ملالی موسی نظام

پرونده‌ی داستان‌نویسان زن افغانستان-۱۱
پژوهشگر: قدم شاهی

کارنامه‌ی نویسندگی
نویسندگی نوعی تفکر است و کودتا علیه نظم مستقر. شورش است علیه ساختارهای سترونی که در آن انسان اسیر آن ساختارهاست. در این چرخه‌ای از ساختارشکنی، زنان نویسنده، صدای خود را در قالب نوشتن تبارز می‌دهند؛ بدون اینکه تقلا کنند و در خیابان‌ها بیایند، با آثار خود حرف می‌زنند. روی همین جهت است که پرونده‌ی داستان‌نویسان زن افغانستان تمرکز ژرف دارد روی زنان نویسنده؛ برای اینکه نوشتن، صدایی است تأثیرگذار؛ و یکی از این صداهایی که از دهه‌ی ۲۰ خورشیدی به اهتزاز درآمده است، ملالی موسی نظام (Malalai Musa Nezam) بانوی داستان‌نویس، نقاش، مقاله‌نویس، منتقد سیاسی و فعال حوزه‌ی فعالیت‌های رضاکارانه‌ی اجتماعی است. اهمیت پرداختن به سوژه‌ی زنان نویسنده، تقویت و شناسایی زنانی است که در جامعه‌ی افغانستانی نقش بارزی برای تحقق و کمک به ارزش‌ها بازی کرده است.

کارنامه‌ی نویسندگی
ملالی موسی نظام با آنکه در داستان‌نویسی به طور حرفه‌ای و پیوسته کار نکرده است، یکی از خشت‌ها و پایه‌سنگ‌های داستان‌نویسی زنان افغانستان به شمار می‌رود؛ زیرا از سال ۱۳۳۹ خورشیدی که به داستان‌نویسی شروع کرده است، ۶۵ سال است که هم‌چنان می‌نویسد. نوشتن برای او تبدیل شده است به زندگی. او با نوشتن زندگی می‌کند.

علاوه بر داستان‌نویسی، مقاله‌نویس نیز است. مقالاتی با رویکرد سیاسی در نشریات از وی چاپ شده است که جریان‌های دخیل در ویرانی افغانستان اعم از ۷ ثور و ۸ ثور و مجاهدین را نقد کرده است. او بانویی است که سنگرها و خاکریزهای تمام کسانی را که در ویرانی کشور نقش داشته‌اند؛ زیر تیربار قلم خود قرار داده است. تابوهای مقدس جهاد و مجاهد را با تمام بنگاه‌های تبلیغاتی‌شان شکستانده است. پس او «صدا» است و فریادی برای افشای حقایق پشت پرده.

به همین خاطر است که ملالی موسی نظام، مخالفان زیادی دارد و در نشریات، نقدهای زیادی علیه این خانم نویسنده نوشته شده‌اند؛ به‌ویژه از سوی دستگاه‌های جهادی‌. به سخن دیگر، از شروع جریان داستان‌نویسی زنان افغانستان تا ملالی موسی نظام، وی تنها نویسنده‌ی منتقد سیاسی است که مخالفان و منتقدان زیادی دارد؛ زیرا وی در مقالات خویش تمام جبهات ۷ ثور و ۸ ثور را نقد کرده است؛ و هم‌چنین در مقالاتی عوامل فاجعه‌ی افشار را به شدیدترین لحن مورد نقد قرار داده است.

این نویسنده علاوه بر داستان‌نویسی مقالات زیادی در نشریات مختلف به چاپ رسانده است. منابع گفته‌اند که از ملالی موسی نظام حدود ۲۷۴ مقاله در پورتال افغان-جرمن به نشر رسیده است. بخشی از مضامین این مقالات را مستقیماً نقد جنگسالاران تشکیل می‌دهند. برخی از مقالات وی در نشریات دیجیتالی مانند لمر مگزین و وب‌سایت «۲۴ ساعت» موجودند. به طور کلی مقالات وی نقدی بر جنایات ۷ ثور و ۸ ثور، درباره‌ی زنان، درباره‌ی قتل عام افشار و هم‌چنین در موضوع منع خشونت علیه زنان، و نقد جنایت‌کاران جنگی در افغانستان، و تحلیل وضعیت زنان در حکومت طالبان را پوشش می‌دهند.

به طور مشخص، اگر روی محور داستان‌نویسی این بانوی جسور تمرکز کنیم، او از سال ۱۳۳۹ و درست در ایام تحصیل در لیسه‌ی ملالی به داستان‌نویسی روی آورد. از همان حوالی هجده‌سالگی شروع کرد به نوشتن مقالات و سپس بیشتر به ادبیات داستانی گرایش یافت. داستان‌هایش در مطبوعات پایتخت، از جمله روزنامه‌ی انیس، به نشر رسید. یکی از داستان‌هایش در اول حمل ۱۳۳۹ در همین روزنامه چاپ شد و پس از آن، داستان‌های کوتاهش به صورت پاورقی و به طور هفته‌وار، هر پنج‌شنبه، در روزنامه‌ی انیس منتشر می‌شد.

زمانی که وی در دانشگاه درس می‌خواند، بازهم از نوشتن داستان‌های کوتاه دست برنداشت. از مجموع کار داستانی وی، داستان «نیم تاج هوس» در همان سال جایزه‌ی اول داستان‌ کوتاه (جایزه‌ی اول مطبوعاتی) را از آن خود کرد. این داستان علاوه بر اینکه در نشریات پایتخت چاپ شد، بعدها در کتاب «داستان‌های کوتاه افغانستان» که توسط محمود خوافی ناشر ایرانی در مشهد چاپ شد، آمد. هم‌چنین همین داستان در مجموعه‌داستان «پیمانه» به کوشش موسی همت در کابل چاپ شد.

تحصیلات
ملالی موسی نظام نیز از جزو زنان تحصیل‌کرده و دانشگاهی است. تعلیمات ابتدایی و ثانوی را در لیسه‌ی عالی ملالی، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به انجام رساند. سپس در سال ۱۳۴۱ خورشیدی وارد دانشکده‌ی ادبیات و علوم بشری دانشگاه کابل گردید. در سال ۱۳۴۴ خورشیدی دانشنامه‌ی لیسانس در رشته‌ی حقوق و علوم سیاسی به دست آورد. در ضمن وی با توجه به عشق آموختن و دانایی و ارتقای ظرفیت، به طور غیررسمی و مستمع آزاد در پای درس‌های استاد دکتر عبدالاحمد جاوید و غلام‌صفدر پنجشیری در دانشکده‌ی ادبیات و علوم بشری کابل نیز نشست. سپس در سال ۱۳۶۰ خورشیدی پس از مهاجرت به آمریکا برای مدیریت گردشگری شامل کالجِ ورجینیای شمالی در گردید.

نقاشی و موسیقی
ملالی موسی نظام بعد از فراغت از مکتب به فراگیری هنر نقاشی پرداخت. در مکتب صنایع نفیسه‌ی شهر کابل در نزد استادان نامداری چون عبدالغفور برشنا و غوث‌الدین خان رسام آموزش دید. وی علاوه بر نقاشی به موسیقی نیز روی آورد. پیانو را نزد استاد فرخ افندی آموخت.

او در نقاشی آوازه پیدا کرد. نقاشی پنسلی «شمع و پروانه» که وی در لیسه‌ی ملالی برای اشتراک در مسابقه‌ی سالانه به ریاست مستقل مطبوعات ارسال داشته بود، در سال ۱۳۳۹ خورشیدی برنده‌ی جایزه‌ی دوم «رسم پنسلی» نقاشان آماتور کابل را از آن خود کرد.

مهارت‌های ارتباطی
ملالی موسی نظام بانوی چند زبانه است؛ فارسی، فرانسوی و انگلیسی. همین چند زبانه بودن، توانایی وی را ارتقا داده است. او در زمان تحصیل در پهلوی آموزش نقاشی برای تقویت زبان فرانسوی در مرکز فرهنگی فرانسه به مدت دو سال زبان فرانسوی آموخت و در کلاس‌های Alliance Francaise) اشتراک کرد.

فعالیت‌های اداری و حرفه‌ای
ملالی موسی نظام، در عرصه‌ی فعالیت‌های کاری به غیر از نویسندگی، پیشینه‌ی کاری نیز دارد. بعد از اخذ دیپلوم در یکی از شرکت‌های مسافرتی منطقه‌ی واشنگتن در ایالت ورجینیا شامل کار گردید. هم‌چنین وی پس از فراغت از کالج در آمریکا به مدت ۲۰ سال آمر یک دفتر مسافرتی در همان ایالت کار کرده است.

علاوه بر این، سال‌های زیادی به‌عنوان رضاکار اجتماعی در حوزه‌ی راهنمایی و مشورت با افغانستانی‌های مهاجر در امریکا همکاری کرده است. او از حامیان و تمویل کنندگان مؤسسه‌ی آشیانه بوده است که در زمینه‌ی آموزش و مراقبت از کودکان بی‌سرپرست و بی‌بضاعت کار می‌کند. هم‌چنین وی عضو فعال انجمن زنان افغان- امریکایی منطقه‌ی واشنگتن به‌نام A_AWA است و در برنامه‌های خیریه‌ی آن مؤسسه در داخل کشور و اجتماع این منطقه‌ی امریکا همکاری نزدیک دارد.

مهاجرت
ملالی موسی نظام نیز از جامعه‌ی دیاسپورای افغانستان است؛ کسی که تجربه‌ی زندانی‌شدن شوهرش و دشواری‌های جنگ را در خاطرات شخصی خودش دارد. شوهر ملالی موسی نظام پس از کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی، مدت چندی رادزندانی شد. پس از رهایی او، آنان ناگزیر به ترک وطن گردیدند. ابتدا به پاکستان رفتند. سپس به انگلستان پناه بردند؛ و سرانجام به ایالات متحده‌ی آمریکا مقیم گشتند.

زندگی شخصی
وی فرزند موسی خان قندهاری است و در سال ۱۳۲۱ خورشیدی در شهر کابل به دنیا آمد. پدرش پشتون قندهاری است و مادرش غیرپشتون و فارسی‌زبان. وی منتسب به شخصت‌های فرهنگی و نامدار افغانستان نیز است؛ مثلاً او خواهرزاده‌ی میرمحمد صدیق فرهنگ، مؤلف کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» است و خواهرزاده‌ی سید قاسم رشتیا، مؤلف کتاب «خاطرات سیاسی سید قاسم رشتیا»، نویسنده، روزنامه‌نگار، سیاستمدار، وزیر اطلاعات و فرهنگ و وزیر مالیه‌ی دولت وقت.

 

به اشتراک بگذارید: