. درختان کهن، خِرد جنگل را در خود دارند

درختان کهن تنها بازماندگان نیستند، بلکه حافظان خاطرات جنگل‌اند. حلقه‌های‌شان تاریخ آب‌وهوا را ثبت کرده، ریشه‌های‌شان دانش خشکسالی‌های ‌گذشته را حفظ کرده و حضورشان کل اکوسیستم را تثبیت می‌کند. این باعث شد به سال‌مندان زندگی‌مان فکر کنم؛ کسانی که خرد و تجربه‌ی آن‌ها را نباید نادیده گرفت.

۶. جنگل بر پایه‌ی هم‌کاری زنده می‌ماند، نه رقابت

برخلاف باور رایج، جنگل‌ها به دلیل حمایت متقابل شکوفا می‌شوند. درختان ضعیف کمک می‌شوند، تنه‌های افتاده مواد مغذی فراهم می‌کنند و حتا درختان در حال مرگ نقش حیاتی در پشتیبانی از حیات جدید دارند. اگر درختان این را درک می‌کنند، چرا ما اغلب هم‌کاری را فراموش می‌کنیم؟

۷. صبر، بزرگ‌ترین قدرت طبیعت است

درخت بلوط ممکن است دهه‌ها طول بکشد تا بالغ شود، اما هنگامی که به بلوغ می‌رسد، قرن‌ها پایدار می‌ماند. درختان عجله نمی‌کنند؛ آن‌ها خود را تطبیق می‌دهند، تاب می‌آورند و منتظر زمان مناسب می‌مانند. این درس بزرگی درباره‌ی صبر و پایداری است.

۸. مرگ در جنگل پایان نیست، آغازی نو است

وقتی درختی می‌افتد، خانه‌یی برای حشرات، قارچ‌ها و گیاهان جدید می‌شود. تنه‌ی در حال تجزیه‌ی آن خاک را غنی ساخته و نسل‌های آینده را تغذیه می‌کند. در جنگل، هیچ‌چیز هدر نمی‌رود. این نگرش می‌تواند دیدگاه ما را نسبت به زندگی و مرگ تغییر دهد.

سخن آخر

کتاب زندگی پنهان درختان، به من نشان داد که درختان صرفاً موجوداتی ساکن نیستند، بلکه از هوش، ارتباط و هم‌کاری برخوردارند. آن‌ها به ما می‌آموزند که زندگی نه در رقابت، بلکه در هم‌بستگی، صبر و ریشه‌های قوی معنا پیدا می‌کند. شاید وقت آن باشد که بیشتر به طبیعت گوش بسپاریم و از خرد آن بیاموزیم.

به اشتراک بگذارید: