کمپین منع خشونت علیه زنان

نویسنده: سائمه سلطانی

زنان جهان امسال در حالی با روز جهانی منع خشونت علیه زنان روبه‌رو شدند که خشونت سازمان‌یافته و ساختاری از بستر دولت‌ها و قدرت‌های حاکم، به گونه‌ی نظام‌مند در حال اعمال‌شدن است. حضور ترامپ، که یک راست‌گرای باورمند به مسیحیت انجیلی و نژاد برتر در آمریکا است، نمونه‌ای از «طالب مسیحی» به شمار می‌رود که بار دیگر با تکیه بر مسیحیت انجیلی، قصد اعمال آپارتاید جنسیتی و خانه‌نشینی زنان را دارد.

حق سقط خودخواسته‌ی جنین و حقوق جنسیتی زنان پس از حاکمیت او به شدت کاهش یافته و بودجه‌های صحت و آموزش نیز با کاهش روبه‌رو شده است؛ کاهش‌هایی که بیشترین آسیب آن متوجه زنان طبقات محروم، به‌ویژه زنان غیرسفیدپوست، مهاجر و رنگین‌پوست می‌شود. افزون بر این، پس از حضور وی، روز جهانی زنان یا هشت مارچ نیز از تقویم ایالات متحده حذف گردیده است.

از سوی دیگر، قدرت‌گیری مردسالاری و فاشیسم، نگرانی جدی دیگری است؛ جهانی که به گونه‌ی آشکار در عمق ارتجاع به فاشیسم و مردسالاری در حال پیشروی است. رقابت و قدرت‌گیری موجی از احزاب راست نژادپرست، سفید و مردسالار در اروپا، از جمله حزب AFD آلمان یا «آلترناتیو برای آلمان»، حزب دموکرات یا راست سوئد، حزب جمعیت ملی فرانسه به رهبری مارین لوپن، حزب ووکس (Vox) در اسپانیا، حزب لگا (Lega) به رهبری متئو سالوینی و حزب «برادران ایتالیا» در ایتالیا، حزب FPÖ یا حزب آزادی اتریش، حزب PVV یا «حزب آزادی» به رهبری گریت ویلدرز در هلند، حزب جوبیک (Jobbik) و حزب حاکم «فیدس» (Fidesz) در مجارستان، حزب آتاکا (ATAKA) و «جنبش ملی برای بلغارستان» یا NFSB در بلغارستان، حزب اتحاد برای اتحاد رومانی (AUR) در رومانی و حزب آزادی و دموکراسی مستقیم (SPD) در چک، همگی با گرایش‌های مذهبی، نژادپرستانه، ضدمهاجر و ضدزن، در حال گسترش و قدرت‌گیری‌اند.

از سوی دیگر، در آسیا نیز نشانه‌های روشنی از تعمیق این روند دیده می‌شود؛ تأکید پوتین بر «ارزش‌های سنتی خانواده»، محدودسازی سقط بارداری و اعمال قوانین مردسالارانه در روسیه، تداوم حاکمیت اسلام شیعی در ایران که از خون زنان و کارگران تغذیه می‌کند، استقرار اسلام‌گرایان طالب در افغانستان که زنان را نامرئی ساخته و هویت زنانه را حذف کرده‌اند، جابه‌جایی الجولانی، یک اسلام‌گرای داعشی، در قدرت مرکزی سوریه، اقدامات ضدزن دولت عراق و تعمیق زن‌ستیزی از طریق جواز ازدواج اجباری دختران در ۹ سالگی، به قدرت رسیدن خاوییر میلی، از متحدان راست ترامپ، در آرژانتین و موج سیاست‌های ضدزن او، از جمله تلاش برای حذف جرم‌انگاری زن‌کُشی از قانون کیفری این کشور، ممنوعیت پوشیدن لباس‌های مردانه‌ـشکل و اجباری‌کردن چادر برای زنان در چچن و تمدید حضور اردوغان در قدرت مرکزی ترکیه که عملاً این کشور را از کنوانسیون استانبول، با هدف حفاظت زنان در برابر خشونت‌های خانوادگی، خارج کرد.

مجموع این تحولات، بیانگر خفقان فزاینده بر زنان، اقلیت‌های جنسی/جنسیتی و اقلیت‌های زبانی، قومی و مذهبی است و در کلیت خود، نشانه‌های آشکاری از درهم‌تنیدن جهان با مردسالاری، ملی‌گرایی افراطی و فاشیسم جهانی به شمار می‌رود.

قدرت‌گیری این نیروهای سیاسی مردسالار در سراسر جهان بار دیگر حقوق به دست‌آمده‌ی اندک زنان را مورد تهدید قرار داده است.

قدرت‌گیری این نیروهای سیاسی مردسالار در سراسر جهان، بار دیگر حقوق اندک و به دست‌آمده‌ی زنان را با تهدید جدی روبه‌رو ساخته است.

در حالی که زنان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه‌ی بشری در نظر گرفته می‌شوند و خطر اسلحه‌سازیِ حیات، حقوق و زندگی اجتماعی آنان را تهدید می‌کند، دولت‌های امپریالیستی بیش از پیش میلیاردها دالر را به گسترش سلاح‌های هسته‌ای، انبارهای تسلیحاتی، جنگ و نظامی‌گری اختصاص داده‌اند. بر اساس گزارش‌ها، کُل هزینه‌ی نظامی در سطح جهان به ۲.۷ تریلیون دالر رسیده و هزینه‌ی سلاح‌های هسته‌ای در سال ۲۰۲۴ از مرز ۱۰۰ میلیارد دالر فراتر رفته است.[۱]

این در حالی است که طبق ارزیابی سازمان غذایی سازمان ملل، برای پایان‌دادن به فقر جهانی و سیستماتیک سالانه ۲۶۵ میلیارد دالر نیاز است.[۲] این رقم نشان می‌دهد که با هزینه‌ای به مراتب کمتر از سرمایه‌گذاری بر سلاح‌های هسته‌ای، می‌توان هم جهان را از رقابت قدرت‌های مردسالار ملی، منطقوی و جهانی نجات داد و هم به چرخه‌ی خشونت‌بار فقر، که بیشترین قربانیان آن زنان‌اند، پایان بخشید.

به بیان دیگر، نیاز غذایی جهان حتا به یک‌سوم بودجه‌هایی که صرف نظامی‌گری، اسلحه‌سازی، جنگ و مواد هسته‌ای می‌شود نیز نمی‌رسد؛ با این‌همه، قدرت‌های حاکم سرمایه‌دار، امپریالیست و مردسالار تمایلی به جهانی عاری از فقر ندارند. زیرا نظام استعمار و استثمار کارگران، که زنان بیگاری‌کشیده‌ترین نیروی کار جهان‌اند و بیشترین خشونت و آسیب را متحمل می‌شوند، بر استحکام فقر بنا یافته است.

چرا بودجه‌های نظام حاکم صرف اسلحه‌سازی و جنگ می‌شود؟
نظامی‌گری، جنگ و اسلحه‌سازی مفاد چندجانبه‌ای به نظام‌های مردسالار می‌رسانند.
نخست، در بستر جنگ و نظامی‌گری، سازوکار قدرت و خشونت‌گری، که بازوی اصلی نظام‌های مردسالار و طبقاتی‌اند، حفظ می‌شود. نظام‌های مردسالار جهانی، ماهیت‌شان با جنگ، منطق حذف دیگری، کاربرد زور و تعریف صلح از مسیر خشونت و جنگ گره خورده است. آنان جهان را در وضعیت جنگ نگه می‌دارند تا توده‌ها را برای رسیدن به صلح، ناگزیر به پذیرفتن جنگ سازند. «جنگ برای صلح» قرن‌هاست توده‌های جهان را معلق یک قطره صلح و امنیت کرده است.

دوم، در شرایط جنگ، ناامنی و نظامی‌گری، ذهنیت جمعی در وضعیت اضطراری قرار می‌گیرد و در حالت اضطرار، ذهن بیش از هر زمان دیگر آماده‌ی دفاع، پذیرش دستور و تمکین برای «نجات» می‌شود. از همین‌رو، دولت‌ها همواره می‌کوشند با ایجاد وضعیت جنگی، یا دست‌کم تهدید به ناامنی، کنترل اذهان جمعی را آسان‌تر در دست گیرند و مردم را به ابزار منافع و دستورات خود بدل سازند.

چنان‌که ناتو دهه‌هاست مردم کشورهای عضو خود را با تهدیدهای امنیتی و تروریسم در هراس نگه داشته و از این مسیر، پول بیشتری از مالیات آنان جمع‌آوری می‌کند. یا دولت جمهوری اسلامی ایران، زمانی که با انسجام جنبش «زن، زندگی، آزادی» خطر فروپاشی را احساس کرد، مهاجران افغانستانی را به‌عنوان «خطر ملی»، دزد، متجاوز، اختطاف‌گر، تروریست و قاتل معرفی کرد؛ جامعه را در هراس از مهاجران فرو برد و خود را مدافع ملت جا زد. در نتیجه، مردم از انسجام علیه دولت فاصله گرفتند و تمرکز اصلی به کمپاین مهاجرستیزانه‌ی «افغانی برو بیرون» منتقل شد.

سوم. در وضعیت جنگی، ترس، واهمه و نظامی‌گری؛ توده‌ها کمتر عاملیت علیه قدرت و سیاست‌های طبقاتی دولت‌ها و احزاب قدرت‌طلب می‌یابند و بیشتر به ابزار خود این قدرت‌ها مبدل می‌شوند. به عبارتی، بقای حاکمیت دولت‌های مردسالار وابسته به حفظ وضع موجود یا تداوم احساس ناامنی، هراس و تهدید جمعی است.

چهارم. در شرایط ناامنی، استعمار و استثمار به سادگی و بدون مقاومت توده‌ای ممکن می‌شود. امپریالیست‌ها بسیاری از کشورها، به‌ویژه عراق، افغانستان، لیبیا، یمن، سوریه، اوکراین، فلسطین و… را با استدلال ناامنی، مبارزه با تروریسم و آوردن امنیت، مورد استعمار نظامی و اقتصادی قرار داده‌اند و می‌دهند. در جامعه‌ی ناامن، همه برای بقا می‌اندیشند و در چنین شرایطی بسیاری حاضر به پذیرش سیستم استثمار می‌شوند و در اغلب موارد، اکثریت حتا متوجه پدیده‌ی استثمار یا بهره‌برداری نمی‌گردند.

پنجم. مهم‌ترین نکته در تداوم جنگ و ناامنی، افزایش انباشت سود سرمایه‌داران امپریالیست است. نظام سرمایه‌داری برای فروش بیشتر تولیدات خود، وابسته به ایجاد نیاز در میان خریداران است. در چنین وضعیتی، حتا اگر جنگی وجود نداشته باشد، امپریالیست‌ها زمینه‌ی جنگ را فراهم کرده و آن را به راه می‌اندازند تا سلاح‌های تولیدشده‌ی خود را به فروش برسانند. بنابر گزارش مؤسسه‌ی بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI)، مجموع درآمد ۱۰۰ شرکت بزرگ تسلیحاتی و خدمات دفاعی جهان در سال ۲۰۲۳ به ۶۳۲ میلیارد دالر رسیده است که نسبت به سال قبل، ۴.۲ درصد افزایش را نشان می‌دهد.[۳] سود صنعت اسلحه‌سازی پس از نفت و گاز و تکنالوژی، در جایگاه سوم قرار دارد.

از سوی دیگر، بازگشت راست‌گرایان با گرایش‌های مهاجرستیزانه، ضدزن و مذهبی نشان می‌دهد که زنان در غرب و سراسر جهان به تدریج از تشکیل خانواده‌های پدرسالار و سنتی فاصله می‌گیرند و تا حد امکان از تولید نسل خودداری می‌کنند. عاملیت جنسیتی و کنترول باروری زنان، ضربه‌ی محکمی به نظام‌های مردسالار جهانی وارد کرده است؛ زیرا این نظام‌ها برای بقا، فروش تولیدات بنگاه‌های خود و تداوم سلطه، نیازمند نیروی انسانی‌اند و برای تولید این نیرو، از بدن زنان به مثابه‌ی ماشین انباشت نیروی انسانی، نیروی جنگی، نیروی کار و نیروی مصرف‌کننده استفاده می‌کنند. در صورتی که زنان کنترول بدن و قدرت باروری خود را به‌دست گیرند، پایه‌ها و زمین سلطه‌ی نظام‌های مردسالار فرو خواهد ریخت و این نظام‌ها به سوی انحلال پیش خواهند رفت. از همین‌رو، آنان برای عاملیت‌زدایی از زنان، مهاجران را بیرون می‌کنند و با توسل به آموزه‌های مذهبی، جایگاه فعال اقتصادی و اجتماعی زنان را به خانه محدود می‌سازند تا از بدن آنان برای تولید و پرورش نیروی انسانی بهره‌برداری کرده و سلطه‌ی خود را تداوم بخشند.

