آزار جنسی ۴۴۰۰ نفر در کلیساهای ایتالیا

نویسنده: سائمه سلطانی

یکی از انجمن‌های مدافع قربانیان آزار جنسی اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۰ تاکنون چهار هزار و چهارصد تن در ایتالیا توسط کشیشان کاتولیک هدف آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند؛ قربانیانی که بیشترشان نوجوانان بودند.

فرانچسکو زائاردی، بنیان‌گذار انجمن «رته لابوزو»، می‌گوید آمار یادشده بر اساس روایت قربانیان، اسناد قضایی و گزارش‌های رسانه‌ای به دست آمده است. این انجمن هم‌چنین می‌افزاید که سوءاستفاده‌ها از سوی راهبان، مربیان، داوطلبان غیرروحانی و به‌ویژه کشیشان صورت گرفته است.

کلیسای جهانی کاتولیک در چند دهه‌ی گذشته به دلیل رسوایی‌های پی‌در‌پی ناشی از پرونده‌های آزار جنسی کشیشان و تیم‌های روحانی، دچار تزلزل اجتماعی و جهانی شده است. با این حال، تداوم این رفتارها نشان می‌دهد که این نهاد هنوز نیت یا برنامه‌ای برای توقف چرخه‌ی آزار جنسی ندارد.

گروه «رته لابوسو» می‌گوید ۱۲۵۰ پرونده‌ی مربوط به مظنونان آزار جنسی را مستند کرده است که بیش از چهار هزار و ششصد قربانی، بیشترشان نوجوانان زیر ۱۸ سال، در آن شامل‌اند. این شبکه می‌افزاید از میان ۱۱۰۶ کشیش مظنون، ۷۶ تن در دادگاه کلیسایی محاکمه شده‌اند، ۱۸ تن از مقام روحانیت خلع شده‌اند، شماری استعفا داده‌اند و ۵ تن نیز دست به خودکشی زده‌اند.

آزار جنسی در ادیان سامی
مراکز مذهبی، به‌ویژه مراکز متعلق به ادیان سامی (یهودیت، مسیحیت و اسلام)، بزرگ‌ترین سرکوب‌گران روابط جنسی در تاریخ بشر بوده‌اند. میل جنسی و کوشش برای برآورده‌سازی آن، چه در قالب خودارضایی و چه در رابطه میان دو نفر خارج از نکاح و آیین‌های دینی، نه‌تنها از سوی این ادیان ممنوع شده، بلکه نگاه منفی و بدبینانه نسبت به آن ترویج و درونی‌سازی گردیده است.

به عبارتی، ادیان میل و روابط جنسی خارج از ازدواج را با اخلاقیات دینی گره زده و از همین نقطه، فرایند نظارت، کنترل و سرکوب افراد، به‌ویژه زنان و اقلیت‌های جنسی/جنسیتی، را آغاز کرده‌اند.

فرایند «شیطانی‌سازی» و بدبین‌سازی میل و روابط جنسی خارج از ازدواج در چارچوب نظام‌های پدرسالار دینی، میل را از طبیعی‌ترین و ابتدایی‌ترین نیاز انسانی جدا کرده و آن را به حوزه‌ی تابو، شرم، گناه و حرام سوق می‌دهد.

در منابع یهودیت، از جمله در سفر لاویان، فهرستی از روابط جنسی ممنوعه‌ی چون زنا، هم‌جنس‌گرایی، خودارضایی و رابطه با زن در دوران عادت ماهوار آورده شده است؛ روابطی که در این متن، غیرمجاز و گناه‌آلود شمرده می‌شوند.
(کتاب مقدس، سفر لاویان، ترجمه‌ی انجمن کتاب مقدس در ایران، تهران، چاپ اخیر، فصل هجدهم، آیات ۶ تا ۲۳)

در مسیحیت، آموزه‌های پولُس رسول و کلیساهای اولیه زمینه‌ساز شکل‌گیری دیدگاه منفی نسبت به میل و رابطه‌ی جنسی خارج از ازدواج بودند. آگوستین قدیس، نظریه‌ی گناه نخستین را با میل جنسی پیوند داد و لذت جنسی را میراث آدم و حوا دانست.
(آگوستین، ۱۳۹۳، کتاب چهارم، فصل شانزدهم)

او باور داشت که پس از نافرمانی آدم و حوا، بدن انسان از فرمان عقل جدا شد و میل جنسی به نیرویی رهاشده، نافرمان و شرم‌انگیز بدل گردید؛ لذتی که نشانه‌ای از گناه و نافرمانی نخستین به شمار می‌رفت.

در اسلام، قرآن، حدیث، اجماع و قیاس همگی نگاهی یکسان به روابط جنسی دارند؛ نگاهی مبتنی بر ممنوعه‌سازی میل و رابطه‌ی جنسی.

آیه‌ی ۲ سوره‌ی نور درباره‌ی آمیزش جنسی زن و مرد می‌گوید: «به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید در اجرای حکم خدا نسبت به آن دو دلسوزی کنید، و باید گروهی از مؤمنان شاهد مجازات‌شان باشند.»

آیات ۵ تا ۷ سوره‌ی مؤمنون نیز می‌فرماید: «و کسانی که پاک‌دامن‌اند، مگر در مورد همسران‌شان یا کنیزان‌شان، که در این صورت بر آنان نکوهشی نیست؛ پس هر که فراتر از این جوید، از حد درگذران است.»
در اینجا خطاب قرآن به مردان است و مرز مجاز میل جنسی آنان را تعیین می‌کند. اسلام میل جنسی مرد را انکار نمی‌کند و آن را به رسمیت می‌شناسد؛ حتی آزادی‌هایی برای مرد در این زمینه قائل است. مرد می‌تواند با زنان غیرمسلمانِ به غنیمت‌گرفته‌شده از جنگ آمیزش داشته باشد، چندهمسر اختیار کند یا از نکاح موقت (صیغه) برای رفع نیاز جنسی استفاده نماید.

اما زن نه حق چندهمسری دارد، نه آمیزش با مردان غیرمسلمان و نه بهره‌گیری از نکاح موقت. در برابر این حقوق گسترده‌ی مردان، اسلام زنی را که از ارائه‌ی خدمات جنسی و خانگی به شوهر خودداری کند «ناشزه» می‌خواند. زن ناشزه، به دلیل نافرمانی جنسی از شوهر، مستحق نفقه و حمایت مالی دانسته نمی‌شود و حتی شوهر حق دارد او را تنبیه بدنی کند. نظام قضایی و محاکم اسلامی نیز معمولاً از مرد در قطع نفقه یا اعمال خشونت علیه زن، حمایت رسمی و بی‌قید و شرط می‌کنند.

اما در رابطه با نیاز جنسی زن، اسلام آن را منحیث نیاز جنسی انسانی به رسمیت نمی‌شناسد و دستگاه تناسلی زن را هم‌چون ابژه‌ بدون میل در خدمت رفع نیاز جنسی شوهر مختص و محدود می‌کند. الزام‌آوری حجاب بر زن و دستور خانه‌نشینی زنان مبنی بر جلوگیری از به شهوت آمدن مردان دلالت واضحی بر این اشاره می‌کند. یعنی اسلام حجاب و خانه‌نشینی زنان را برای جلوگیری از افتادن مردان به جهنم درنظر گرفته است، اما در برابر جلوگیری از به شهوت افتادن زنان با دیدن مردان نامحرم بدون پوشش و حجاب هیچ نوع تدابیر و برنامه‌ای ارائه نمی‌دهد. در نتیجه، اسلام نه وجود شهوت و میل جنسی در زن را به رسمیت می‌شناسد و نه از افتادن زن به گناه با دیدن مرد بی‌حجاب و رفتن او به جهنم، نگران است.. در کل اسلام دستگاه تناسلی زن را فاقد میل جنسی و در خدمت رفع نیاز جنسی شوهر، و امر زایش در نظر می‌گیرد: «ای جوانان، هرکس توان ازدواج دارد، ازدواج کند، که نگاه را فرو می‌گیرد و شرمگاه را نگه می‌دارد.» (صحیح بخاری. ترجمه‌ی محمد باقر ساعدی حکیم. ناشر: دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۸۶، جلد ۶، ص ۹۸. حدیث ۵۰۶۶ )

بالاخره، هر سه دین سامی/ابراهیمی، با وجود تفاوت‌های درونی، در جرم‌انگاری و بدبین‌سازی میل و رابطه‌ی جنسی اشتراک دارند و در یک نقطه‌ی فکری هم‌سو می‌شوند. با وجود همه‌ی مرزبندی‌ها و محدودیت‌هایی که این ادیان تعیین کرده‌اند، مراکز مذهبی آنان پیشینه‌ای طولانی از سوءاستفاده‌ی جنسی از زنان و کودکان دارند.

مساجد، کلیساها و کنیسه‌ها مکان‌هایی بوده‌اند که از گذشته‌های دور تا امروز، افراد بی‌شماری در آن‌ها مورد بهره‌برداری جنسی قرار گرفته‌اند.
(مرکز ملی حمایت از کودکان ایالات متحده [NCAC]، ۲۰۲۳)

نبرد ادیان با فطرت بشری
یکی از عواملی که در گسترش سوءاستفاده‌های جنسی نقش دارد، سرکوب میل جنسی از سوی ادیان است؛ زیرا این سرکوب، زمینه‌ی بروز آزار جنسی را در جوامع افزایش می‌دهد. از آن‌جا که میل جنسی بخشی از فطرت و ماهیت انسانی است، مهار و انکار آن سبب می‌شود افراد برای برآورده‌سازی این نیاز، به راه‌های نادرستی چون سوءاستفاده‌ی جنسی از زنان و کودکان روی آورند و در برخی موارد حتی به هم‌جنس‌گرایی پناه ببرند.

کارگزاران مذهبی در مراکز دینی، از یک‌سو تحت فشارهای عقیدتی، از آزادی در ارضای نیازهای جنسی محروم‌اند و از سوی دیگر، در برابر امیال طبیعی خود مقاومت می‌کنند. در این کشمکش میان ساختار و طبیعت، همواره نیروی طبیعیِ درون انسان است که غلبه می‌یابد؛ بنابراین، بسیاری از این افراد در نهایت برای ارضای میل جنسی، به شیوه‌های نادرست پناه می‌برند.

یکی از دلایل مهم افزایش آزار جنسی در مراکز مذهبی این است که روحانیان و مسئولان مذهبی به‌خوبی می‌دانند چگونه کودکان را فریب داده و مورد سوءاستفاده قرار دهند، و با دست‌کاری روانی، مانع از افشا شدن جنایت خود توسط قربانیان شوند. این نوع سوءاستفاده‌ها زمانی بیشتر می‌شود که آموزش و آگاهی جنسیتی در نهادهای آموزشی وجود ندارد و نظارت بر عملکرد مراکز مذهبی چون مسجد، کلیسا و کنیسه کمرنگ یا کاملاً غایب است.

نتیجه
سرکوب میل جنسی و نگاه بدبینانه به میل جنسی و روابط جنسی خارج از ازدواج‌های مذهبی نه‌تنها سبب سرکوب جنسی و اختلالات جنسی و روانی می‌گردد، بلکه آزارجنسی را در جامعه، به‌عنوان‌ گزینه‌ی بدیل و سانسورشده ترویج می‌کند. آزارجنسی و سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان نتیجه‌ی همین ممنوعه‌پنداری و سرکوب‌های مذهبی و حکومتی است که بیشترین قربانیان آن اطفال و نوجوانان‌اند. این روند به بازتولید خشونت جنسی و تروماهای عمیق و ماندگار در جامعه منجر می‌شود. از سوی دیگر، روابط قدرت را در بستر روابط جنسیِ سوءاستفاده‌گرایانه تقویت کرده و فرهنگ تجاوز را در ابعاد گسترده‌تری بازتولید می‌کند.

بیشتر قربانیان، به دلیل حاکم بودن فرهنگ قربانی‌نکوهی در جامعه و ترس از اقتدار سیاسی و اجتماعی مراکز مذهبی، قادر به افشاگری نیستند و برای مدت‌های طولانی در چرخه‌ی خشونت و آزار جنسی گرفتار می‌مانند.

با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، پاک‌سازی نهادهای حقوق بشری، حذف نظارت بر حقوق کودکان، بسته شدن مکاتب دخترانه و تبدیل مکاتب پسرانه به مدارس دینی، بی‌تردید آمار سوءاستفاده‌های جنسی از زنان و کودکان افزایش یافته است؛ اما به دلیل سلطه‌ی طالبان، تاکنون گزارش جامع و مستندی از این فاجعه‌ی تلخ و دردناک در دسترس نیست.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: