شبنم؛ قربانی رسم و رواج‌ خشونت‌بار در قندهار

روایت‌های عصر ظلمت (101) نویسنده: ممتاز حسینی زحل، دختر خوش‌قلب و مهربان، اهل ولایت قندهار بود. او روایت دوستش، شبنم را با چشمانی پر از اشک، برای من تعریف کرد،…

ادامه خواندنشبنم؛ قربانی رسم و رواج‌ خشونت‌بار در قندهار

جمیله؛ مادری که قربانی بی‌سرپناهی دخترانش شد

روایت‌های عصر ظلمت (98) نویسنده: ممتاز حسینی من خود شاهد زندگی جمیله با دو دخترش هستم. جمیله باشنده‌ی منطقه‌ای دورافتاده در ولسوالی میرامورِ ولایت دایکندی است. او در یک خانواده‌ی…

ادامه خواندنجمیله؛ مادری که قربانی بی‌سرپناهی دخترانش شد

عشق و مرگ؛ روایت سرگذشت صغرا، زنی از میان کوهستان‌های افغانستان

روایت‌های عصر ظلمت (87) نویسنده: ممتاز حسینی ۱ روایت صغرا، روایت تمام زنان افغانستانی است که هزاران بار مرگ و زخم را تجربه می‌کنند: مرگ در زمان زایمان، مرگ عشقی…

ادامه خواندنعشق و مرگ؛ روایت سرگذشت صغرا، زنی از میان کوهستان‌های افغانستان

ازدواج اجباری، نوریه را جوان‌مرگ کرد

روایت‌های عصر ظلمت (66) نویسنده: ممتاز حسینی نوریه در یکی از ولسوالی‌های دورافتاده‌ی ولایت ارزگان، در خانواده‌یی سنتی و مذهبی به دنیا آمد. پدرش مردی دلاور و شجاع بود. او…

ادامه خواندنازدواج اجباری، نوریه را جوان‌مرگ کرد