پروندهی داستاننویسان زن افغانستان- شمارهی ۱۷
پژوهش: قدمشاهی
ناهید بشردوست، داستاننویس، شاعر و فعال رسانهای افغانستان، بانویی که توانست صدایش را بهعنوان زن افغانستانی در قالب کلمات داستان، شعر و گزارشهای خبری، بلند کند. ما تا اینجا، از بدو شروع پروندهی داستاننویسان زن افغانستان، از نخستین بانویی که داستان نوشت، ۱۶ شمارهی پروندهی داستاننویسان زن افغانستانی را بازنویسی، پژوهش و نشر کردیم. اکنون رسیدهایم به دههی پنجاه خورشیدی، هفدهمین داستاننویس: ناهید بشردوست. ما در نشریهی صدای زنان، در عین اینکه تلاش میکنیم از زنان داستاننویس بهعنوان «صاحب صدا» سخن بگوییم، تلاش داریم که سنگ بنای مستندنگاری را در حوزهی ادبیات داستانی زنان نیز انجام بدهیم تا نشانی زنان تثبیت شود. به خورد مردم داده شود که زنان افغانستان بخشی از تاریخ تجزیهناپذیر کشور است. بنابراین، هم برای بهروزرسانی و هم برای مستندسازی حوزهی ادبیات داستانی زنان افغانستان پژوهش گستردهای را تا اینجا انجام دادهایم و انجام خواهیم داد.
کارنامهی ادبی
ناهید بشردوست از صنف نهم به خواندن کتاب و نوشتن شعر پرداخت. نخستین پارچهی شعرش در جریدهی «درفش جوانان» چاپ شد و در مسابقه جایگاه نخست را گرفت.
وی تا کنون مجموعهای از آثار ادبی شامل داستان، شعر و طرحهای ادبی چاپ و منتشر کرده است. او از سال ۱۳۶۵، تقریباً با خیلی از نشریههای کشور همکارى داشته و آثارش در ژانرهاى مختلف به چاپ رسیده است.
الف. داستاننویسی
رویآوردن ناهید بشرودست به داستاننویسی، روی یک اتفاق بوده است. ما در تاریخ ادبیات، از این دست نویسندگانی که بر حسب اتفاق نویسنده شدهاند، چندین نفر داریم که یک رویداد یا حادثهای باعث شده است که به جای هر کاری نویسنده شود؛ مثلاً استفان کینگ، در اثر سانحهی تصادف با یک موتر ون، مسیر حرفهای زندگیاش تغییر کرد و نویسنده شد. خلاصه، زندگینامهی بسیاری از نویسندگان، نه بر اساس یک برنامهریزی حرفهای، بلکه بر اثر یک رخدادی غیرمنتظره بوده است؛ مانند جنگ، تصادف، بیماری و غیره.
نمونهی دیگر میتوان به مارسل پروست اشاره کرد. وی به دلیل بیماری و انزوای طولانی، بیشتر وقت خود را به نوشتن اختصاص داد. بیماری ناخواسته او را به یکی از بزرگترین رماننویسان جهان تبدیل کرد.
ناهید بشردوست را نیز در قالب همین منطق تعریف کنیم. وی در زمان حاکمیت سیاه طالبان که در چهاردیواری خانه زندانی بود، به نوشتن داستان پرداخت، و تا کنون به نگارش داستان ادامه داده است. فعالیتی که به اصطلاح از «کوتهقفلی» توسط گروه طالبان شروع شد، اما این چهاردیواری و انزوا به وی نوشتن و تولید متن هدیه کرد. زنان افغانستان هرگاه از اسارت «ذهن» خودش رهایی پیدا کند، زندان طالبان و هر دستگاه استبداد، سانسور و سرکوب آنان را نمیتواند سرکوب کند.
از این نویسنده مجموعههای داستانی زیر چاپ و منتشر شده است:
مجموعه داستان «در جادههاى غربت»، که متشکل از ۱۸ داستان است. داستانهایی دربارهی زند گى زنان محروم جامعه، کتابی که در سال ۱۳۸۳ چاپ شد.
«سپندی» در سال ۱۳۷۷ خورشیدی، در ۱۴۲ صفحه، در کابل در مطبعهی اسد دانش چاپ و منتشر گردید.
ب. شعر
– مجموعه شعر «پیامبر مهر» در سال ۱۳۸۳ خورشیدی، در ۷۱ صفحه چاپ و منتشر شد.
– مجموعه شعر «شبهاى پرستاره» وی در سال ۱۳۸۵ چاپ گردید .
– مجموعه شعر «مرمر خیال» نیز دیگر کتاب وی است که چاپ شده است.
– مجموعه شعر «آغاز دیگر»، دربرگیرندهی ۹۷ شعر در قالب غزل، رباعی، مثنوی و شعر سپید، در سال ۱۳۹۷ خورشیدی در کابل چاپ و نشر گردید.
– مجموعه شعر «قریههای سبز عشق» در قالب غزل، آزاد و دوبیتی، از سوی گروه فرهنگی همزبانان، پس از مهاجرت به نشر رسیده است.
ج. طرح ادبی
– مجموعه طرح ادبی «خاطرات نگاه»، ویژهی جوانان است که در سال ۱۳۸۳ خورشیدی چاپ و منتشر شده است.
کارنامهی رسانهای
ناهید بشردوست ازسال ۱۳۶۵، وقتى به کار ژورنالیزم رو آورد، به مدت ۱۵ سال در آژانش خبری پژواک به حیث ویراستار و سپس خبرنگار کار کرد. وی پس از سقوط دور اول حاکمیت طالبان مدتی به صفت معاون مدیرمسئول مجلهی «ملالی» نیز کار کرد.
جوایز
ناهید بشردوست در سال ۲۰۰۸ میلادی جایزهی ادبی سارک یا کشورهای جنوب آسیا را از آن خود کرد. جایزهی ادبی سارک یک جایزه یا درواقع بیشتر یک بخشی از جشنوارههای ادبی سازمان سارک است، نه یک جایزهی کاملا واحد و دایمی مانند بوکر و امثالش. سارک (SAARC) شامل کشورهای جنوب آسیا، به شمول افغانستان است. این نهاد مجموعه برنامههای ادبی و فرهنگی دارد که توسط نهادهای وابسته به سارک یا سازمانهای همکار برگزار میشود. در آن برنامه یا جشنواره، شاعران، نویسندگان کشورهای عضو دعوت میشوند. نشستها و کنفرانسهای ادبی برگزار میشود. گاهی از نویسندگان برتر تقدیر یا تجلیل میشود. این جشواره نوعی از تبادل فرهنگی میان کشورهای جنوب آسیاست، بیشتر یک چتر فرهنگی- ادبی منطقه است.
تحصیلات
دروس ابتدائیه را در مکتب دخترانهی بىبى مهرو، دورهی متوسطه را در لیسهی آریانا و تحصیلات عالى را در دانشکدهی زمینشناسى دانشگاه کابل به پایان رسانید.
مهاجرت
سال ۱۴۰۰ خورشیدی، سال جابهجایی جمعیتی از مردم افغانستان است. تحویل حکومت جمهوری به گروه طالبان توسط امریکا و معاملهی ننگین با تروریستها باعث گردید که یک تغییر نسلی بسیار بزرگ در جامعهی افغانستان رخ بدهد. موج مهاجرت و پناهندگی افغانستانیها، بهویژه پدیدهی «فرار نخبگان» پیش بیاید. ناهید بشردوست در سال ۱۴۰۰ خورشیدی از جزو همین دسته افراد است که به کشور ایرلند مهاجر شد. وی اکنون در ایرلند زندگی مهاجری را سپری میکند.
نخستین رویداد
افغانستان در سال ۱۳۵۱ خورشیدی داشت بخش پایانی عصر موسوم به «دههی دموکراسی» را سپری میکرد. در چنین سالی، ناهید بشردوست در شهر کابل چشم به دنیا گشود. وی نمیدانست که افغانستان پس از این تاریخ درگیر تحولاتی میشود که تغییرات مداوم سیاسی، آوارگی بخشی از ملت، فقر و بیچارگی افغانستان را رقم میزند.
به هر حال، روایت زندگی ناهید بشردوست و دیگر نویسندگان، نشان میدهد که زنان افغانستان در «چهاردیواری»، «انزوا» و «ایزوله» توسط گروه طالبان هرگز متوقف نخواهند شد. بال و پر برای پرواز درمیآورند. آنگونه که ناهید بشردوست در حبس چهاردیواری خانه نویسنده شد که بعدها توانست صدایش را در قالب کلمات تکثیر کند. روایت زندگی ناهید بشردوست یک کد و یک نشانه برای «شدن» و «بالندگی» است؛ کسی که به جرم «زن بودن» توسط گروه طالبان از خیابان به خانه کشانده شد، اما بیشتر از خیابان علیه سانسور، سرکوب و خاموش کردن زنان فضای سترون را ترکاند.









