بحران افزایش اخراج مهاجران افغانستانی از ایران و پاکستان

نویسنده: سائمه سلطانی

در حالی که در افغانستان گروه تروریستی طالبان و شبکه‌ی حقانی حاکم‌اند و جان گروهی از شهروندان از جمله: کارمندان دولت پیشین، فعالان حقوق بشر، خبرنگاران، زنان معترض و نظامیان پیشین به طور جدی در معرض خطر است و در عین حال، اکثریت مردم با فقر و بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ایران و پاکستان ضرب‌الاجل نهایی اخراج جمعی مهاجران افغانستانی را صادر کرده‌اند.

ایران، پس از توافق آتش‌بس با اسرائیل، فرمان اخراج جمعی افغانستانی‌‌های ‌فاقد مدرک را صادر کرد؛ اما برخلاف این دستور که تنها مهاجران «غیرقانونی» را هدف گرفته بود، بسیاری از مهاجران دارای مدارک قانونی نیز اخراج شده‌اند؛ مدارکی چون پاسپورت، تذکره و ویزا توسط مأموران حکومتی پاره شده، خودشان مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته و دارایی‌های‌شان مصادره گردیده است.

مهاجران در ایران تنها با اخراج، تحقیر و خشونت دولتی روبه‌رو نیستند؛ بلکه به سبب گسترش افغانستانی‌ستیزی توسط دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی، در حین اخراج حتا اجازه ندارند پول‌های‌شان را از حساب‌های بانکی بردارند، سرمایه‌گذاری‌های خود را بفروشند، دستمزدشان را از کارفرما بگیرند یا پیش‌پرداخت کرایه‌ی خانه را بازپس بگیرند.

حتا آن‌هایی که به‌عنوان «مهاجر قانونی» باقی مانده‌اند نیز از تبعیض سیستماتیک تحت عنوان «اخراج افغانی، مطالبه ملی» در امان نمانده‌اند. دولت اعلام کرده هیچ شهروند ایرانی حق ندارد به مهاجر افغانستانی کار بدهد، خانه اجاره بدهد یا مواد خوراکی بفروشد.

در سطح آموزش نیز مستنداتی منتشر شده است که نشان می‌دهد دانش‌آموزان افغان در مکاتب پذیرفته نمی‌شوند.

تبلیغات مهاجرستیزانه‌ی جمهوری اسلامی دیگر تنها به تبعیض و اخراج محدود نمی‌شود، بلکه مجوز خشونت مستقیم و حتا قتل مهاجران افغان را نیز صادر کرده است. مواردی متعدد از قتل‌های فجیع، از جمله قطعه‌قطعه‌کردن پیرمردی به نام سنگ‌علی، قتل ستایش قریشی کودک ۶ ساله، سلاخی کبرا رضایی، مریم اسحاقی و کودک ۱۳ ساله‌یی به نام سیر سادات نمونه‌هایی از خشونت سازمان‌یافته‌اند که ناشی از «دیگری‌سازی» مهاجران و انداختن تمام مشکلات اقتصادی، امنیتی و اجتماعی به گردن «دیگری» است؛ روندی که نفرت‌پراکنی سیستماتیک را از سطح دولت تا بطن جامعه علیه افغانستانی‌‌ها دامن زده است.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی با اخراج مهاجران می‌خواهد از یک‌سو بر طالبان فشار وارد کند تا در مورد مسائلی مانند مدیریت منابع آبی کوتاه بیایند و از سوی دیگر، انسجام جنبش‌های توده‌یی، طبقاتی و زنانه علیه حکومت را متفرق سازد. این رژیم تلاش دارد خشم و اعتراضات مردم را به سمت مهاجران منحرف کند و آنان را عامل بحران‌هایی چون بی‌آبی، تورم، ناامنی و تجاوز به زنان معرفی کند. در این تاکتیک، تا حد زیادی موفق بوده است؛ چرا که اعتراضات ضد حکومتی فروکش کرده و به اعتراضات و حملات ضدمهاجر مبدل شده است.

براساس گزارش‌های رسمی، روزانه حدود ۳۰هزار مهاجر افغانستانی از ایران اخراج می‌شوند. سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) اعلام کرده است که تنها در ماه جاری (ژوئن) ۲۳۰ هزار افغانستانی از ایران اخراج شده‌اند. ملل متحد نیز اعلام کرده که از آغاز سال جاری میلادی تا کنون، بیش از ۶۰۰ هزار نفر از ایران به افغانستان دیپورت شده‌اند.

در کنار ایران، دولت پاکستان نیز در دو سال اخیر اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است. چندی پیش، دفتر نخست‌وزیری پاکستان طی سه مرحله، برنامه‌ی اخراج مهاجران افغانستانی را اعلام کرد: در مرحله‌ی نخست، مهاجرانی که تنها کارت شناسایی افغانستانی دارند؛ در مرحله‌ی دوم، دارندگان کارت PoR و در مرحله‌ی سوم، مهاجرانی که ویزا و پاسپورت دارند و اغلب سیاسی یا در معرض خطر هستند.

اکنون مرحله‌ی دوم این طرح در حال اجراست و قرار است دارندگان کارت مهاجرت به طور گروهی اخراج شوند.

هرچند برخلاف ایران، افغانستانی‌ستیزی در پاکستان عمدتاً در سطح دولتی باقی مانده است، همین سیاست‌های رسمی چنان شدید است که بقای مهاجران سیاسی و در معرض خطر را در صورت بازگشت به افغانستان به شدت تهدید می‌کند.

دلایل دولت پاکستان برای این اخراج‌ها چندگانه‌اند: نخست، پیوند دادن مهاجران افغانستانی با جنبش‌های اعتراضی چون «تحفظ پشتون» و «همبستگی بلوچ» به منظور بی‌اعتبارسازی این جنبش‌ها و توجیه سرکوب‌شان؛ دوم، منحرف ساختن افکار عمومی از بحران‌های اقتصادی و امنیتی به سمت مهاجران؛ سوم، قطع شدن کمک‌های مالی امریکا برای حمایت از مهاجرین که انگیزه‌ی اقتصادی دولت پاکستان برای نگهداشت آنان را از بین برده است؛ و در نهایت، فشار بر طالبان برای تأمین خواسته‌های سیاسی و نظامی اسلام‌آباد.

این اخراج‌ها در حالی انجام می‌شوند که هر دو کشور عضو ملل متحد هستند و ادعای پای‌بندی به اصول حقوق بشر دارند. اما در عمل، این تعهدات بیشتر به نمایش فریبنده‌یی برای حفظ وجهه‌ی بین‌المللی شبیه است، تا باوری جدی به کرامت انسانی و ارزش جهانی حقوق بشر.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: