نویسنده: راحیل تلاش، مدافع حقوق بشر
صلحی فراتر از سکوت سلاحها
در روز جهانی صلح، افغانستان یکی از دشوارترین پرسشهای این روز را پیش روی ما میگذارد: آیا افغانستان هیچگاه صلح را به معنای واقعی تجربه کرده است؟افغانستان دورههایی از کاهش خشونت و ثبات نسبی را تجربه کرده است؛ اما کاهش جنگ الزاماً به معنای صلح پایدار نیست. اگر صلح را تنها نبودِ جنگ بدانیم، بخش بزرگی از واقعیت افغانستان را نادیده گرفتهایم.
صلح واقعی فقط سکوت سلاحها نیست. صلح زمانی معنا پیدا میکند که انسان از ترس رهایی داشته باشد، عدالت وجود داشته باشد، قربانیان به فراموشی سپرده نشوند، شهروندان بتوانند در تعیین سرنوشت خود مشارکت کنند و هیچ انسانی به دلیل جنسیت، قومیت، مذهب یا دیدگاه سیاسی از حقوق اساسی خود محروم نشود.
افغانستان؛ میان توقف جنگ و نبود صلح
بحران افغانستان تنها نتیجه جنگ میان گروههای مسلح نبوده است. دههها جنگ، بحران سیاسی، حذف گروههای مختلف از ساختار قدرت، فرهنگ معافیت از مجازات و نبود یک روند فراگیر برای رسیدگی به گذشته، زمینههای عمیقتری را برای تداوم خشونت و بیاعتمادی ایجاد کردهاند.
حتی در دورههایی که از «صلح» سخن گفته میشد، میلیونها افغانستانی همچنان با ترس، فقر، آوارگی، ناامنی و محرومیت از حقوق اساسی زندگی میکردند.
تجربهی مذاکرات صلح نیز نشان داد که توافق میان طرفهای سیاسی و نظامی لزوماً به معنای صلح برای همهی مردم نیست. هر روند صلحی که قربانیان، زنان، اقلیتها و دیگر گروههای آسیبپذیر را از تصمیمگیری دربارهی آیندهی کشور کنار بگذارد، با پرسش جدی دربارهی فراگیری و پایداری آن روبهرو خواهد بود.
در سال ۲۰۲۱، همزمان با تلاشهای بینالمللی برای پیشبرد روند صلح، ملل متحد همچنان از سطح بالای خشونت و تلفات غیرنظامیان در افغانستان گزارش میداد. این واقعیت نشان میداد که حتی در زمان مذاکرات سیاسی، مردم عادی همچنان هزینهی اصلی بحران را میپرداختند.
امروز؛ پایان جنگ گسترده، آغاز صلح نیست
تحولات پس از بازگشت طالبان به قدرت، مفهوم صلح در افغانستان را بیش از پیش پیچیده کرده است.
ممکن است در مقایسه با دورههای جنگ سراسری، شدت برخی از درگیریهای نظامی کاهش یافته باشد؛ اما صلح تنها با کاهش درگیری مسلحانه سنجیده نمیشود.
اگر زنان و دختران از آموزش و کار محروم باشند، اگر مشارکت عمومی و سیاسی آنان محدود شود، اگر قربانیان جنگ به عدالت و پاسخگویی دسترسی نداشته باشند، اگر اقلیتها از امنیت و برابری برخوردار نباشند و اگر مردم نتوانند دربارهی آیندهی سیاسی کشور خود نقش معناداری داشته باشند، چگونه میتوان از صلح پایدار سخن گفت؟
در سپتامبر ۲۰۲۶، ملل متحد همچنان محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران افغانستان را مانع جدی در برابر ثبات، توسعه و ادغام افغانستان در جامعهی بینالمللی میداند و بر ضرورت مشارکت کامل و برابر زنان تأکید میکند.
این وضعیت نشان میدهد که چالش افغانستان فقط پایاندادن به جنگ نیست؛ بلکه ساختن شرایطی است که در آن انسانها بتوانند بدون ترس، تبعیض و محرومیت زندگی کنند.
صلح آیندهی افغانستان به چه بهایی خواهد آمد؟
شاید پرسش اصلی امروز این نباشد که چه زمانی افغانستان به صلح میرسد. پرسش مهمتر این است: صلح آیندهی افغانستان به چه بهایی خواهد آمد؟
اگر صلح به قیمت حذف زنان از جامعه، فراموشی قربانیان، کنار گذاشتن عدالت و خاموششدن صداهای مخالف به دست آید، این صلح تا چه اندازه میتواند پایدار و فراگیر باشد؟
تجربهی افغانستان نشان داده است که نادیدهگرفتن ریشههای خشونت، لزوماً خشونت را از بین نمیبرد. بدون رسیدگی به گذشته، بدون پاسخگویی در برابر نقض حقوق بشر و بدون ایجاد فضایی برای مشارکت همه شهروندان، خطر تکرار چرخههای بیاعتمادی و خشونت همچنان باقی میماند.
صلح پایدار در افغانستان باید بر پایهی عدالت، پاسخگویی، حقوق بشر، مشارکت سیاسی فراگیر، برابری و احترام به کرامت انسانی بنا شود.
افغانستان به صلحی نیاز ندارد که فقط جنگ را متوقف کند؛ به صلحی نیاز دارد که چرخهی خشونت و بیعدالتی را متوقف کند.
صلح واقعی زمانی آغاز میشود که هیچ افغانستانی برای زندهماندن، آزادی، آموزش، هویت و کرامت انسانی خود مجبور به جنگیدن نباشد.
در افغانستان، مسأله فقط پایان جنگ نیست؛ مسأله ساختن صلحی است که ارزش زندگی انسان را به رسمیت بشناسد.







