سرنوشت سیاه ستایش
بخش دوم و پایانی ممتاز حسینی ستایش نه پدر و مادر داشت و نه برادر و خواهر. کاری از دستش برنمیآمد. با دنیایی پر از غم و دلی شکسته به…
بخش دوم و پایانی ممتاز حسینی ستایش نه پدر و مادر داشت و نه برادر و خواهر. کاری از دستش برنمیآمد. با دنیایی پر از غم و دلی شکسته به…
روایتهای عصر ظلمت (68) نویسنده: ممتاز حسینی ساره در یک صبح بارانی، در یکی از ولسوالیهای دورافتادهی ولایت دایکندی به دنیا آمد. خانوادهی ساره جمعیت کمی داشتند. پدرش مردی سختیکشیده…