اکنون، چه باید کرد؟
آنچه ضروری است، تأکید محوری بر مبارزه علیه خشونت ساختاری، فزیکی و نمادین علیه زنان است. تا زمانی که چرخه و حلقه‌ی خشونت علیه زنان به چالش کشیده نشود، زنان در سراسر جهان هم‌چنان با خشونت، ستم و نابرابری مواجه خواهند بود.

انسجام و همبستگی ملی و فراملی گروه‌های تحت ستم، به‌ویژه ملیت‌های تحت ستم، اقلیت‌های مذهبی، زبانی، قومی، جنسیتی و کارگران، در کنار مدافعان حقوق زنان و جنبش‌های زنان، می‌تواند روند هموار خشونت علیه زنان را با کندی روبه‌رو سازد.

پای‌بندی بر تغییرات ساختاری و اصلاحات قانونی ضروری است، اما در عین حال باید فراتر از آن رفت و راه‌حل اساسی را در براندازی سیستم حاکم از مسیر انقلاب جست‌وجو کرد؛ زیرا تا زمانی که این نظام‌ها از بنیاد منحل نشوند، اصلاحات همواره در معرض تغییر و بازگشت از سوی قدرت‌ها قرار دارند؛ چنان‌که حکم «رو در برابر وید» در آمریکا، که بر آزادی یا محدودسازی سقط جنین زنان اثر می‌گذارد، با تغییر حاکمیت احزاب جمهوری‌خواه و دموکرات همواره در نوسان بوده است.

خشونت علیه زنان، ساختاری است.

اغلباً خشونت علیه زنان به‌عنوان عمل فردی، حادثه، سرنوشت، تقدیر یا بدشانسی و بدبختی شخصی آنان تلقی می‌شود؛ در حالی‌که خشونت علیه زنان، در بنیاد، ماهیت مناسبات قدرت دولت‌ها، ادیان، سرمایه‌داری، ناسیونالیسم قومی ـ ملی و زبانی، فاشیسم و احزاب را تشکیل می‌دهد.

این خشونت لزوماً به لت‌وکوب فزیکی یا فریاد زدن بر زنان محدود نمی‌شود، بلکه سیستم حاکم در لایه‌های گوناگون خود، سازوکارهای جنسیتی را نهادینه کرده است که هر یک از عناصر آن به زیان و آسیب زنان می‌انجامد. برای نمونه، دستمزد نابرابر زنان، حق ارث نابرابر زنان در اسلام، محدودیت حق طلاق به مردان و انکار آن برای زنان و به‌رسمیت‌شناختن آزادی جنسی و حقوق جنسیتی مردان، در حالی‌که آزادی جنسی و حقوق جنسیتی زنان انکار می‌شود. این‌ها نمونه‌هایی از خشونت ساختاری‌اند که در بنیان‌های نظام حفظ می‌شوند و زنان از همین مسیرها با خشونت از سوی خانواده، جامعه و دولت روبه‌رو می‌گردند؛ خشونتی که اغلب به‌عنوان امری اتفاقی، شخصی یا تقدیر و بدبختی زن مورد نظر تعبیر می‌شود.

در نتیجه

آنچه در این نوشته بر آن تأکید شده است، ترسیم خشونت ساختاری علیه زنان در سطح جهانی؛ بررسی ارتباط قدرت‌گیری راست‌گرایان مذهبی، زن‌ستیز و نژادپرست با وضعیت فرودست زنان در جهان؛ تحلیل بودجه‌های نظامی و صنعت اسلحه‌سازی و پیوند آن با وضعیت زنان، و در ادامه، واکاوی چرایی استمرار نظامی‌گری و بازاندیشی در راه‌های برون‌رفت از این وضعیت است.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

منابع:

۱. (SIPRI, 2025: Trends in World Military Expenditure, 2024)

۲. (WFP USA, 2024: How much would it cost to end world hunger)

۳. (SIPRI, ۲۰۲۴: World’s top arms producers see revenues rise on back of wars and regional tensions)

به اشتراک بگذارید: