نویسنده: فریدون
۱
یازدهم فبروری، روز جهانی دختران و زنان در علم است. نمایندگان جامعهی جهانی در مجمع عمومی ملل متحد به تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۱۵ قطعنامهی ۲۱۲/۷۰ را به تصویب رساندند. بدینسان، یازدهم فبروری را روز جهانی زنان و دختران در علم (Science’ Technology’ Engineering and Mathematic= STEM) در تقویم خودش ثبت کرد. بر اساس این تقویم، یازدهم فبروری یک یادآوری مهم است؛ یادآوری اینکه بدون مشارکت برابر زنان و دختران، علم ناقص است و توسعه ناعادلانه.
منظور از این روز، ارتقای دسترسی و مشارکت کامل و برابر زنان در زمینههای علوم (Science)، فناوری (Technology)، مهندسی (Engineering) و ریاضیات (Mathematics) است. این روز، روز بزرگداشت و جشن چنین اقدام بزرگ و جهانی است.
در چنین روز، همهساله یونسکو با همکاری زنان ملل متحد با دولتها، سازمانهای بینالمللی و شرکای جامعهی مدنی، دانشگاهها و شرکتها این روز را تجلیل میکنند. همچنان آنان یادآوری میکنند تا هدف مشترک ارتقای نقش زنان و دختران در زمینههای علمی به دست بیاید.
۲
هدف و دلیل نامگذاری چنین روز چند چیز برشمرده شده است:
فرصتی برای ترویج دسترسی و مشارکت کامل و برابر زنان و دختران در علوم؛
برابری جنسیتی بهعنوان الگوی جهانی؛
حمایت از تحصیل دختران جوان و شنیده شدن ایدههایشان؛
مقابله با برخی از بزرگترین چالشهای برنامهی توسعهی پایدار؛
تقویت مشارکت آنان در علم و فنآوری؛
تلاش برای الگو قرار دادن زنان دانشمند برای پسران و دختران؛
مشارکت زنان در عرصهی دانش و پژوهش؛
۳
همهساله مجمع عمومی ملل متحد روی یک موضوع مشخص و کلیدی تمرکز میکند. موضوعاتی که تا کنون در همین زمینه در آجندا قرار گرفتهاند قرار ذیلاند:
سال ۲۰۱۶: دگرگونی جهان؛ برابری در علم؛
سال ۲۰۱۷: جنسیت، علم و توسعهی پایدار؛ تأثیر رسانهها از چشمانداز تا عمل؛
سال ۲۰۱۸: برابری و توازن در علم برای توسعه و صلح.
سال ۲۰۱۹: سرمایهگذاری در زنان و دختران در علم برای رشد سبزِ فراگیر؛
سال ۲۰۲۰: برابری در علم، فناوری و نوآوری؛ روندها و چالشهای جهانی؛
سال ۲۰۲۱: فراتر از مرزها؛ برابری در علم برای جامعه؛
سال ۲۰۲۲: برابری، تنوع و شمول.
مقایسهی دو وضعیت
(تحلیل STEM و زنان افغانستان)
نکتهی کلیدی بحث این است که علم بدون زنان، ناقص است؛ آن چیزی که امروزه در بحث «زنان افغانستان در زیر سلطهی گروه طالبان» با آن روبهرو هستیم. با بسته شدن دروازههای مکاتب، دانشگاهها و آموزشگاهها، درواقع حذف زنان از عرصههای دسترسی به STEM عملاً اجرا شده است.
این پرسش به جا است که چرا «زنان و علم» مهماند؟ کلید مسأله این است که منظور از علم تنها و تنها تولید دانش و علم نیست؛ بلکه منظور اصلی از «دانش» تولید توانش و توان/ قدرت، آینده و امکان انتخاب و گزینش است. حالا که گروه طالبان با برقراری «امارت اسلامی» از راه معامله با آمریکا و انجام عمل تروریستی و کاستی در کارنامهی کارگزاران جمهوریت، زنان را از عرصههای آموزش حذف کرده است، پرسشهای مهم اینها هستند:
پرسش نخست- رسالت و مسئولیت ملل متحد بهعنوان بنیانگذار STEM و جامعهی جهانی بهعنوان پشتیبان این روند چیست و چه موضع و موقفی در برابر این گروه تروریستی- اسلامی باید روی دست بگیرد؟
پرسش دوم- حذف زنان در افغانستان، از سوی گروه طالبان، چه پیامدی دارد؟
پرسش نخست را واگذار میکنیم به عملکرد و موضع خود ملل متحد و کارگزاران آن؛ اما به طور خلاصه میتوان گفت که روز جهانی دختران و زنان در علم فقط روز برگزاری مراسم و تبریکگویی نیست. این روز، برای اعضای ملل متحد، تعهد، مسئولیت و انتخاب ایجاد کرده است. بدیهیترین توقع از ملل متحد و جامعهی جهانی این است که در پای امضای خودشان بایستند و به تعهدات خود وفادار باشند. در کنار زنان و دختران و افغانستان بایستند. ابتداییترین توقع زنان و دختران افغانستان از ملل متحد و جامعهی امضاکنندگان این رویداد جهانی آن است که تنها در صف تماشاچیان ستم حذف زنان و دختران از عرصههای علمی ایستاد نباشند.
اما پاسخ پرسش دوم خیلی روشن است:
پیامد جدی و آشکار حذف زنان از عرصههای دانش، بازتولید فقر، کنار گذاشته شدن قاعدهی منع خشونت علیه زنان در تمام ابعاد آن، مانند کنوانسیون منع هرگونه خشونت علیه زنان و سایر کنوانسیونها و پروتکلهای مرتبط با زنان، حذف زنان از تولید قدرت و امکان انتخاب آگاهانه و دلخواه در خواستها و ارادهها، و نهایتاً عقبماندگی جامعه از کاروان جامعهی جهانی است.
از طرف دیگر، پیامد اجرای مفاد STEM، افزایش مشارکت در دانش است که در نهایت به رشد توسعهی انسانی منجر میشود و همچنین کاهش شکاف جنسیتی که به افزایش صلح پایدار میانجامد.
پرسش دیگر این است که گروه طالبان چرا راه و زمینههای علم را برای زنان بسته است؟ آیا دلیل آن عمدتاً سیاسی است یا صرفاً دینی-مذهبی؟
پاسخ آن خیلی دمدستی و ساده است؛ زیرا طالبان از زنان دانشآموخته میترسند. برای اینکه زنان دانا پرسشگر هستند. چنین زنان، گروه طالبان را به چالش میکشند. بنیانهای فکری طالبان را منهدم میکنند. در نتیجه، زنان پرسشگر برای اقتدار مطلق گروه طالبان تهدید است. دیگر اینکه دانش با «اطاعت کورکورانه» سازگار نیست. علاوه بر اینها، زنان عالم و دانشمند یا دستکم زنان درسخوانده، نظم و نظام طالبانی را از درون فرو میریزاند و متلاشی میکنند.
چه باید کرد؟
در مورد اینکه چه باید کرد و دربارهی موضوع حاضر چه پیشنهاد و راهکاری را میتوان ارائه داد، پیشنهادهایی را بهعنوان راهحل کوتاهمدت و درازمدت میتوان ارائه کرد؛ راههایی که به موضوع کمک اندکی خواهد کرد. این پیشنهاد در چند سطح دستهبندی میشود:
سطح فوری و عاجل: این سطح میتواند بخشی از راهحل باشد. اینکه آموزشهای پنهان و جایگزین را در مورد موضوع، میخوهن روی دست گرفت. آموزشهای آنلاین، که البته نمونههای انگشتشمارشان راه افتادهاند که یک نمونهی آن «پل آموزش برای افغانستان» (Bridge for Afghanistan Education) است که توسط دکتر شکردخت جعفری، مخترع و دانشمند معاصر افغانستان، و همکارانش ایجاد شده است. این مؤسسه برای دختران بازمانده از آموزش راهاندازی شده است؛ پلاتفرمی که تعداد ۳۰ هزار دانشآموز به گونهی آنلاین، از راه دور، درس میخوانند.
این نمونه به این دلیل خاطرنشان گردید که اگر تدبیر، ابتکار، دلسوزی، مدیریت و اراده باشد، به اصطلاح «کار نشد ندارد». بنابراین، راههای درست و مؤثری را میتوان انجام داد. خوشبختانه برنامهی پل آموزش برای افغانستان به دانشآموزان مدارک معتبر بینالمللی بر اساس چارچوب آموزش بریتانیا میدهد تا آموزش آنان در خارج از افغانستان قابل اعتبار باشد. این نوع آموزش راه روشنی است برای تحصیل در دانشگاههای معتبر جهان؛ زیرا ارزش اسنادش برابر اسناد بریتانیا است؛ فقط میماند ظرفیت و توانایی خود دانشآموزان که موضوع شخصی آنان است.
حتی میشود که سواد پایه، زبان و آموزش پنهان و جایگزین را به گونهی آنلاین پیش برد؛ آنگونه که دانشآموزان مؤسسهی پل آموزش برای افغانستان، همین کارها را به پیش میبرند.
همچنان پلاتفرم دیگر آموزش آنلاین نیز همین کار را انجام میدهد؛ پلاتفرمی که به نام «طرح آموزش آنلاین برای دختران و زنان افغان» (Secret Scholars Online) توسط سازمان غیر انتفاعی Sahar Education با همکاری پلاتفرم آموزشی Learning Upgrade اجرا میشود تا دخترانی که از تحصیل رسمی محروم شدهاند بتوانند ادامی یادگیری و مهارت آموزشی را دنبال کنند. این پلاتفرم هر سال حدود ۳۰۰ دانشآموز را پوشش میدهد. محتوای این پلاتفرم عبارت است از زبان انگلیسی از سطح مبتدی تا آمادهسازی برای تافل و ریاضیات.
سطح استراتژیک: این تفکر که گروه طالبان برای همیشه ماندنی است، باید از ذهن دور کرد، یا دستکم یک استراتژیای را روی دست گرفت که «آمادهسازی نسل پساطالبان» شکل بگیرد. این سطح از کار، نیازمند شبکهسازی زنان تحصیلکردهی افغانستان در بیرون از کشور است. بایستی توجه داشت که زنِ پساطالبان، «زن ویترینی» نباید باشد؛ مانند برخی از زنان دورهی جمهوریت که ویترینی بودند. بلکه دختران و زنان پساطالبانی، زنانی باشند آگاه و دانا؛ زنانی که از فاجعه عبور کرده باشند و در گرداب فاجعه گیر نمانده باشند.
پینوشت: عکس از انترنت









