نویسنده: فرزانه پناهی
قطع و محدودسازی اینترنت در افغانستان به بخش مهمی از استراتژی سیاسی طالبان بدل شده است. این روند نخست از ولایت بلخ آغاز شد؛ آنگاه که والی طالبان با استناد به فرمان رهبر خود، هبتالله آخندزاده، اعلام کرد اینترنت باید قطع شود، زیرا به باور او «به ترویج فحشا و نشر نظریات نادرست» انجامیده است. در آغاز، تصور میشد این اقدام محدود و موقتی باشد، اما در مدت کوتاهی شانزده ولایت را در برگرفت و در نهایت، سراسر افغانستان برای ۴۸ ساعت از دسترسی به اینترنت و شبکههای مخابراتی محروم شد. در آن دو شبانهروز، جامعهای چهلمیلیونی در سکوت و بیارتباطی فرو رفت؛ بانکها از کار افتادند، ارتباطات خانوادگی گسسته شد، ادارات تعطیل گردید و معاملات تجاری متوقف ماند. اقتصاد کشور، که پیش از آن نیز زیر فشار تحریمها و بیثباتی قرار داشت، ضربهی سختی خورد.
منابع نزدیک به دولت طالبان تأیید کردهاند که فرمان اتصال مجدد اینترنت از سوی ملا حسن آخند، نخستوزیر طالبان، صادر شده است؛ نه از جانب امیر مطلقالاختیار در قندهار. این مسأله در درون ساختار قدرت طالبان به منزلهی زیر سوالبردن اقتدار امیر تامالاختیار تعبیر میشود. در جلسهی بعدی کابینه در قندهار، هبتالله از تصمیم وصل مجدد اینترنت ابراز نارضایتی کرد و گفت: «وصل دوبارهی اینترنت به معنای خواندن فاتحهی نظام ماست.» این اظهارات نشاندهندهی شکاف عمیق میان دو حلقهی قدرت در درون نظام طالبان است؛ گروهی در کابل دریافتهاند که قطع اینترنت نهتنها مردم را از فرصتها محروم خواهد کرد، بلکه دستگاه حکومت را نیز فلج میکند، در حالیکه رهبر طالبان آن را دریچهای به سوی انحراف و تهدیدی برای ایدئولوژی سختگیرانهی خود میبیند.
با بازگشت اینترنت، شبکههای اجتماعی چون فیسبوک، اینستاگرام و تیکتاک فوراً مسدود شدند. این اقدام برای هزاران زن و مردی که در نبود فرصتهای رسمی شغلی از طریق این پلتفرمها به تجارت، آموزش یا اطلاعرسانی مشغول بودند، به معنای قطع منبع درآمد و ارتباط با بازار بود. بسیاری از زنان کارآفرین که کسبوکارهای خود را در این شبکهها اداره میکردند، مشتریان و درآمدشان را از دست خواهند دادند. دانشجویان نیز از فرصتهای آموزشی و تحصیلی بینالمللی بینصیب میمانند و کارجویان توان دسترسی به اطلاعات و فرصتهای شغلی را از دست میهند.
استفاده از فیلترشکن، تنها روزنهی باقیمانده برای کاربران است که به دلیل سرعت پایین اینترنت و هزینههای بالا کارشان را مشکلتر میکند. با وجود اجرای محدودیت و فیلترینگ، گزارشهایی از قطع مجدد فایبر نوری در ولایتهای قندهار و قندز منتشر شد که بیم آن میرود دستورات امیر خودکامه اجرایی شود؛ اقدامی که اینبار احتمال دارد دائمی باشد.
محدودیت و قطع و وصلیهای ارتباطی، شماری از خبرنگاران و صاحبان کار آنلاین وادار کرد که به خرید دستگاههای ارتباطی استارلینک روی آورند، اما دولت طالبان بهسرعت وارد عمل شد. مأموران امنیتی با مراجعه به بازارها، فروش و خرید این تجهیزات را ممنوع و در برخی موارد دستگاهها را ضبط کردند. این اقدام نشان میدهد که حکومت حتی از حداقل راههای مستقل ارتباطی نیز در هراس است؛ هر اتصال بدون مجوز، تهدیدی امنیتی و اقدامی غیرقانونی و غیرمشروع تلقی میشود.
در نتیجهی قطع و اعمال محدودیت اینترنت، جامعه روزبهروز بیشتر در تاریکی اطلاعات فرو میرود. خبرنگاران مستقل آخرین راه ارتباط با منابع خبری خود را از دست میدهند، آموزگاران دیگر نمیتوانند به صورت مجازی تدریس کنند و هزاران دانشجوی دختر، که پس از بستهشدن دانشگاهها به آموزش آنلاین پناه برده بودند، از صنفها، آزمونها و فرصتهای تحصیلی و بورسیهها محروم میشوند. در حالیکه رسانههای چاپی تعطیل شده و رادیو و تلویزیون زیر سانسور کامل فعالیت میکنند، محدودیت فضای مجازی به معنای بریدن آخرین رشتهی تعامل و آگاهی عمومی است.
افغانستان امروز در آستانهی تعطیلی دیجیتالی قرار دارد؛ جامعهای که به تدریج از جهان جدا میشود تا در حصار ایدئولوژی نظام حاکم باقی بماند. اگر سیاست تازهی طالبان مبنی بر «دسترسی فقط برای دارندگان مجوز دولتی» به اجرا درآید، محدودیت کنونی میتواند به انزوای دائمی بدل شود؛ انزوایی که نهتنها فضای مجازی، بلکه حیات فکری و اجتماعی کشور را نیز در کام خود فرو خواهد برد.
پینوشت: عکس از انترنت









