گزارشگر: ملیحه افضلی
منیژه صدیقی، فارغالتحصیل رشتهی ریاضی دانشگاه تعلیم و تربیهی کابل و از فعالان حقوق زنان افغانستان است که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به یکی از چهرههای شناختهشدهی اعتراضات زنان تبدیل شد.
او به دلیل فعالیتهای مدنی خود بازداشت، شکنجه و زندانی شد، اما این فشارها نتوانست او را از ادامهی مبارزه برای حقوق زنان بازدارد.
خانم صدیقی فعالیتهای حرفهای خود را در سال ۲۰۱۷ به عنوان معلم قراردادی آغاز کرد. در سال ۲۰۱۹ بهعنوان کارمند سازمان جامعهی جهانی حقوقی-تحقیقی افغانستان (کاوا) مشغول به کار شد و همزمان در رشتهی قابلگی نیز تحصیل میکرد.
پس از سقوط حکومت، با شعار «نان، کار، آزادی» به خیابان آمد؛ اعتراضی که به بازداشت، شکنجه، زندان و در نهایت مهاجرت اجباری انجامید.
او میگوید که در نخستین اعتراضات، نیروهای طالبان با شلیک هوایی، ضربوشتم و بازداشت معترضان تلاش کردند صدای زنان را خاموش کنند، اما اعتراضها ادامه یافت.
سرنوشت او در ۱۶ میزان ۱۴۰۲ بار دیگر تغییر کرد. صدیقی میگوید: «هنگام رفتن برای دیدار یکی از همکارانم در کابل، ناگهان توسط نیروهای طالبان محاصره و بازداشت شدم.»
به روایت او، افراد طالبان تلفن همراهش را گرفتند، دستانش را از پشت بستند، پارچهای سیاه روی سرش کشیدند و او را به محل نامعلومی منتقل کردند. در طول مسیر، بارها با قنداق سلاح مورد ضربوشتم قرار گرفت و از او خواسته شد رمز تلفن همراهش را در اختیار بازجویان قرار دهد، اما مقاومتش در برابر افشای رمز تلفن، با شکنجه پاسخ داده شد.
خانم صدیقی گفت: «مرا داخل اتاقی تاریک بردند، دست و پایم را بستند و با شوک برقی شکنجه کردند. پس از شکنجه بیهوش شدم و بعد از آنکه به هوش آمدم، بازجویی و فشار ادامه یافت.»
او افزود: «مرا متهم کرده بودند که با جبههی مقاومت همکاری دارد، تصویر رهبر طالبان را آتش زده و مسئول ثبت و هماهنگی برنامههای اعتراضی زنان است.»
به گفتهی او، بازجویان همچنین ادعا کردند که با «یوناما»، رسانهها و خارجیها در ارتباط است و از آنان پول دریافت میکند. آنان از او خواستند شماره تماس تمام افرادی را که با آنها در ارتباط بوده، در اختیارشان قرار دهد.
او روایت کرد که در روزهای بازداشت، بارها تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفت و بازجویان تلاش داشتند او را وادار کنند تا در برابر دوربین اعتراف کند که اعتراضات زنان با حمایت جبههی مقاومت انجام شده است.
در تمام مدت بازداشت، از دسترسی به درمان، غذای مناسب و حتا قرآن کریم محروم بود و فشار روانی به اندازهای شدید بود که پس از یک ماه، بخشی از حافظهاش را از دست داد و حتی رمز تلفن همراه و ایمیل خود را فراموش کرد.
به گفتهی خانم صدیقی، در زندان پلچرخی زنانی را دیده است که از خشونتهای جنسی و فشارهای شدید روانی سخن میگفتند.
پس از ماهها بازداشت، دادگاه طالبان او را به یکونیم سال زندان محکوم کرد.
سرانجام پس از شش ماه زندان، با شرط اعتراف اجباری، پرداخت پنج هزار دالر و سپردن تضمین از سوی خانواده آزاد شد.
پس از آزادی، تماسهای تهدیدآمیز ادامه یافت و خانوادهاش ناچار شدند شبانه کابل را ترک کنند و از مسیرهای قاچاقی خود را به پاکستان برسانند. او در ۲۲ اپریل ۲۰۲۴ وارد پاکستان شد.
اما مهاجرت نیز پایان مبارزه خانم صدیقی نبود. او پس از فرار به پاکستان، با وجود ناامنی، مشکلات اقامتی و فشارهای روانی، از فعالیتهای مدنی دست نکشید و به دادخواهی برای حقوق زنان افغانستان ادامه داد. او در کنار دیگر فعالان، صدای زنان معترض را به نهادهای بینالمللی رساند و در کارزارهای دادخواهی حضور فعال داشت.
صدیقی در ۱۴ آگست ۲۰۲۵ به برازیل منتقل شد و پس از آن، در ۱۱ مارچ ۲۰۲۶ به گویان فرانسه رفت و اکنون در آنجا زندگی میکند.
او در سال ۲۰۲۶ نهاد «آوای زنان برای عدالت و برابری» را تأسیس کرد و از طریق این نهاد، فعالیتهای حقوق بشری و دادخواهانه خود را ادامه میدهد.
او خطاب به زنان و دختران افغانستان میگوید: «شما تنها نیستید؛ شاید امروز روزهای سختی را سپری کنید، اما این وضعیت همیشگی نیست.»












