سرگذشت آمنه؛ زندگی کار است و دیگر هیچ
روایتهای عصر ظلمت (88) عصر ظلمت، روزگاری است که صداها خاموش و روایتها فراموش میشوند. در این بخش از سلسلهی «روایتهای عصر ظلمت»، سراغ زنان کارگرِ مهاجر افغانستانی رفتهایم؛ نه…
روایتهای عصر ظلمت (88) عصر ظلمت، روزگاری است که صداها خاموش و روایتها فراموش میشوند. در این بخش از سلسلهی «روایتهای عصر ظلمت»، سراغ زنان کارگرِ مهاجر افغانستانی رفتهایم؛ نه…
روایتهای عصر ظلمت (87) نویسنده: ممتاز حسینی ۱ روایت صغرا، روایت تمام زنان افغانستانی است که هزاران بار مرگ و زخم را تجربه میکنند: مرگ در زمان زایمان، مرگ عشقی…
روایتهای عصر ظلمت (85) نویسنده: هدیه احمدی نامش صاحبه بود. شاگرد صنف پنجم. از منطقهی خاکشاهی ولسوالی شهرستان؛ یکی از قریهی دورافتادهی ولایت دایکندی. او در خانوادهای کوچک، دور از…
روایتهای عصر ظلمت (82) نویسنده: ممتاز حسینی رؤیا در خانوادهای سنتی، در یکی از قریههای کوهستانی ولسوالی میرامور ولایت دایکندی به دنیا آمد. فامیلش جمعیت کمی داشت. پدرش، احمد، مردی…