خامک‌دوزی زنان افغانستان؛ نان‌آوری در سایه‌ی محدودیت‌ و رکود

گزارشگر: محیا امید

از گذشته تا امروز، زنان زیادی در افغانستان با خامک‌دوزی سروکار داشته‌اند؛ اما در سال‌های اخیر، این هنر برای بسیاری از زنان از مهارت به تنها راه تأمین حداقل معاش تبدیل شده است. پس از بازگشت طالبان و بسته‌شدن دروازه‌های آموزش و کار، دختران مکتب، محصلان دانشگاه و زنان شاغل مجبور شده‌اند ساعت‌ها پشت تکه و نخ بنشینند و حاصل ماه‌ها کارشان را به قیمت ناچیز بفروشند.

ماجده، ۳۵ ساله و باشنده‌ی اصلی ولایت غزنی، پس از فروپاشی نظام جمهوریت، همراه با خانواده‌اش به هرات آمده است. او که در دوخت یخن‌های زنانه و مردانه مهارت دارد، می‌گوید که تغییر شرایط اقتصادی حتی شیوه‌ی دوخت او را تغییر داده است: «قبلاً روی تکه کار می‌کردم. سخت بود، اما دستمزد خوبی داشت. حالا روی جاله می‌دوزم؛ چون تارهایش بزرگ‌تر است و زودتر تمام می‌شود.»

در میان خانواده‌های هزاره، خامک‌دوزی به‌عنوان یک رسم و مهارت خانگی آموخته می‌شود. زنان هزاره مانند مردان، لباس‌های خامک‌دوزی‌ شده می‌پوشند. به گفته‌ی ماجده، دوخت یک یخن مردانه ممکن است چند ماه زمان بگیرد، اما بهایی که پرداخت می‌شود، پاسخگوی این زمان نیست. «قیمت‌ها فرق می‌کند، اما هیچ‌کدام زندگی را نمی‌چرخاند.»

پیشتر، خامک‌دوزی بیشتر میان زنانی رواج داشت که تحصیلات چندانی نداشتند و آن را برای سرگرمی یا کمک به مخارج خانه انجام می‌دادند؛ اما پس از روی‌کارآمدن طالبان و بسته‌شدن مکاتب، دانشگاه‌ها و محدودشدن کار زنان، دختران مکتب، محصلان دانشگاه و زنانی که پیشتر شاغل بودند نیز به این کار روی آورده‌اند.

مژده، ۲۵ ساله و محصل سال سوم رشته‌ی انجنیری، پس از بسته‌شدن دانشگاه‌ها ناچار شده برای تأمین مصارف خانه خامک‌دوزی کند. او می‌گوید برنامه‌اش ادامه‌ی تحصیل بود، اما با بسته‌شدن دانشگاه‌ها، این امید عملاً پایان یافت.

او می‌گوید: «فکر می‌کردم درس تمام می‌شود و بعد کار پیدا می‌کنم. وقتی دیدم هیچ راهی نیست، خامک‌دوزی را شروع کردم.»

مژده می‌افزاید که در آغاز مهارت کافی نداشت و کارهایش را به بیع ناچیز می‌فروخت: «اولین یخنی که دوختم، ۴۰۰ افغانی فروختم. همه گفتند بازی خورده‌ای، اما چاره‌ای نداشتم.»

به گفته‌ی او، ماه‌ها زمان صرف دوخت یک یخن می‌شود، اما دستمزدی که دریافت می‌کند با این زمان تناسبی ندارد.
مژده می‌گوید: «گران‌ترین یخنی که فروختم ۲۵۰۰ افغانی بود؛ بیشتر از شش ماه رویش کار کرده بودم.»

در چهار سال اخیر، با ورود تعداد بیشتری از زنان به حرفه‌ی خامک‌دوزی، رقابت در بازار افزایش یافته و ارزش کار دست‌دوز به شدت کاهش یافته است. دکان‌ها نیز با تغییر شرایط، کنترل بیشتری بر انتخاب طرح و پارچه‌ها دارند و زنان خامک‌دوز دیگر نمی‌توانند مستقلاً مشتری جذب کنند.

