نیمکت امید و دیوار تبعیض؛ داستان مهاجرت یک دختر افغانستانی به ایران
روایتهای عصر ظلمت (81) نويسنده: عارف شادبیگ من عاطفه غفورزاده هستم، ۲۴ ساله. یک سال و هفت ماه میشود که به ایران آمدهام. اینجا در رشتهی مهندسی کامپیوتر، در دانشگاه…
روایتهای عصر ظلمت (81) نويسنده: عارف شادبیگ من عاطفه غفورزاده هستم، ۲۴ ساله. یک سال و هفت ماه میشود که به ایران آمدهام. اینجا در رشتهی مهندسی کامپیوتر، در دانشگاه…
روایتهای عصر ظلمت (73) علی پیام در روز شنبه، دوم اسد ۱۳۹۵، در جریان تظاهرات میلیونی در شهر کابل، در میدان دهمزنگ، بمبگذاری شد. در اثر آن دستکم هشتاد تن…
روایتهای عصر ظلمت (70) مراد ما از استعارهی «عصر ظلمت»، اشارهیی به مصیبتهای سیاسی، فاجعههای اخلاقی و گسترش خیرهکنندهی خشونت، ستم، آشوب و قتلعامهایی است که در قلمرو فضای حاکم…
نویسنده:حسنرضا خاوری بخش چهارم و پایانی 4.4ـ رهایی بهمثابه مسئولیت همگانی پس از تأملات فشرده در باب نسبت زن با فلسفه و شهر، اینک میتوان گفت که رهایی نه صرفاً…