نابودی سینما؛ نابودی زن و هنر

نویسنده: سائمه سلطانی

در روزهای اخیر، خبر نابودی سینمای آریانا توسط طالبان منتشر شد. در حالی که این گروه قبلاً، از زمان بازگشت مجددش، سینما را از راه سانسور، ممنوعیت، تهدید سینماگران، ممنوعیت سینماگری زنان و تهی‌سازی معنایی، از درون تخریب کرده بودند؛ اما با نابودی مکانی یا فیزیکی تعمیر این سینما، دیده می‌شود که برای جنون پیشرفت‌ستیزی این گروه، فلج نمادین سینما هم کافی نیست و آن را باید به حذف مکانی و عینی از فضای فرهنگی و جمعی کشور نیز مبدل کنند.

اینکه چرا طالبان و حقانی‌ها به حذف نمادین سینما قناعت نکردند، به احتمال زیاد برمی‌گردد به مرور کارکرد دور اول حاکمیت این گروه. در آن دوره، صرفاً به حذف نمادین سینما روی آوردند که بیشتر باعث فلج کارکرد اجتماعی سینما گردید؛ مثلاً شکستن تجهیزات سینما، نابودی آرشیو سینما و مبدل‌کردن سینماها به مکان‌های نظامی یا دینی، یا کلاً آن‌ها بستند. ولی چون بعد از ختم حاکمیت دور اول دیدند که دوباره سینماها در کشور فعال گردید و به فعالیت آغاز کرد، این‌بار تصمیم به نابودی کلی آن گرفته‌اند؛ تا اگر بار دیگر این گروه از حاکمیت رانده شوند، جامعه‌ی کشور نتواند به آسانی با سینما تعامل برقرار کند. به سخن دیگر، طالبان و حقانی‌ها این‌بار فراتر از حذف نمادین و فیزیکی، کمر به انحلال طولانی‌مدت سینما بسته‌اند. سینما پیش از طالبان، از سوی مجاهدین نیز با سانسور، سرکوب و انقیاد همراه بود و هرچند مجاهدین همانند طالبان دست به حذف کلی سینما نزدند، اما حضور و فعالیت زنان در سالن‌های سینما ممنوع گردیده بود و سینما فقط محل اختلاط فرهنگی مردانه به شمار می‌رفت، نه یک عنصر فرهنگی مشترک که محل گردهم‌آمدن همه‌ی جنسیت‌های جامعه را فراهم کند. (Taipei Times, 2001: Afghanistan under the Taliban)

حمله به حافظه‌ی تاریخی و فرهنگی کشور
نابودی مکانی و آرشیفی سینماها، تنها نابودی یک مکان تفریحی و اجتماعی کشور نیست، بلکه حمله‌ای هدفمند و دشمنی آشکار نظام اسلامی طالبان با فرهنگ و حافظه‌ی تاریخی افغانستان است. سینما محل نمایش و پاسداری از روایات مردمی، طرز تفکر جمعی، انعکاس فرهنگ، ثبت تاریخ سیاسی، فرهنگی و توده‌ای، زیست شهری و دهاتیِ دوره‌های مختلف تاریخ، زیبایی هنر و محل گردهم‌جمع‌شدن اجتماع یک کشور است که بر زیبایی، تنوع و غنامندی تاریخ یک گروه مردمی در جهان می‌افزاید.

حمله به آرشیو و حافظه‌ی سینما، تجهیزات و در نهایت مکان سینمایی، حمله به تمامی ابعاد نام‌برده‌شده‌ی فوق است. رژیم تمامیت‌خواه ظرفیت تحمل درهم‌آمیختگی هنر، تعامل اجتماعی و شادی جمعی را ندارد؛ بناً با حمله به نابودی کیفی و صوری سینما، رسانه، مکتب و دانشگاه، می‌خواهد حافظه‌ی متکثر اجتماعی را حذف کرده و روایت تک‌قطبی خود را جایگزین سازد؛ اقدامی که تنوع رنگ‌ها را در تاریخ انسانی حذف می‌کند و فقط دو رنگ سیاه و سفید را، بر حسب باورهای ایدئولوژیک خود، به‌جا می‌گذارد.

حذف اختلاط جمعی
سینما تنها محل ساخت و نمایش فیلم‌ها و درامه‌ها نیست، بلکه فضای تلاقی، دیدار و تعامل توده‌ها از پس‌زمینه‌های متنوع فکری، سمتی، قومی، گروهی، زبانی، فرهنگی و مذهبی است که زمینه‌ی صمیمیت، هم‌دیگرپذیری، انسجام، امکان گفت‌وگو، تخیل و هم‌دلی جمعی را به‌وجود می‌آورد؛ زمینه‌ای که بعدها می‌تواند مبدأ یک مقاومت و در نهایت مبارزه‌ی توده‌ای و هنری علیه سیاست‌های حاکم قرار بگیرد. هدف بعدی طالبان از حمله به سینما، هدف‌قرار دادن همین مقاومت جمعی و مکان‌های تنوع‌پذیر و تنوع‌پرداز است؛ جایی که منطق قدرت تک‌قطبی اسلام‌گرای آن‌ها توانایی تحمل این رنگ‌آمیزی متنوع را ندارد.