حلیمه، ۳۲ ساله و با بیش از ۲۰ سال تجربه در این حرفه، می‌گوید: «ده ساله بودم که مادرم یک تکه داد و گفت بدوز. وقتی تمام شد، آن را به آب انداخت؛ این رسم بود تا دست آدم ماهر شود.»

او که پنج سال از ازدواجش می‌گذرد، در گذشته با دکان‌های خامک‌فروشی قرارداد داشت و کارهایش را به قیمت ۴ تا ۵ هزار افغانی می‌فروخت.

حلیمه توضیح می‌دهد: «خامک‌های خانگی بهتر بود. خودم مستقیم با خریدار صحبت می‌کردم و تا ۱۰ هزار افغانی هم می‌فروختم، اما حالا منتظر می‌مانم فروشنده‌ی مرد تماس بگیرد و بگوید چه طرحی با چه پارچه‌ای مدنظر است؛ این کارم را سخت می‌کند.»

اما رکود بازار تنها به خامک‌دوزان محدود نمانده است. در جاده‌ی لیلامی هرات، که سال‌ها مرکز خرید و فروش یخن‌های خامک‌دوزی‌شده بود، جنب‌وجوش به گونه‌ی چشم‌گیری کاهش یافته است. بسیاری از دکان‌ها به دلیل نداشتن فروش کافی، حتی توان پرداخت کرایه را ندارند.

محمد یوسف، ۴۵ ساله، بیش از ۲۰ سال است که در بخش فروش لباس‌های خامک‌دوزی فعالیت می‌کند. او می‌گوید: «مردم دیگر مانند گذشته یخن نمی‌خرند و کسانی که خرید می‌کنند، یخن‌های کامپیوتری یا یخن روی جاله را به یخن دست‌دوز ترجیح می‌دهند، چون ارزان‌تر است.»

او که پدر چهار دختر و دو پسر است، اضافه می‌کند که در دوران جمهوریت با ده‌ها زن خامک‌دوز همکاری داشته و فروش یخن‌های آنان زندگی بسیاری از خانواده‌ها را رونق می‌بخشیده، اما اکنون فروشش بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته است.

محمد یوسف ادامه می‌دهد: «حالا هم خانم‌ها می‌آیند و می‌خواهند با ما کار کنند، اما با شرمندگی آن‌ها را رد می‌کنم؛ چون یخن دیگر فروش زیادی ندارد.»

در همین حال، اسدالله، ۵۰ ساله و مالک یکی از دکان‌های جاده‌ی لیلامی هرات، به دلیل ورشکستگی در یخن‌فروشی مجبور شد دکان خود را تخلیه کرده و به اجاره بدهد.

او می‌گوید: «نصف عمرم به خرید و فروش یخن گذشت، اما در این چند سال فروش به قدری کم شد که ضرر روی ضرر می‌آمد. مجبور شدم دکان را تخلیه کنم و به کرایه بدهم؛ حداقل با این کار آخر ماه درآمدی دارم.»

از سوی دیگر، گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که اقتصاد افغانستان در یک بحران عمیق به سر می‌برد و زنان بیش از دیگران آسیب دیده‌اند. بر اساس تحلیل برنامه‌ی توسعه‌ی ملل متحد (UNDP)، دسترسی زنان به اشتغال رسمی به کمتر از ۷ درصد کاهش یافته و بسیاری از خانواده‌ها مجبور به پذیرش فعالیت‌های کم‌درآمد و غیررسمی شده‌اند، زیرا محدودیت‌های آموزشی و شغلی زنان آنان را از بازار کار رسمی به فعالیت‌های خانگی سوق داده است.

با کاهش مشارکت اقتصادی زنان و ناتوانی اقتصاد در ایجاد فرصت‌های شغلی، بخش‌های غیررسمی مانند تولید و فروش صنایع‌دستی و خامک‌دوزی به تنها مسیرهای ممکن برای بقا تبدیل شده‌اند، اما به دلیل ضعف تقاضا، رقابت بالا و کاهش قدرت خرید، این فعالیت‌ها نیز درآمد کافی ندارند و بار فقر و نابرابری را بر دوش خانواده‌ها سنگین‌تر کرده‌اند.

به اشتراک بگذارید: