رژیم طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی افغانستان را گرفت. ۱۵ آگست در تاریخ معاصر افغانستان یکی از سیاهترین روزهاست؛ روزی که به باور بسیاری، روز «مرگ امید و آرزو» برای شهروندان، بهویژه زنان و دختران بود.
از آن روز سیاه، ۴ سال و ۶ ماه و ۱۹ روز میگذرد؛ یعنی ۱۶۶۴ روز. مدتی که مردم افغانستان، بهویژه زنان و دختران، در کام هیولای طالب گرفتار ماندهاند. در این مدت، صدها قانون نانوشته اعمال شده و بر اساس دادههای بینالمللی، ۱۳۶ فرمان زنستیزانه نیز صادر شده است.
«صدای زنان افغانستان» در نظر دارد همزمان با هشتم مارچ، روز جهانی زن، مبارزات حقطلبانه و انسانی زنان و دختران را در بیش از چهار سال گذشته زیر ذرهبین ببرد و آن را تحلیل کند. در این گزارش، روشها و پیامدهای این مبارزه برای مخاطبان واکاوی خواهد شد.
حدود یک هفته پس از سقوط افغانستان، گروهی از فعالان حقوق زن و کارمندان زن که در ادارات مختلف دولتی کار میکردند، به دلیل ممنوعیت کار از سوی رژیم حاکم، در مکانی نامعلوم گردهم آمدند و برای برگزاری یک اعتراض خیابانی برنامهریزی کردند.
نخستین اعتراض زنان در کابل با محوریت حق کار شکل گرفت و شعارها نیز بیشتر بر حق کار برای زنان متمرکز بود. در این اعتراض خیابانی، شمار معترضان کم بود؛ شاید برجستهترین دلیل آن، ترس از رژیم طالبان بود.
اما رفتهرفته اعتراض زنان گسترش یافت؛ موضوع اعتراضها تنها به کار محدود نماند و مسألهی آموزش نیز برای آنان خط سرخ شد. همزمان، میزان حضور معترضان در ولایتهای مختلف پررنگتر گردید و زنان و دختران در هرات، تخار و کابل در اعتراضهای خیابانی پیشقدم شدند.
رژیم طالبان باور داشت که با صدور نخستین فرمانهای زنستیزانه علیه زنان میتواند دامنهی اعتراضات را کوتاه کند؛ اما نهتنها اعتراضها و مطالبات خاموش نشد، بلکه شعارها شکل سهضلعی گرفت و میزان حضور زنان و دختران در خیابانها بیش از پیش شد.
زنان در روزهای پیهم با شعار «آموزش، کار، آزادی» با رژیم طالبان چشم در چشم شدند و از آن خواست انسانی خود کوتاه نمیآمدند. اما رژیم طالبان چارهای جز سرکوب، زندان و تهدید خانوادههای معترضان نیافت و دهها معترض را بازداشت و زندانی کرد.
زنان و دختران معترض پس از رهایی از زندانهای گروه طالبان، روایتهای تکاندهندهای بازگو میکنند. به گفتهی آنان، طالبان از آنها عکس و ویدیو میگرفتند تا در آینده از آن بهعنوان ابزاری برای تهدید و خاموشکردن صدایشان استفاده کنند. همین مسأله باعث شد دامنهی اعتراضات خیابانی کمکم کمرنگ شود.
با این حال اعتراضات کمکم از خیابانها به شبکههای اجتماعی و استیجهای بینالمللی کشانده شد. برخی از فعالان حقوق زن، مدافعان حقوق بشر و معترضانی که از افغانستان بیرون شدند، راهی جز استفاده از تریبونهای بینالمللی برای ادامهی مبارزه نیافتند.
از سوی دیگر، این اعتراضها در شبکههای مجازی نیز بازتاب گسترده و حمایت بیسابقه به خود گرفت. زنان و دختران با ثبت کلیپهای اعتراضی، خوانش بیانیهها و اعلامیههایشان بار دیگر رژیم خودکامهی طالبان را به چالش کشیدند که اکنون هم این روند به قوت خود ادامه دارد.
در جریان این چهارونیم سال، شماری از معترضانِ زن و دختر که در کشور ماندهاند، آرام ننشستند. آنان هرازگاهی با برگزاری تجمعهای اعتراضی خانگی، اعتراضهای نمادین و دیوارنویسی، به مطالبات و خواستهای بشریشان ادامه دادهاند.
در مجموع، میتوان از روشهای اعتراضی زنان در برابر سیاستهای رژیم حاکم به موارد زیر اشاره کرد: اعتراضهای خیابانی، اعتراضهای خانگی، اعتراضهای نمادین، دیوارنویسی، آوازخوانی جمعی، رقص و شعرخوانی، آتشزدن عکسهای رهبران طالبان و مبارزه در استیجهای بینالمللی.
این اعتراضات، با وجود همهی تهدیدها و سرکوبها، پیامدهای مهمی بر جای گذاشتهاند که در ادامه به چند مورد کلیدی اشاره میکنیم:
۱) به رسمیتشناختهنشدن رژیم طالبان، بزرگترین پیامد این اعتراضها بوده است. بانوان معترض افغانستان همواره و با روشهای گوناگون بر عدم تعامل و رسمیتندادن به گروه طالبان، بهعنوان حکومت مشروع و قانونی تأکید کردهاند. به گفتهی زنان معترض، تعامل با طالبان به معنای شریک جرم شدن با این گروه است.
۲) تداوم تحریمها بر برخی از رهبران ارشد طالبان از دیگر نتایج اعتراضات بانوان بوده است. دستکم ۱۰ تن از اعضای بلندپایهی رژیم حاکم در فهرست تروریستی و تحریمهای شورای امنیت ملل متحد قرار دارند.
۳) صدور حکم بازداشت ملا هبتالله، رهبر گروه طالبان، و عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی این رژیم، از سوی دادگاه کیفری بینالمللی لاهه نیز از دیگر دستاوردهای این مبارزات به شمار میرود. این دادگاه در تاریخ ۸ جولای سال گذشتهی میلادی (۲۰۲۵) حکم بازداشت افراد یادشده را صادر کرد.
۴) آشکارسازی چهرهی واقعی طالبان بهعنوان گروهی متحجر و بدوی نیز از دیگر پیامدهای این اعتراضات است. در این بیش از چهار سال، لابیگران رژیم طالبان تلاش کردند این گروه را سفیدنمایی کرده و چهرهای معتدلتر از آن ترسیم کنند؛ اما زنان افغانستان توانستند به جهان نشان دهند که این گروه تغییر نکرده و همچنان درگیر اعمال سیاستهای افراطی دههی ۹۰ است.
۵) تثبیت رفتار زنستیزانهی طالبان بهعنوان «جنایت علیه بشریت» نیز یکی دیگر از برآیندهای این اعتراضات است. هرچند زنان تلاش کردهاند که کشورها و سازمان ملل رفتار طالبان را بهعنوان «آپارتاید جنسیتی» به رسمیت بشناسند، تا کنون موفق نشدهاند. با این حال، برخی از مقامهای ملل متحد بارها رفتار این گروه را نقض قوانین بینالمللی و مصداقی از جنایت علیه بشریت دانستهاند.
۶) همسویی افکار عمومی جهانی با اعتراضات زنان نیز از دیگر پیامدهای این مبارزات است. معترضان در این مدت با حضور در محافل بینالمللی و تأکید بر رعایت حقوق بشر و حقوق زنان، توانستهاند توجه افکار عمومی جهان را جلب کرده و آن را تا حدی با مطالبات زنان افغانستان همسو سازند.
پینوشت: عکس از انترنت









