نویسنده: آترین آشوب
با حملات ۱۲روزهی اسرائیل به ایران، جمهوری اسلامی، برای نمایش حاکمیت خود بر کنترل اوضاع، موجی از اخراج مهاجران افغان و دستگیری منتقدان سیاسی و مردمی نظام را به راه انداخته است. این حکومت با چنین اقداماتی، همزمان چند هدف را دنبال میکند: نخست، از طریق بازداشت، اخراج و حبس مهاجران و مخالفان داخلی، میکوشد نمایشی از کنترل و مهار اوضاعِ به اصطلاح ایجادشده از سوی اسرائیل ارائه دهد؛ و اینگونه وانمود کند که به راحتی از پسِ دامها و تلههای دشمن برمیآید و با اقتداری که دارد، بهسرعت عوامل «جاسوسی» را به سزای اعمالشان میرساند. در همین راستا، تاکنون دهها تن ، از جمله مهاجران افغان، تحت عنوان «جاسوس اسرائیل» به صورت نمایشی و با اعدامهای دولتی قربانی شدهاند. بیش از صدهزار مهاجر افغان نیز، بیتوجه به کیسهای سیاسی و وضعیت خطرناکشان در صورت بازگشت به افغانستان تحت سلطهی طالبان، از کشور اخراج شدهاند. بنابر گزارشها، تنها در دو روز اخیر، حدود ۶۰ هزار مهاجر افغان از طریق مرز زمینی وارد هرات شدهاند. امروز نیز جمهوری اسلامی حکم تازهیی برای اخراج جمعی افغانها صادر کرده است.
در همین حال، جمهوری اسلامی با راهاندازی پروپاگاندای «جاسوسی» در تلاش است تا از شکلگیری یک خیزش احتمالی و جمعی از سوی تودههای فرودست، کارگران و جنبش «زن، زندگی، آزادی» جلوگیری کند. ناسیونالیسم، دفاع از وطن در برابر «اجانب»، و تولید مفاهیمی چون «جاسوس» و «خائن ملی»، بهترین ابزارهای جمهوری اسلامی برای سرکوب پیشگیرانهی اعتراضات مردمیاند. این حکومت میخواهد مردم، به جای اندیشیدن به سرنگونی نظامی که با حملهی اسرائیل پایههایش به لرزه درآمده، درگیر این پرسش شوند که «چه کسی خائن است؟» و در حوضِ هوچیگرییی که با عنوان «خائن ملی» برپا شده، غرق شوند.
در صدر و نهایت این بازیِ تبلیغاتی، مهاجران افغان قرار دارند؛ همان مهاجرانی که پیشتر نیز بار تورم و رکود اقتصادی جمهوری اسلامی بر دوشهای خستهی آنان گذاشته شده بود.
چند روز پیش، روزنامهی رسمی جمهوری اسلامی، مهاجران افغان را در کنار «مافیاهای اقتصادی» و «رانتخواران»، یکی از سه عامل «خودتحریمی» ایران معرفی کرد. این در حالی است که همین مهاجران، برای اجارهی یک سرپناه ابتدایی و فاقد امکانات، باید چند برابر یک ایرانی پول پیشپرداخت و اجاره پرداخت کنند؛ و هر چند ماه یکبار، میلیونها تومان برای دریافت اقامت قانونی بپردازند.
در این وضعیت، همچنان شماری از ناسیونالیستها و فرقههای مذهبی، به دلیل ناسیونالیسم زبانی، فرهنگ مشترک، تاریخ مشترک، نیاکان واحد و اشتراکات مذهبی، از جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل و آمریکا موضعگیریهایی همسو و متحدانه اتخاذ میکنند. این دستهها تنها به افراد عادی جامعه محدود نمیشوند، بلکه شامل تحلیلگران سیاسی، نویسندگان، ژورنالیستها، کارشناسان سیاسی و حتا برخی مقامهای بلندپایهی روحانی نیز میشوند.
با اینحال، رفتار جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برخلاف شور و احساسات یکسویهی هواداران افغانستانیاش، هیچگونه تمایلی به پذیرش آنها، حتی در قالب یک استثنای مهاجرتی یا انسانی، ندارد.
افزون بر این، رفتار جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان، برخلاف آنچه در حمایت از فلسطین با عنوان «دفاع از جمعیت مسلمان و هممذهب» تبلیغ میشود، هیچ سنخیتی با برخورد افغانستیزانهی آنها ندارد. افغانها نیز جمعیتی مسلمان و همسایهی این دو دولتاند؛ اما برخلاف موضع دفاعی این کشورها نسبت به فلسطین، در برابر مهاجران افغان خود نقش اسرائیل را بازی میکنند. این تناقض رفتاری، به روشنی نشان میدهد که آنچه بهنام دفاع از فلسطین از سوی این دو دولت مطرح میشود، بیشتر واکنشی سیاسی و منفعتطلبانه است تا باور و تعهدی واقعی.









