چه نظامی به مردان جرأت بازی با سرنوشت زنان بی‌پناه را می‌دهد؟

روایت‌های عصر ظلمت (36) نویسنده: آترین آشوب شش شام بود که دروازه‌ی حویلی زده شد. باز کردم، شناختمش. پدرم گفته بود زن جوان است و کودکی در بغل دارد. رنگش…

ادامه خواندنچه نظامی به مردان جرأت بازی با سرنوشت زنان بی‌پناه را می‌دهد؟