دشمنی با تصویر و چهره‌پردازی
جهت و نیت اصلی این گروه از حمله به سینما، برمی‌گردد به موضع اسلامی در برابر حساسیت با تصویر و ترسیم چهره‌ها. سخنگوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ماه اکتوبر سال جاری اعلام کرد که به گونه‌ی تدریجی حکم ممنوعیت هرگونه موجود زنده را در رسانه‌های افغانستان اجرا خواهد کرد. او به خبرگزاری فرانسه گفت که پخش تصاویر زنده خلاف اسلام است و باید مردم افغانستان را در این زمینه قانع کرد.

«إنَّ أشدَّ الناس عذابًا… المصوّرون» حدیثی است که در صحیح بخاری و صحیح مسلم در رابطه با تصویر چنین بیان می‌کند: سخت‌ترین عذاب در پیشگاه خدا در روز قیامت برای مصورین یا تصویرسازان است. هرچند روشنفکران اسلامی ادعا دارند که هدف این حدیث، تصویرسازی‌هایی مانند رسامی، نقاشی، کاریکاتورسازی و انیمیشن‌سازی است که به خالق اثر نوعی هویت خدایی می‌دهد و ایجاد شرک در اسلام می‌کند، نه انعکاس تصاویر طبیعی و موجود؛ اما حتا اگر همان را هم بپذیریم، بازهم چیزی از منطق ضدیت و ستیز اسلام با تصاویر کم نمی‌شود. انسان موجودی است که با قدرت تصویرپردازی و تخیل می‌تواند داستان‌هایی ارزشمند و هنری خلق کند.

سال‌ها ستم سخت و جانکاه را با قدرت تخیل تحمل کند؛ قدرتی که به او حس کنترل و امکان غلبه در حین نزدیک‌شدن به تسلیم و نابودی می‌دهد. در واقع، تخیل نوعی قدرت است که مقاومت و مبارزه انسان‌های تحت ستم را زنده نگه می‌دارد. به عبارتی، هنگامی‌که انسان با تخیل، تصویر بهتری از شرایط جاری خلق می‌کند، آن تصویر به انگیزه‌ی واقعی برای ادامه مسیر مبدل می‌گردد. زنان افغانستان با گرفتن عکس و ویدئو از لباس‌های سنتی و بومی‌شان، در برابر حجاب اجباری با چادری و برقه سیاه که ایده‌ی هویتی طالبان از پوشش زنان بود، مقاومتی زنانه‌ای را راه‌اندازی کردند.
(کمپاین زنان افغان علیه لباس زنان حامی طالبان: DW، ۲۰۲۱).

از سوی دیگر، تصویرسازی و تخیل صرفاً برای خلق منظره‌ای زیبا و نمایش تشریفاتی نیست، بلکه فراتر از آن، مقطع ایجاد امید، مقاومت و حس قدرت جبران‌کننده است؛ حسی که انسان را از مصرف‌کننده‌ی محض به خلق‌کننده‌ای غالب و خلاق مبدل می‌کند. پیکاسو در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی فرانسوی «لِ له‌تر فرانسِز» در سال ۱۹۴۵ می‌گوید: «نقاشی برای تزئین خانه‌ها خلق نشده است؛ بلکه وسیله‌ای است برای جنگِ تهاجمی و دفاعی علیه دشمن.»

نابودی سینما، نابودی محل حضور زنان
سینما یکی از معدود فضاهایی است که در جامعه‌ی مردسالار افغانستان، حضور زنان را عادی‌سازی می‌کرد. در این فضا، زنان می‌توانستند کار کنند، کنشگری داشته باشند، حرف بزنند و گفت‌وگو ایجاد کنند. زمینه‌ی پذیرفته‌شدن بدن زنانه به‌عنوان بدن انسانی در جامعه فراهم می‌شد و مهم‌تر اینکه زنان می‌توانستند از طریق آن به نظم و منطق زن‌ستیزانه اعتراض کنند. تخریب کیفی و صوری سینما، بدون شک در ردیف همان سیاست حذف زنان و ناپدیدسازی هویت زنانه طالبان از فضای عمومی قرار می‌گیرد؛ سیاستی که طالبان در روز نخست ورود خود به کابل، آن را از سانسور تصاویر زنان از سطح بیلبوردهای شهر آغاز کردند و تا پوشاندن چهره‌ی زنان در رسانه‌ها، فضای شهر و جاده‌ها، و حتی سوزاندن موهای زنان، کتاب‌های نویسندگان زن و پوشاندن مانکن‌های زنانه در لباس‌فروشی‌های شهر، حذف وزارت امور زنان، محرومیت زنان از کار، تعلیم، تحصیل و حتی منع کشیدن و نشر صدای زنان، و اکنون حذف سینما، ادامه یافته است.

در نتیجه، آنچه طالبان با تخریب سینما آریانا نشان دادند، تداوم پروسه‌ای کلان و عمیق از نظام تمامیت‌خواه و جداسازی جنسیتی است که پاک‌سازی فرهنگ نسبتاً متنوع و بازنویسی تاریخ کشور را در قالبی تنگ و محدود اسلامی اجرا می‌سازد؛ پروسه‌ای که سینما و رسانه را به‌عنوان زبان اجتماعی‌شدن با جهان بشری قطع می‌کند. تداوم این سیاست نشان می‌دهد که طالبان از موضع حذف زن، فرهنگ غیر اسلامی و جامعه متنوع، حاضر به عقب‌کشیدن و کنارآمدن نیستند و نخواهند بود.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: