پیوند آپارتاید جنسیتی طالبان و فجایع اقلیمی در زن‌کشی خاموش

نویسنده: سائمه سلطانی

زلزله‌ی اخیر در ولایت کنر، نه‌تنها سرپناه گِلی و چتر زندگی هزاران انسان فقیر و محروم را فرو ریخت، بلکه جان بیشتر از دو هزار تن را نیز گرفت. اما زشت‌تر و خشن‌تر از خود زلزله، چهره‌‌ی زن‌ستیز طالبان بود؛ گروهی که نه‌تنها مسئولیت ارائه‌ی خدمات صحی و کمک‌های اولیه برای زنان زلزله‌زده، فقیر و آسیب‌‌پذیر را به عهده نگرفتند، بلکه با وضع محدودیت‌های شدید عمداً راه دسترسی زنان آسیب‌دیده را به امدادرسان‌‌‌‌ها و داکتران زن داوطلب در ساحه بستند. بر اساس گزارش‌ها، تا کنون شش زن باردار به دلیل محرومیت از کمک‌های طبی و معالجه‌ی داکتران همراه جنین‌‌های‌شان جان باخته‌اند.
مرگ این شش زن و جنین بیشتر از آنکه نتیجه‌ی زلزله باشد، نتیجه‌ی مستقیم استقرار چهارساله‌ی نظام آپارتاید جنسیتی اسلام سیاسی و سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی طالبان است‌.

طالبان با حذف زنان از بدنه‌ی جامعه، اقتصاد، علم، سیاست و فرهنگ، تنها زنان را از منابع قدرت کنار نزده‌اند، بلکه آشکارا شرایط زنده‌ماندن و سلامتی آن‌ها را نیز به چالش کشیده‌‌اند.

واضح است که این گروه با بستن مکاتب، دانشگاه‌ها، انستیتوت‌های طبی و وضع محدودیت‌های شدید بر فعالیت داکتران زن، این گروه قادر به امدادرسانی صحی و طبی به زنان نیست. اما آنچه مسأله را جدی‌تر می‌کند این است که این گروه عمداً با بستن مسیرهای کمک‌رسانی صحی داکتران زن داوطلب زمینه‌ی زن‌کُشی سیستماتیک را نیز فراهم می‌کنند.

این نخستین‌بار نیست، که طالبان با سیاست‌های محدودکننده‌‌ی‌شان مانع فعالیت و امدادرسانی داکتران زن و مراقبت‌های طبی از سوی زنان می‌شوند. این گروه بار نخست در زلزله‌ی هرات، با منع امدادرسانی داکتران زن و تیم‌های داوطلبانه‌ی امدادرسان زنانه، نشان دادند که از زنان بیزار و متنفرند. بر اساس گزارش ملل متحد در سال ۲۰۲۳، بیشتر از ۹۰ درصد تلفات زلزله‌ی هرات را زنان تشکیل داده‌اند. این رویداد‌ها بیش از هر چیز، سیاست‌‌های زن‌ستیزانه‌ی این گروه متحجر را به تصویر می‌کشد؛ سیاستی که به هر قیمتی به دنبال خانه‌نشین کردن زنان‌ و ترویج عرف واپس‌گرایانه‌ای است که زن را تنها در قالب ناموس تعریف و محدود می‌کند.

در نمونه‌ی دیگر، رسانه‌های داخلی، از جمله طلوع نیوز گزارش داده‌اند که حدود ۲۰ زن باردار در شهرستان‌های کران و منجان بدخشان در اثر نبود داکتران نسائی و نبود کمک‌های طبی جان‌های‌شان را از دست دادند.

پیامدهای نظام آپارتاید جنسیتی
با این حساب، پیامدهای این نظام محدود به بحران کنونی نخواهد بود، و در سال‌های آینده احتمال فراتررفتن پیامدهای آن بیشتر از حال حاضر خواهند بود.

با توجه به رویکردهای زن‌ستیزانه‌ی طالبان، که خوانش افراطی از اسلام سیاسی آنان است، نبود داکتران زن در آینده به یکی از اساسی‌ترین معضلات بدل خواهد شد. فعالیت داکتران موجود نیز هر روز در سایه‌ی قوانین سخت‌گیرانه دشوارتر می‌شود. برای نمونه، طالبان چندی پیش به داکتران زن در قندهار دستور دادند که باید همراه با محرم مرد در شفاخانه حاضر شوند و محرم تا پایان کار در محل بماند و سپس آنان را تا خانه همراهی کند. این دستور عملاً سنگ‌اندازی در مسیر فعالیت داکتران زن است؛ زیرا مردان در چنین شرایطی ناچار خواهند شد میان آزادی خود و شغل زنان‌شان یکی را برگزینند. افزون بر آن، زنان کارمند و خانواده‌های‌شان در تنگنای شدید قرار می‌گیرند و در شرایط دشوار اقتصادی، که مردان نیز نیازمند کار هستند، مشکلات مضاعفی بر دوش خانواده‌ها می‌افتد. باید توجه داشت که شماری از داکتران زن خود سرپرست خانواده‌اند و محرم مردی در خانه ندارند؛ بنابراین، با چنین محدودیت‌های هدفمند، ادامه‌دادن برای بسیاری از آنان در آینده‌ی نزدیک ناممکن خواهد شد.

از سوی دیگر، فقدان تیم‌های درمانی مجرب به افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان منجر خواهد شد. این بحران در کنار تغییرات اقلیمی، که سیلاب‌ها، خشک‌سالی‌ها و زلزله‌های شدیدتر و پرتلفات‌تری را به همراه خواهد داشت، زنان را در خط مقدم قربانیان قرار می‌دهد.

در همین حال، تداوم نظام آپارتاید جنسیتی طالبان، افغانستان را از دریافت کمک‌های جهانی و بودجه‌های توسعه‌ای نیز محروم خواهد کرد.

بنابراین، زلزله‌های هرات و کنر نه‌تنها بخشی از پیامدهای آشکار انفجار اقلیمی‌اند که ریشه در صنعتی‌سازی، فرهنگ مصرف‌گرایی جهانی، نئولیبرالیسم و سیاست‌های امپریالیستی دارند، بلکه هشداری جدی از فجایع عمیق‌تر و غیرقابل مهار آینده نیز هستند؛ فجایعی که زندگی و بقای بیش از سی میلیون انسان را با خطر پاک‌سازی و آوارگی روبه‌رو می‌سازند.

به اشتراک بگذارید: