قتل امارتی زنان: بازتاب ایدئولوژی ضدانسانی طالبان

نویسنده: یلدا آزادی

در هفته‌ی اخیر، والی و ریاست امر به معروف طالبان در هرات طی نشست اداری، زنان را از ورود به ادارات و دسترسی به خدمات اداری، آموزشی، بهداشتی و اماکن عمومی منع کردند؛ فرمانی که با واکنش شدید زنان هرات و موجی از انتقادهای جهانی روبه‌رو شد. زنان در اعتراض‌های نمادین، برقع‌های خود را سوزاندند و با شعار «نه به تحمیل» پیام روشنی از مقاومت فرستادند.

در پی این اعتراض‌ها و بازداشت شماری از داکتران زن، از جمله شبنم فضلی، وزارت امر به معروف طالبان ناگزیر شد صدور چنین فرمانی را تکذیب کرده و اعلام کند که دستور پوشش اجباری برقع از سوی آن وزارت صادر نشده است.

لغو این فرمان موجی از شادی و امید در میان زنان و معلمان هرات برانگیخت؛ مبارزه‌ی زنان بالاخره نتیجه داد. زنان هرات پیش از این نیز در حرکت‌های نمادین اعتراضی، با برقع رقصیده و سپس آن را آتش زده بودند. آنان اعلام کرده بودند که با هر نوع پوشش اجباری مخالفت دارند. این تصاویر و حرکت‌های مشابه، به نماد مقاومت زنان افغانستان در برابر تحمیل پوشش اجباری تبدیل شد. اکنون، پس از ایستادگی و اعتراض، آنان شاهد به ثمر رسیدن تلاش‌های خود هستند.

سرمعلم یکی از مکاتب هرات در گفت‌وگو با «صدای زنان افغانستان» گفت: «من به‌عنوان سرمعلم یکی از مکاتب هرات، از لغو برقع‌پوشی اجباری بسیار خوشحال هستم. همه‌ی همکارانم نیز خوشحال‌اند و افتخار می‌کنیم به همه‌ی دختران و زنان هرات که توانستند مانع پوشش اجباری با برقع شوند.»

یکی دیگر از معلمان همان مکتب نیز با ابراز خرسندی گفت:
«من از لغو پوشیدن چادری بسیار خوشحالم و امیدوارم سایر فرمان‌هایی که حقوق زنان را پایمال کرده‌اند نیز برداشته شوند.»

هم‌زمان، معلمان و شاگردان یک مکتب عکسی را به «صدای زنان افغانستان» ارسال کردند که روی تخته‌ی صنف نوشته شده بود: «زنان هرات بردند! زنان هرات چهره‌‌ی‌شان را پس گرفتند.»
این تصویر ساده اما پرمعنا، نمادی از ایستادگی زنان افغانستان در برابر سرکوب و بازگشت امید به چهره‌های خاموش‌شده است.

اما علی‌رغم تکذیب رسمی کابل، مقامات محلی در هرات هم‌چنان بر تصمیم خود پافشاری دارند. حسن حسینی، مسئول پایگاه خبری «هرات تایمز» در آلمان، در گفت‌وگو با «افغانستان اینترنشنال» تأیید کرده است که والی و رئیس امر به معروف هرات بر اجرای پوشش اجباری برقع تأکید دارند و به دستور کابل بی‌اعتنا مانده‌اند.

در گزارشی تکان‌دهنده که او روایت کرده، آمده است زنی در هرات که پیشتر دوبار عمل سزارین شده و نیاز فوری به عمل سوم داشت، توسط مأموران طالبان به دلیل نداشتن برقع از ورود به شفاخانه منع شد. وضعیت او وخیم شد و خانواده‌اش ناچار شدند وی را به شفاخانه‌ی دیگری منتقل کنند. تأخیر در دریافت خدمات درمانی باعث شد رحم این زن در جریان عمل پاره و در نهایت برداشته شود. نوزاد او نیز به دلیل نرسیدن خون کافی جان باخت.

این رویداد، نمونه‌ی آشکار قتل امارتی است که زیر نام ایدئولوژی ضدانسانی طالبان رخ می‌دهد.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار است، بحران مشروعیت در ساختار طالبان است؛ بحرانی که از ناتوانی این گروه در پاسخ‌گویی به فشارهای خارجی و خواسته‌های پاکستان سرچشمه می‌گیرد. طالبان نمی‌دانند چگونه میان بقا در قدرت و پایبندی به ایدئولوژی واپس‌گرای خود توازن برقرار کنند.

در نتیجه، مقامات محلی از این ضعف بهره می‌برند و با بی‌اعتنایی به وزارت‌خانه‌های کابل، به رقابت در عرصه‌ی واپس‌گرایی فرهنگی و سیاسی روی آورده‌اند. این سرپیچی از دستور مقام‌های بالاتر نشان می‌دهد که بحران مشروعیت، از سطح جامعه فراتر رفته و اکنون به درون خود طالبان نیز رسوخ کرده است؛ نشانه‌ای از اختلافات عمیق درون این گروه و ضعف اداره‌ی طالبان در کابل برای کنترل اعضا و فرماندهان محلی در سراسر افغانستان.

کسانی که به دلیل نداشتن دانش، تخصص و تجربه‌ی سیاسی قادر به تمرکز بر مسائلی چون اقتصاد، سیاست و روابط بین‌الملل نیستند، کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده‌اند. تنها عرصه‌ای که این مقامات می‌توانند حضور خود را به نمایش بگذارند، فشار بر آزادی‌های زنان است؛ فشارهایی که اکنون به معامله‌ای با جان و حیات انسان‌ها تبدیل شده است.

این سیاست‌ورزان ناآگاه با درک محدود و سلیقه‌های شخصی، افغانستان را به میدان رقابت‌های درون‌گروهی و بی‌رحمانه بدل کرده‌اند؛ رقابت‌هایی که اکنون وارد مرحله‌ای خطرناک شده و به بازی با جان زنان و کودکان انجامیده است.

زنان بار دیگر قربانی اصلی کشاکش قدرت درون طالبان‌اند؛ در نظامی که قدرت را نه با خدمت، بلکه با کنترل بدن و آزادی زن تعریف می‌کند.

به اشتراک بگذارید: