سقوط ما در سقوط کابل (روایتی از بیست و چهارم اسد ۱۴۰۰)

نویسنده: فرزانه پناهی صبح روز پانزدهم آگست، هوا سنگین و بی‌روح بود. از همان لحظه‌یی که بیدار شدم، فضای شهر بوی نگرانی و فروپاشی می‌داد. شایعات سقوط ولایات و ولسوالی‌ها…

ادامه خواندنسقوط ما در سقوط کابل (روایتی از بیست و چهارم اسد ۱۴۰۰)

قصه‌ و مقاومت؛ روایتی از زندگی عاطفه فصیحی

روایت‌های عصر ظلمت (54) نویسنده: زهرا حسینی کودکی در ایران؛ جستجوی هویت میان دو فرهنگ دختری با موهای سیاهِ بافته و چشمانی معصوم، در حیاطی کوچک و آفتاب‌گیر، جایی که…

ادامه خواندنقصه‌ و مقاومت؛ روایتی از زندگی عاطفه فصیحی

ناتوانی، یعنی اینکه کاری انجام ندهی (روایت زندگی ربابه محمدی، دختر نقاش با ناتوانی‌های جسمی)

روایت‌های عصر ظلمت (39) نویسنده: علی پیام اشاره: گاهی زندگی، سنگ‌ترین محدودیت‌ها را بر تن آدمی می‌گذارد؛ اما نمی‌داند که روح، قلمروی بی‌مرز دارد. روایتی که در زیر می‌خوانید، داستان…

ادامه خواندنناتوانی، یعنی اینکه کاری انجام ندهی (روایت زندگی ربابه محمدی، دختر نقاش با ناتوانی‌های جسمی)