نسلی معلق در تاریکی: آینده‌ی بربادرفته و فروپاشی روانی زنان تحصیل‌کرده

گزارشگر: محیا امید

بسته شدن دانشگاه‌ها و محدود شدن فرصت‌های شغلی زنان افغانستان توسط طالبان، بحرانی تازه برای دختران جوان ایجاد کرده است. بسیاری از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دختر، با بیکاری، افسردگی و تهدیدهای روزانه مواجه‌اند.

رقیه، ۲۵ ساله، محصل سال پنجم رشته‌ی طبِ دندان در دانشگاه هرات، پس از بسته شدن دانشگاه‌های دخترانه توسط طالبان، از ادامه‌ی تحصیل بازماند. او اکنون در یک کلینیک به‌عنوان کارآموز کار می‌کند و می‌گوید بیش از سه سال است با افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

رقیه می‌گوید: «بعد از بسته شدن دانشگاه‌ها، همه چیز متوقف شد. روزانه از ساعت هشت صبح تا هفت شب بدون دستمزد کار می‌کنم. شب‌ها از درد گردن و پا خواب ندارم و احساس می‌کنم زحمات تمام عمرم از بین رفته است.»

مروه، ۲۵ ساله، محصل سال ششم طب معالجوی دانشگاه هرات، نیز پس از بسته شدن دانشگاه‌ها به روی دختران توسط طالبان، نتوانست تحصیلاتش را به پایان برساند و آرزوهای حرفه‌ای‌اش نابود شد.

او درباره‌ی خاطرات روز اعلام نتایج کانکور می‌گوید: «شبی که نتایج کانکور اعلان شد، بلند جیغ می‌زدم و از خوشحالی اشک می‌ریختم. خواهر و برادرم در حیاط می‌رقصیدند. قرار بود داکتر شوم، اما همه چیز ناگهان از بین رفت.»

مروه اکنون در یک شفاخانه‌ی خصوصی به‌عنوان منشی کار می‌کند و وضعیت فعلی خود را این‌گونه توصیف می‌کند: «صبح‌ها پشت میز می‌نشینم و نام بیماران را در لیست می‌نویسم. با خودم می‌گویم اگر طالبان نمی‌آمد، من هم حالا داکتر می‌بودم. وقتی داکتران را با چپن سفید می‌بینم، گریه‌ام می‌گیرد.»

مژده، ۲۳ ساله، محصل سال سوم رشته‌ی اقتصاد در دانشگاه هرات، پس از بسته شدن دانشگاه‌ها مجبور به خانه‌نشینی شد. او که اکنون در یکی از شرکت‌های اینترنتی کار می‌کند، درباره‌ی فضای کاری خود می‌گوید: «در بخش حسابداری کار می‌کنم. بخش زنان از مردان جدا است و من با یک خانم دیگر در یک اتاق هستیم. طالبان تقریباً هر روز به شرکت سر می‌زنند.»

به گفته‌ی مژده، این نظارت‌ها به تهدید مستقیم نیز انجامیده است: «یک روز طالبان به همکارم گفتند اگر بار دیگر بیاییم و تو را در این شرکت ببینیم، تو را از پله‌ها پایین می‌اندازیم تا درس عبرتی برای خودت و بقیه زنان شود که بفهمید جای زن در خانه است.»

پس از این تهدید، همکار مژده دیگر به محل کار بازنگشت. او می‌گوید: «دو هفته است که تنها سر کار می‌آیم و دیگر نمی‌خواهم در این مکان بمانم. احساس امنیت ندارم.»

مژده درباره‌ی آینده‌اش می‌گوید: «زبان آلمانی می‌خوانم و دنبال بورسیه هستم. می‌خواهم از این کشور بروم. در این‌جا هیچ زنی امکان پیشرفت ندارد.»

طالبان در ۳۰ قوس ۱۴۰۱ با صدور دستوری رسمی به وزارت تحصیلات عالی، دسترسی زنان به دانشگاه‌های دولتی و خصوصی در سراسر افغانستان را تا اطلاع ثانوی ممنوع کردند. این تصمیم بلافاصله اجرا شد و هزاران دانشجوی دختر از ادامه‌ی تحصیل در سطوح عالی محروم شدند. حدود یک سال پس از آن، محدودیت‌ها گسترش یافت و طالبان آموزش زنان در انستیتوت‌های طبی و رشته‌های مرتبط با سلامت را نیز متوقف کردند.

حسنیه، ۲۱ ساله، دانشجوی سمستر سوم رشته‌ی تکنیشن چشم بود که با بسته‌شدن انستیتوت‌های طبی توسط طالبان، نتوانست تحصیلاتش را به پایان برساند.
او می‌گوید: «مدتی در یکی از شفاخانه‌های چشم به‌عنوان کارآموز کار کردم. تمام داکتران آن شفاخانه استادان ما بودند و به من و چند دختر دیگر گفتند بیایید در این شفاخانه کار کنید و تلاش می‌کنیم در پایان مدرکی برای کار رسمی به شما بدهیم.»

اما به گفته‌ی حسنیه، این امید نیز دوام نیاورد: «طالبان با حضور ما در شفاخانه مخالفت کردند و یک روز رئیس شفاخانه با ناراحتی مجبور شد به ما بگوید که دیگر به شفاخانه نرویم. حالا روزها در خانه به گلدوزی مشغولم.»

مریم، ۲۶ ساله، که پیشتر در یکی از مکاتب کار می‌کرد، از یک سال پیش توسط طالبان خانه‌نشین شد و برای مقابله با بیکاری یک فروشگاه آنلاین لباس راه‌اندازی کرد.
او می‌گوید: «هشت ماه است که آنلاین‌شاپ دارم. سرمایه از خودم نیست و با عمده‌فروشی‌ها قرارداد می‌بندم، اجناس‌شان را تبلیغ می‌کنم و به فروش می‌رسانم.»

با این حال، طالبان محدودیت‌های خود را حتی در زمینه‌ی اشتغال آنلاین نیز اعمال می‌کنند.
مریم می‌افزاید: «یک روز برای گرفتن لباس به یک عمده‌فروشی رفته بودم که طالب آمد. وقتی فهمید من آنلاین‌شاپ دارم، فروشنده را تهدید کرد و گفت اگر دوباره این کار را انجام دهیم، هر دوی ما به زندان خواهیم افتاد. از آن روز به بعد، شوهرم لباس‌ها را برای من می‌گیرد و من در خانه به فروش می‌رسانم.»

در این میان، برخی دختران راهی جز ازدواج نداشتند. اسما، ۲۴ ساله، محصل سال دوم رشته‌ی ژورنالیزم دانشگاه هرات، پس از بسته شدن دانشگاه‌ها، مجبور شد با پسر کاکایش ازدواج کند.

او می‌گوید: «هزاران آرزو در سرم داشتم. می‌خواستم مستقل زندگی کنم، درسم را تمام کنم و در یکی از رسانه‌ها کار کنم، اما طالبان من را از آرزوهایم دور ساختند.»

اسما ادامه می‌دهد: «یک‌ونیم سال پیش پسر کاکایم به خواستگاری آمد و خانواده‌ام راضی بودند. در دوره‌ی جمهوریت، او بورسیه‌ای به آلمان گرفته بود و فکر کردم ازدواج با او می‌تواند مرا به آزادی و خواسته‌هایم برساند. اما حالا یک سال است که ازدواج کرده‌ایم و من در اینجا بلاتکلیف مانده‌ام. منتظر هستیم تا کارهای‌مان درست شود تا بتوانم بروم، ولی هیچ کدام ما نمی‌دانیم چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد.»

با بسته شدن دانشگاه‌ها، محدود شدن فرصت‌های شغلی و فشارهای اجتماعی روزمره، وضعیت روانی زنان افغانستان وخیم شده است. طبق آمار ملل متحد، تقریباً ۶۸ تا ۷۰٪ از زنان با اختلالات روانی قابل‌توجه مواجه‌اند.

یک روان‌شناس زن ساکن هرات که نخواست نامش فاش شود، می‌گوید:
«محدودیت‌ها و محرومیت‌های آموزشی و شغلی که طالبان اعمال کرده، تأثیرات روانی شدید بر دختران و زنان جوان گذاشته است. افسردگی، اضطراب، احساس بی‌ارزشی و ناامیدی گسترده شده و بسیاری از آنان حتی قادر به برنامه‌ریزی برای آینده‌‌ی‌شان نیستند.»

او بر پیامدهای بلندمدت این فشارها تأکید می‌کند و ادامه می‌دهد: «این فشارها، علاوه بر سلامت روان، اعتماد به نفس و توانمندی‌های فردی را نیز تخریب می‌کند و مسیر زندگی حرفه‌ای و شخصی آن‌ها را به شدت مختل کرده است.»

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: