گزارشگر: محیا امید
از چند هفته به اینسو، اجرای محدودیتهای تازه بر تردد سهچرخها در شهر هرات نگرانی گستردهای ایجاد کرده است. بر اساس تصمیم جدید طالبان، تردد این وسیلهی نقلیه در سطح شهر ممنوع اعلام شده است؛ اقدامی که مقامهای محلی آن را با «نظمدهی شهری» توجیه میکنند. با این حال، شهروندان و رانندگان میگویند این تصمیم نهتنها نیاز اقتصادی بسیاری از خانوادهها را نادیده گرفته، بلکه دسترسی ایمن به حملونقل ارزان و راحت را نیز با مشکل مواجه کرده و پیامدهای گستردهای بر معیشت سهچرخداران و امنیت شهروندان، بهویژه زنان، داشته است.
سهراب، ۳۵ ساله و ساکن هرات، یکی از سهچرخداران قدیمی است که زندگیاش به طور کامل به این وسیله وابسته بوده است. او یک پای خود را در کودکی از دست داده و چند سال پیش، همزمان با ورود سهچرخها به شهر، با قرض و کمک دوستان توانست وسیلهای برای کار خریداری کند.
پیش از ممنوعیت، روزانه حدود یک هزار افغانی درآمد داشت و میتوانست هزینههای زندگی خود را تأمین کند، اما پس از اجرای محدودیت، امکان کار روزانه را از دست داده و شبها که نظارت کمتر است، کار میکند.
او میگوید: «ما مردم غریب از همین راه خرج خود را پیدا میکردیم. چه گناه کردیم؟ حداقل قانون درستی بگذارند و سهچرخ و تاکسی را نوبتی کنند. سر هر چهارراه مأمور ایستاده و انگار که ما مجرم باشیم. کسی به فکر شکمِ گرسنهی مردم نیست.»
محدودیتها تنها بر رانندگان تأثیر نگذاشته است؛ زنان نیز برای رفتوآمد روزانهی خود، از جمله کار و درمان، با مشکلات جدی روبهرو شدهاند.
زینب، ۲۰ ساله، شام چند روز گذشته پس از مراجعه به کلینیک دندان در چوک گلها، در بازگشت به خانه با چالش شدیدی مواجه شد. برادرش پیشتر بازگشته بود و او تنها مانده بود.
زینب میگوید: «بعد از ممنوع شدن سهچرخها، رفتوآمد خیلی سخت شده. از چوک گلها تا فلکهسی ۲۹ حمل، نه سهچرخ بود و نه تاکسی خالی.»
او اضافه میکند: «اگر این ممنوعیت نبود، در همان ده دقیقه با سهچرخ به خانه میرسیدم، نه اینکه شب در بازار خالی سرگردان بمانم. همین ممنوعیت هم برای این است که زنها و دخترها کمتر به شهر و بازار بروند.»
رقیه، ۲۲ ساله، که تجربهی مشابهی دارد، در مصاحبه با رسانهی «صدای زنان افغانستان» میگوید که هنگام رفتن به سمت چوک سینما، طالبان جلو آنها را گرفتهاند.
او توضیح میدهد که راننده تلاش کرده او را به مقصد برساند، اما طالبان با خشونت واکنش نشان دادند: «طالب با عصبانیت به شیشهی سهچرخ زد و با فریاد به راننده گفت پایین شو. خیلی ترسیده بودم. دیدم راننده پایین شد و با طالبان جروبحث میکرد. بعد طالب به من گفت هرچه زودتر پایین شوم.»
رقیه اضافه میکند که از ترس ضبط وسیلهی راننده مجبور شد فوراً پیاده شود و بخش زیادی از مسیر را پیاده طی کند. «نه راهی داشتم، نه جرأت اعتراض. فقط میخواستم زودتر از آنجا دور شوم.»
نمونههای دیگر نشان میدهند محدودیتها چگونه زندگی اقتصادی را نیز مختل کرده است.
یوسف، ۲۹ ساله و اهل فاریاب، هشت ماه پیش به دلیل بیکاری به هرات آمده و برای تأمین معیشت، یک سهچرخ کرایه کرده و ماهانه مبلغ مشخصی بابت آن پرداخت میکرد. با کار روزانه توانسته بود هزینهی زندگی خانوادهاش را تأمین کند؛ اما چند روز پیش، هنگام کار در یکی از مسیرهای شهری، طالبان راه او را بستند و وسیلهاش را ضبط کردند.
یوسف توضیح میدهد که تلاش کرد ثابت کند این سهچرخ تنها منبع درآمد خانواده است، اما زمانی که مقاومت کرد، با خشونت مواجه شد: «وقتی گفتم این سهچرخ نان بچههایم است، اول سیلی زدند و بعد با چوب مرا لتوکوب کردند.»
حمید، ۲۵ ساله، نیز پس از اعلام ممنوعیت یک هفتهی کامل بیکار مانده و تمام پسانداز زمستانش را مصرف کرده است. او به دلیل نداشتن سواد، گزینهی شغلی دیگری نداشت و مجبور شد سهچرخش را بفروشد.
او میگوید: «هر روز صدها سهچرخ را از سطح شهر جمع میکنند. نه کاری است، نه راهی. مجبور شدم سهچرخم را بفروشم.»
به گفتهی حمید، وسیلهای که پیشتر سه لک افغانی خریداری شده بود، به یک لک و هشتاد هزار افغانی فروخته شد؛ ضربهی اقتصادی بزرگی که او را ناامید کرده است: «این قانون تنها راه نانآوری ما را بست. حالا باید با حداقلها زندگی کنیم و هر روز نگران آینده باشیم.»
گزارشهای میدانی نشان میدهد ممنوعیت سهچرخها در هرات، بدون ارائه جایگزین عملی، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ملموسی به همراه داشته است. زندگی سهچرخداران و دسترسی امن شهروندان به حملونقل به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و فقیرترین اقشار بیشترین آسیب را دیدهاند.









