نویسنده: فرزانه پناهی
در تاریخ معاصر افغانستان، نام مینا کشورکمال به مثابهی نماد آگاهی، جسارت و مقاومت در برابر دیکتاتوری، بنیادگرایی مذهبی و مردسالاری ساختاری ثبت شده است. زندگی و مبارزهی او یادآور این حقیقت است که هیچ تحول اجتماعیای بدون حضور آگاهانه و فعال زنان، امکانپذیر نیست.
مینا در زمانی چشم به جهان گشود که جامعهی افغانستان در میان وابستگی سیاسی، بیسوادی و جهل اجتماعی گرفتار بود. او در چنین فضایی توانست از چارچوب محدود نقش سنتی زن فراتر رود و به مبارزی اندیشمند و رهبر یک جنبش مردمی بدل شود؛ زنی که با جسارتی کمنظیر، در سرزمینی که هنوز زن را بهعنوان شهروند به رسمیت نمیشناسد و میلیونها زن را در زندانهای خانگی محبوس کرده است، از آگاهی، برابری و آزادی سخن گفت.
زندگی و کارنامه
مینا کشورکمال در هفتم حوت ۱۳۳۴ (۱۹۵۶ میلادی) در کابل متولد شد. دوران کودکی و نوجوانیاش همزمان با «دههی دموکراسی»، نخستین تجربهی دموکراتیک افغانستان، همگام بود؛ دههای که هوای گشایش سیاسی و تکاپوی فکری در جامعهای به شدت سنتی و قبیلهای وزیدن گرفت.
بااینحال، این فرصت، چنانکه تاریخ نشان داد، بیش از آنکه به نوسازی فرهنگی و اجتماعی بینجامد، به میدانی برای تقابل شدید جریانهای متضاد ایدئولوژیک بدل شد. از یک سو، اندیشههای چپ و سوسیالیستی در حال گسترش بود و از سوی دیگر، اسلامگرایی سیاسی در قالب تفکر رادیکال اخوانی نفوذ روزافزون مییافت.
مینا در چنین بستر فکری پُرتنش، به دانشکدهی شرعیات دانشگاه کابل قدم گذاشت. اما برخلاف جریان غالب دانشجویان آن زمان که جذب ایدئولوژیهای اسلامگرایانه میشدند، او راه متفاوت و چالشبرانگیز برگزید و به سوسیالیسم روی آورد؛ زیرا برای او، مفهوم «برابری» ضرورت اخلاقی و اجتماعی به شمار میرفت. مشاهدهی رنج عمیق ناشی از فقر، جنگ و ستم ساختاری در جامعهی افغانستان، او را بر آن داشت تا از حوزهی نظر فراتر رفته و به یک کنشگر پرشور و فعال اجتماعی بدل شود. طوریکه در سال ۱۳۵۶ خورشیدی، در شرایطی که افغانستان در آستانهی تحولات سرنوشتساز سیاسی قرار داشت، مینا به همراه جمعی از زنان همفکرش، «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) را بنیان نهاد؛ سازمانی که بعدها به یکی از ارکان اصلی جنبش مستقل زنان افغانستان بدل شد.
هدف «راوا» از همان آغاز، فراتر از تأمین «حقوق زنان» در معنای نظری و سمبلیک آن بود. این جمعیت برای استقرار جامعهای آزاد، سکولار، دموکراتیک و آگاه که در آن، رهایی زنان امر جداییناپذیر از رهایی کل جامعه تلقی شود، مبارزه میکرد. او به این درک عمیق رسیده بود که تبعیض جنسیتی در افغانستان، پدیدهای فردی یا اخلاقی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از ساختار قدرت است؛ ساختاری که با همدستی، دولتهای استبدادی و جریانهای بنیادگرا همواره بازتولید میشود. بر همین اساس، او «راوا» را بهعنوان یک حرکت سیاسی-اجتماعی، آموزشی و افشاگر طراحی و پایهگذاری کرد.
فعالیتهای «راوا» چندبعدی بود: تأسیس مدارس و مراکز آموزشی برای دختران و زنان، بهویژه در کمپهای مهاجران افغانستانی در پاکستان، با هدف ارتقای سطح آگاهی و توانمندسازی آنان، و نیز فعالیتهای رسانهای و افشاگرانه شامل مستندسازی و انتشار گزارشهایی دربارهی نقض سیستماتیک حقوق بشر در افغانستان، چه از سوی نیروهای اشغالگر شوروی و چه توسط گروههای بنیادگرا و مجاهدین.
یکی از ویژگیهای برجستهی «راوا»، استقلال سیاسی آن بود. این جمعیت، برخلاف بسیاری از گروههای سیاسی آن دوران که به قدرتهای خارجی وابسته بودند، هویت مستقل خود را حفظ کرد و همزمان در دو جبهه علیه اشغال خارجی و بنیادگرایی داخلی به مبارزه پرداخت.
اشغال افغانستان از سوی ارتش شوروی در ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)، نقطهی عطفی در مسیر مبارزاتی وی بود. زیرا او نه میخواست با حاکمان مستبد همدستی کند و نه میخواست در دام تبلیغات غرب بیفتد. علیه اشغال سخن گفت، اما در عین حال نسبت به خطر رشد بنیادگرایی و استفادهی ابزاری از مذهب برای استبداد هشدار میداد.
در ۱۳۵۹ در سازماندهی تظاهرات بزرگی علیه اشغال شوروی نقش داشت و با وجود تهدیدها و سرکوب خونین، صدای مخالفت زنان را به خیابانهای کابل کشاند. چند سال بعد، در ۱۹۸۱ میلادی، بهعنوان نمایندهی مقاومت افغانستان در کنگرهی حزب سوسیالیست فرانسه سخنرانی کرد؛ سخنرانیای که بازتاب وسیعی یافت، زیرا در بحبوحهی جنگ سرد، زنی افغانستان بدون وابستگی به هیچ بلوک سیاسی، از آزادی مردم خود و از رهایی زنان سخن میگفت. او پس از آن به چند کشور اروپایی سفر کرد و شبکهای از حمایتهای بینالمللی برای راوا ایجاد کرد.
در ۱۳۶۲ خورشیدی (۱۹۸۳ میلادی) مینا نخستین شمارهی نشریهی «پیام زن» را منتشر کرد؛ نشریهای که به ارگان رسمی راوا بدل شد و دههها به فعالیت خود ادامه داد. «پیام زن»، نوعی مانیفست فکری و فرهنگی زمانهی خود بود. در این نشریه، از یکسو به نقد نظامهای استبدادی، بنیادگرایی مذهبی و اشغال خارجی پرداخته میشد، از سوی دیگر، روایت مقاومت و آگاهی زنان به تصویر کشیده میشد. این نشریه، در شرایطی که زن افغانستانی حتی از حق آموزش و کار محروم بود، صدایی برای بیان تجربههای او، گزارش خشونتهای روزمره و ثبت پایداریهای جمعی شد. مدیریت نشریهی «پیام زن» در تبعید، آن هم در آن دوران سخت و بدون الگوی قبلی، نشانهی توان و تدبیر زنی بود که میدانست تغییر اجتماعی تنها در صورتی ممکن است که آگاهی جمعی گسترش یابد.
مینا کشورکمال، در ۱۵ دلو ۱۳۶۵ خورشیدی (۴ فبروری ۱۹۸۷)، در شهر کویتهی پاکستان، ترور شد. عامل این ترور را حزب اسلامی و شخص گلبدین حکمتیار دانسته میشود؛ تروری که هدف آن، خاموشکردن صدای زنی بود که خلاف رسم روزگار، علیه زورگویی، تکروی و عرف ناپسند جامعه ایستاد. با گذشت بیش از سه دهه از مرگ مینا کشورکمال، افغانستان بار دیگر در وضعیتی به سر میبرد که زنانش از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروماند؛ دختران از آموزش بازماندهاند، زنان از کار و حضور در اجتماع منع میشوند و صدای هیچ زنی در ساختار قدرت شنیده نمیشود. در چنین وضعیتی، بازخوانی اندیشه و عمل مینا ضرورتی اجتماعی و سیاسی است.
او به زنان هموطنش آموخت که رهایی زن، بدون رهایی جامعه از استبداد، فقر و جهل ممکن نیست.
مینا در سرزمینی که زن بودن جرم شمرده میشد، ایستاد و از آزادی و برابری سخن گفت. یاد او دعوتی است برای تداوم مقاومت و مبارزه.
پینوشت: عکس از انترنت









