نویسنده: سائمه سلطانی
در حالی که چهار سال از حبس سراسری و خانگی زنان افغانستان توسط طالبان میگذرد، ایران و پاکستان نیز اخراج جمعی مهاجران افغان را شدت بخشیدهاند. تاکنون گزارشهای متعددی از بازداشت و قتل کارمندان دولت پیشین توسط طالبان، که به تازگی از این کشورها بازگردانده شدهاند، در شبکههای اجتماعی بازتاب یافته است. در چنین شرایطی، دولت روسیه رژیم طالبان را بهعنوان یک حکومت به رسمیت شناخت.
این بهرسمیتشناسی، هرچند چندان تعجبآور نبود، زیرا روسیه خود یکی از قدرتهای تروریستی و امپریالیستی جهان است که برای حفظ منافع خود با هر گروه هراسافکن تعامل برقرار میکند؛ چنانکه پیش از طالبان، همواره از رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی نیز حمایت کرده است.
این اقدام، صرفاً به معنای پذیرش عادی «امارت اسلامی» نیست، بلکه بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان است؛ بهرسمیتشناختن تنها رژیمی در جهان است که حذف سیستماتیک زنان را از اتاقهای حکومت، خیابانها و حتا خانهها در دستور کار دارد. این اقدام، استقبال از ادغام دین در قدرت مرکزی است. تصمیم دولت روسیه میتواند به سایر دولتهای منطقه و جهان، بهویژه متحدان راهبردی روسیه، جسارت بیشتری برای بهرسمیتشناسی طالبان بدهد.
پیام سیاسی به غرب
بدون شک، در پسِ این اقدام روسیه، بازیهای قدرتطلبانهی امپریالیستی نهفته است. این کشور با این تصمیم، پیامی به ناتو و آمریکا میفرستد که در واکنش به نقض قلمرو این کشور در سوریه، از گروه طالبان حمایت رسمی و بیقید و شرط میکند.
این سیاست، بخشی از راهبرد روسیه برای بازتعریف صفبندی جهانی، پس از حملهی غیرمستقیم ناتو از خاک اوکراین، به شمار میرود. روسیه در مقابله با رقبای غربیاش و تضعیف نظم نئولیبرال-دموکراتیک، سیاست ائتلاف با دولتهای غیردموکراتیک منطقه و جهان را پی گرفته است.
آمریکا با سرنگونی دولت بشار اسد و تقویت قدرت الجولانی، ضربهی سختی به روسیه وارد کرد. اکنون، به نظر میرسد روسیه میخواهد انتقام این شکست سیاسی-نظامی را از آمریکا در افغانستان بگیرد. چین نیز از اقدام اخیر روسیه مبنی بر بهرسمیتشناسی طالبان استقبال کرده است. مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجهی چین، در کنفرانسی خبری اعلام کرد که پکن از تعامل و گفتوگوی جامعهی جهانی با «دولت موقت افغانستان» حمایت میکند.
آنچه در این اظهارات جلب توجه میکند، کاربرد واژهی «دولت» برای رژیم طالبان است؛ درحالی که «دولت» مفهومی است متکی به ساختار تقسیم مشروع قدرت میان سه قوهی قضایی، قانونگذاری و اجرایی؛ حال آنکه رژیمهای تئوکراتیک و مذهبی، نظامهایی بسته و یکدندهاند که هیچگونه تقسیم قدرت در آنها متصور نیست.
امنیت مرزها و کنترل اسلام سیاسی
دولت روسیه نهتنها مخالف حاکمیت حکومتهای مذهبی مانند طالبان و جمهوری اسلامی نیست، بلکه از قدرتگیری گروههای اسلامگرای رادیکال ساخته و پرداختهی ناتو و آمریکا مانند داعش خراسان نیز نگران است؛ گروههایی که از نگاه روسیه، با حمایت آمریکا در حال گسترش در مرزهای آسیای میانه و محاصرهی روسیه، چین و ایراناند.
هرچند طالبان و جمهوری اسلامی نیز روزگاری ساخته و پرداختهی قدرتهای غربی بودند، اما به مرور زمان از کنترل آنها خارج شدهاند. به همین دلیل، روسیه در تلاش است با برقراری رابطهی رسمی و دیپلماتیک با طالبان، کانالهای اطلاعاتی و امنیتی مستقلی در اختیار داشته باشد تا از طالبان بهعنوان ابزاری برای مهار داعش و دیگر گروههای تروریستی وابسته به غرب استفاده کند.
اهداف اقتصادی
افغانستان سرشار از منابع طبیعی بالقوه، مانند لیتیوم، فلزات کمیاب و مواد معدنی، است که تاکنون استخراج نشدهاند. این منابع میتوانند در شرایط تحریم مالی غرب، برای روسیه بازار مناسبی برای تجارت و صادرات کالا باشند.
در مقابل، طالبان نیز از این فرصت میتوانند برای صدور کالاهای تجاری خود بهره ببرند؛ فرصتی که در عین حال میتواند به کاهش انزوای سیاسی بینالمللی طالبان و گروه حقانی کمک کند.
جمعبندی
بهرسمیتشناختن طالبان از سوی دولت روسیه، نه نشانهی مشروعیت داخلی این گروه است و نه پایانی بر بحران افغانستان. این اقدام، بیش از هرچیز بیانگر رقابتهای قدرتطلبانهی امپریالیستی، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت مردم افغانستان و سقوط معیارهای (به ظاهر) حقوق بشری در مناسبات سیاسی امروز جهان است.
نادیدهگرفتن این اقدام، مسیر را برای بهرسمیتشناسی این گروه توسط سایر دولتهای منطقه و جهان هموار خواهد ساخت.
این تصمیم، افغانستان را بیش از پیش به میدان رقابت قدرتهای جهانی بدل میسازد؛ میدانی که ساکنانش هیچ حق و صدایی در آن ندارند.
پینوشت: عکس از انترنت









