نویسنده: سائمه سلطانی
در جریان کمپین ۱۶روزهی جهانی منع خشونت علیه زنان، گیتی سادات، زن ۳۷ساله افغانستانی، به تاریخ ۲۳ نوامبر، ساعت ۷ صبح، در بستر خواب توسط شوهرش سید سادات، در شهرستان/ولسوالی کینکِ شهر آبرنِ واشنگتن آمریکا با انگیزه ناموسی به قتل رسید.
طبق گزارش رسانههای آمریکایی، گیتی با قاتل خود در سال ۲۰۱۳ ازدواج کرده بود که حاصل این ازدواج سه کودک شش، نه و یازدهسالهاند. این منابع میافزایند که این خانواده سه سال قبل به آمریکا وارد شده بودند.
(Auburn man strangles wife to death in honor killing, 2025)
در گزارش آمده است که قاتل، نیم ساعت پس از کشتن همسرش با خفهکردن او، خودش به حوزهی پلیس تماس گرفته و جرمش را گزارش داده است. او در جریان بازجویی به پلیس گفته است که در افغانستان روال برخورد با زنانی که به شوهرانشان خیانت میکنند، قتل است و او همان روال را در قبال همسرش در آمریکا اعمال کرده است. این شخص در ادامه به نیروهای بازرس گفته که از مدتها قبل تصمیم قتل خانمش را گرفته بود؛ بهویژه در ده روز نزدیک به زمان قتل، یعنی ۲۳ نوامبر.
او همچنان اعتراف کرده که قصد داشته شوهر خواهرزادهاش را نیز «به انگیزه ناموسی» به قتل برساند اما چون آن مرد از نگاه فیزیکی عظیمالجثه بوده، موفق به قتلش نشده و در پی یافتن اسلحه برای کشتن او بوده است. پلیس هرچند از وی برای ادعایش شواهد خواسته، اما گفته میشود که او هیچ مدرکی نداشته جز یک «شک»؛ شکی که کافی بود تا حقِ بقا و زندگیِ آزاد از گیتی گرفته شود.
او اکنون در بازداشتگاه قرار دارد و پلیس وثیقهی ۳ میلیون دالری برای آزادی موقت وی تا دایرشدن دادگاه تعیین کرده است؛ مقداری که اگر تأمین شود، میتواند امکان فرارش را بیشتر کند. به همین دلیل دادستانها درخواست کردهاند که در صورت پرداخت وثیقه، پاسپورت او نیز ضبط شده و تحت نظارت الکترونیکی خانگی قرار بگیرد تا احتمال فرار از کشور کاهش یابد و تحت کنترل بماند.
قتلهای ناموسی، وحشتناکترین نوع زنکشی دانسته میشوند، اما محدود به قتل زنان نمیمانند؛ چنانکه در این گزارش نیز آمده، قاتل قصد قتل ناموسی شوهر خواهرزادهاش را نیز داشته است. این واقعیت و هزاران نمونهی دیگر نشان میدهد که دایرهی قتلهای ناموسی هرچند زنان را هدف قرار میدهد، اما محدود به آنان نمیماند و فراتر از آنان نیز گسترش مییابد. با این حال، قتل ناموسی مردان بر خلاف قتل ناموسی زنان و رنگینکمانیها، در بیشتر موارد «قتل مبتنی بر جنسیت» تلقی نمیشود؛ زیرا انگیزهی قتل مردان معمولاً ناشی از باور ناموسیِ «تعرض به ناموس» است، نه اینکه جنسیت آنان با حیثیت اجتماعی قاتل گره خورده باشد.
در حالی که قتل ناموسی زنان جنسیتمحور است؛ زن صرفاً به دلیل جنسیتش به قتل میرسد، زیرا در نظام ناموسی، جنسیت زن حامل آبرو و عزت مرد دانسته میشود. بناءً، هر نوع عملکرد خودمختار زن، از طرز لباس گرفته تا روابط اجتماعی، انتخاب شریک زندگی، فعالیت مجازی، خندیدن، نشر تصویر، کلیپ رقص یا حتی فرستادهشدن عکسش به مرد مالک او، میتواند زمینهی قتل ناموسیاش را فراهم کند. حتی شایعات و سخنان دستدوم مردم بازار دربارهی رفتار یک زن، میتواند به سادگی بهانهای برای قتل ناموسی او باشد.
قتل ناموسی تنها نوع قتلی است که در جوامع ناموسمحور، قاتل به خاطر آن پنهان نمیشود و حتی خود اقرار میکند؛ زیرا چنین قتلهایی بیشتر جنبهی تشویق، تکریم و پاداش دارند تا مجازات. قاتل میداند که در این نوع قتلها، جامعه اغلب به او احترام خواهد گذاشت.
او به عنوان «مرد باغیرت» از جایگاه ویژهای میان دوستان و آشنایان برخوردار خواهد شد؛ بناءً بدون هیچ هراسی، با افتخار و حتی احساس سبُکی از جرم، از قتلش پرده برمیدارد. چنانکه سید سادات پس از به قتل رساندن همسرش، گیتی سادات، با پلیس واشنگتن تماس گرفت و با افتخار اعلام کرد که زنش را به ظن رابطه با شوهر خواهرزادهاش کشته است؛ زیرا این فرهنگ در افغانستان حاکم است و او همان الگو را به آمریکا آورده است. در نظامی که به مرد آموخته میشود اگر همسر، خواهر، دختر، مادر یا هر زنی از خانواده کاری کند که «غیرت»، «ننگ» یا «آبرو»ی مرد را به خطر اندازد، باید فوراً او را حذف کرد.
نظم ناموسی هرچند به حق سلطهی مرد بر زن، جنسیت و بدن او اطلاق میشود و شکل جهانی دارد، اما بسته به جغرافیا و نظامهای سیاسی–مردسالار شدت و گسترهاش تغییر میکند. در غرب، نظم ناموسی عمدتاً به کنترل روابط جنسی و عاطفی زنان توسط همسر، نامزد یا شریک عاطفی محدود میشود؛ اما در نظام اسلامی با «نظم مطلق ناموسی» روبهرو هستیم که کنترل از حیطه روابط جنسی فراتر رفته و پوشش، گشتوگذار بیرون از خانه، روابط اجتماعی، آموزش، کار، نظارت بر گوشی و حسابهای مجازی و اساساً همهی حوزههای عاملیت زنان را در بر میگیرد. در این نظم سنتی و مطلق، نه تنها از زن انتظار «پاکدامنی» میرود، بلکه تلاش میشود او را در محدودهی کنترل سرتاسری مرد نگه دارند و فاقد هرگونه فاعلیت بسازند.
از همینرو، در جوامع اسلامی با نوع ترسناکتر و فراگیرتری از نظم ناموسی مواجهیم؛ جایی که یک لبخند، انتخاب لباس دلخواه، داشتن اکانت مجازی با نام واقعی، یا حتی شایعههای بیاساس اهالی محل میتواند کارد را به دست مرد مالک زن بدهد و فرمان قتل او را صادر کند.
این نظم ریشه در تقسیم جنسیتی کار و جامعه توسط اسلام دارد؛ جایی که اسلام جایگاه زن را در خانه تعیین و خروج او را مشروط به اجازهی شوهر و پدر میکند. جایی که عصمت و پاکی جامعه، و جلوگیری از «گمراهی مردان»، با حبسکردن بدن زن در حجاب و دیوارهای خانه ممکن دانسته میشود. جایی که تن زن برای زایش «کلمهگویان محمدی» به ماشین تولید مثل تبدیل میشود، و میل جنسی زن در خدمت زایش قرار میگیرد نه لذت.
در رابطه با ریشهی «ناموس» و «غیرت» در شخصیت محمد، پیامبر اسلام، منصور فهمی در یک اثر تحقیقی چنین مینویسد:
یکی از مومنین روزی گفت اگر زنش را با مردی ببیند، سر آن مرد را با اره خواهد برید. محمد که در آنجا بود گفت: «تعجب نکنید، من از او غیرت بیشتری دارم، و خدا از من هم غیرتیتر است.»(۶۷)
بار دیگر، پیش از آنکه خدا به او دستور دهد زنانش را از خروج خانه منع کند، مردی را دید که همراه عایشه بود. عایشه که خشم شوهر را دید، گفت آن مرد، برادر شیری اوست؛ اما پیامبر پاسخ خشماگینانهای داد.(۶۸)
(وضعیت زن در سنت و در تحول اسلام، ص ۴۶، ترجمهی تراب حقشناس و حبیب ساعی، نشر اندیشه و پیکار، ۲۰۰۷)
در ادامه آمده که غیرت محمد تا جایی پیش رفت که زنانش را از ازدواج پس از مرگش منع کرد؛ حکمی سختگیرانه که پس از ابراز علاقه طلحه بن عبدالله به ازدواج با عایشه نازل شد.(۶۹–۷۰)
در جایی دیگر، از غیرت محمد دربارهی کنیز جنسیاش، ماریه، سخن گفته میشود:
«حاکم مصر زنی به نام ماریه را بهعنوان همبالین به پیامبر داد. مدتی بعد مردی را برای خدمت او فرستاد. نقل است که محمد تا آنجا پیش رفت که از علی خواست آن مرد را بکشد، زیرا گمان میبرد او با ماریه رابطه دارد؛ اما علی که فهمید آن مرد خواجه است، از کشتنش گذشت.»(۷۱)
نویسنده در پایان اشاره میکند که غیرتیبودن محمد و پیامدهای آن، نقش مهمی در تنزل موقعیت زن مسلمان داشته است.
این نمونهها مصادیق غیرقابل انکار ریشههای ناموسی در منابع دستاول اسلامی، قرآن و حدیث،اند؛ مواردی که تازه بخشی کوچک از دریای عظیم روایتهای اجماع و قیاساند که میتوان نمونههای فراوانی از ناموسمحوری از آن استخراج کرد.









