نویسنده: فرزانه پناهی
محدودسازی و قطع اینترنت در افغانستان به مثابهی بخشی از سازوکار قدرت سیاسی طالبان قابل درک است؛ سازوکاری که هدف آن مهندسی نظم اجتماعی و بازتولید اقتدار است. این سیاست همزمان سه حوزهی اساسی را هدف میگیرد: زنان، فعالیت رسانهها و کنترل آگاهی و شکلدهی نظم اجتماعی. در ادامه، هر یک به طور جداگانه بررسی میشود.
۱. منطق تصمیم؛ کنترل آگاهی و مهندسی نظم
رهبران طالبان اینترنت را تهدیدی برای بقای نظم ایدئولوژیک خود میدانند. اینترنت فضایی برای ارتباط با جهان و خلق روایتهای بدیل است؛ پلی میان جامعهی تحت سلطه و جامعهی جهانی. برای طالبان، این به معنای اختلال در انحصار روایت است و بقای نظم طالبان دقیقاً نیازمند محو همین مرز و دستکاری فرهنگی میباشد. طالبان میکوشند با این سیاست جامعه را از مواجهه با اطلاعات و حقیقت محروم کرده و هر تجربه و روایت اجتماعی را در فیلتر روایت رسمی خود بگنجانند. آنان آگاهاند که سرکوب فیزیکی کافی نیست؛ بقا به معماری فرهنگی و محو مرزهای فکری وابسته است.
طالبان میخواهند با قطع دسترسی شهروندان به اطلاعات جهانی و محدود کردن تجربههای اجتماعی، جامعه را تنها در چارچوب وضع موجود تعریف کنند. به همین دلیل تلاش میکنند اینترنت را کنترل کنند.
۲. پیامد تصمیم برای زنان
در شرایطی که زنان افغانستان از دسترسی فیزیکی به آموزش و اشتغال محروم شدهاند، اینترنت برای آنان آخرین روزنه حضور بود. صنفهای آنلاین، کورسهای مجازی و فرصتهای کار در پلتفرمهای بینالمللی شکلی تازهای از سرمایه فرهنگی و اقتصادی برای زنان خلق کرده بود.
محدودسازی اینترنت دستکم سه پیامد مشخص برای زنان به دنبال دارد: حذف آموزش؛ دخترانی که به کورسها، مکاتب و دانشگاههای آنلاین مشغول آموزش بودند، دوباره به خانهنشینی کامل وادار میشوند. سرمایه و فرصت کاری از دست میرود؛ هزاران زن که با فروشات آنلاین، آموزش آنلاین، مشارکت در پروژههای دورکاری آنلاین و کار خدمات دیجیتال به استقلال مالی نسبی دست یافته بودند، این استقلال را از دست میدهند. جایگاه آنان در میدان اجتماعی کاملا محو میگردد؛ قطع اینترنت به معنای حذف صدای آنان از فضای عمومی دیجیتال است، و آنان بهتمامی از امکان بازنمایی خود حذف میگردند.
۳. رسانههای آنلاین و مهار روایت
پس از سانسور رسانههای داخلی، رسانههای مستقل، اینترنت و شبکههای اجتماعی به ابزار اصلی گردش اطلاعات در افغانستان تبدیل شده بود. این عرصه به مردم امکان میدادند که اخبار را بدون فیلتر حکومتی دریافت کنند، خشونتها را مستندسازی کنند، و صدا و تجربههای خود را به بیرون برسانند. طالبان این کارکرد را به روشنی درک کردهاند که با قطع اینترنت در پی دستیابی به اهداف زیر هستند: یکم، طالبان میدانند که بدون نظارت رسانهای، مخالفان ساختار سیاسی به سرعت منزوی و خاموش میشوند. علاوه براین، جامعه افغانستان بدون دسترسی آزاد به منابع خبری، گرفتار «نظام تکروایتی» خواهد شد؛ جایی که هر اطلاعاتی که منتشر میشود، از فیلتر ایدئولوژی حاکم عبور کرده است. از طرف دیگر، مخالفان سیاسی و جامعهی مدنی در فقدان رسانههای آنلاین، امکان دیدهشدن، مستندسازی خشونتها یا بسیج افکار عمومی جهانی را از دست خواهند داد.
قطع اینترنت یعنی مردم افغانستان در سکوت و تاریکی نگهداشته شوند؛ نه میتوانند حرف بزنند، نه دیده شوند، و نه حتی بفهمند در ماحولشان چه میگذرد.
پینوشت: عکس از انترنت









