خشونت جهانی علیه زنان و تاریک‌ترین چهره آن در افغانستان

نویسنده: فرزانه پناهی

بر اساس گزارش تازه‌ی سازمان جهانی بهداشت (WHO)، نزدیک به یک‌سوم زنان جهان در طول زندگی خود قربانی نوعی از خشونت جسمی یا جنسی شده‌اند؛ آماری که نشان می‌دهد با وجود سال‌ها تلاش در زمینه‌ی برابری جنسیتی، هنوز نیمی از جمعیت بشر در سایه‌ی ترس و تهدید زندگی می‌کنند. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که بیش از ۸۴۰ میلیون زن در سراسر جهان تا کنون تجربه‌ی خشونت خانگی یا جنسی داشته‌اند و طی سال گذشته‌ی میلادی، ۳۱۶ میلیون زن دیگر نیز به شمار قربانیان افزوده شده‌اند. با این‌ حال، نرخ کاهش خشونت علیه زنان در دو دهه‌ی اخیر به طور میانگین تنها سالانه دو دهم درصد بوده است؛ کاهشی کُند و ناچیز در برابر بحرانی جهانی.

اما در میان همه کشورها، تصویر افغانستانِ تحت سلطه‌ی طالبان تاریک‌تر و هولناک‌تر از همه جا است. کشوری که خشونت علیه زنان فقط در چهاردیواری خانه‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه تا مرتبه‌ی سیاست رسمی حکومت ارتقا یافته است. زنان افغانستان در چهار سال اخیر نه‌‌تنها از تحصیل و کار و حضور اجتماعی محروم شده‌اند، بلکه به شکل سازمان‌یافته مورد سرکوب و آزار قرار گرفته‌اند. گزارش‌های متعدد از منابع داخلی و نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد که شکنجه، بازداشت، ضرب‌وشتم توسط مأموران امر به معروف در کوچه و خیابان‌ها، تحقیر و حتی تجاوز در بازداشتگاه‌های طالبان به امر عادی بدل شده است. در کنار آن، محدودیت‌های گسترده در رفت‌وآمد، تفریح، دسترسی به خدمات درمانی و فعالیت‌های عمومی، حیات روزمره‌ی زنان را کاملا مختل کرده است.

شواهد متعددی نشان می‌دهد زنانی که از خشونت خانگی گریخته و به دفاتر طالبان برای طلاق پناه برده‌اند، نه‌تنها حمایت نشده‌اند، بلکه توسط طالبان به خانواده یا شوهر خشونت‌پیشه‌‌ی‌شان بازگردانده شده‌اند؛ رفتاری که عملاً تأیید چرخه‌ی شکنجه و تحقیر است. حتی برخی از این زنان پس از بازگردانده شدن، ناپدید یا کشته شده‌اند.

افزون بر آن، طالبان اکنون فرار از خانه را برای دختران و زنان قربانی خشونت جرم‌انگاری کرده‌اند؛ به گونه‌ای که دختری که از خانه‌ی ناامن خود می‌گریزد، در نگاه حکومت مجرم است و باید مجازات شود. چنین رویکردی، خشونت را در ساختار قانون رسمی کشور نهادینه کرده و امید به عدالت را از ریشه نابود کرده است.

نمونه‌ی بارز این واقعیت تلخ، پرونده‌ی قدریه، زن جوانی از ولایت بغلان، است. او قربانی خشونت خانوادگی بود و پس از شکایت پدرش به دادگاه طالبان، به اتهام «فرار از منزل» بازداشت و شکنجه شد؛ طوری که خود وی مدعی شده بود در زندان طالبان بیش از۱۵۰ ضربه شلاق را متحمل شده است.

به گفته‌ی شاهدان او هنگام رهایی از زندان، با صدایی لرزان و پر از وحشت کمک می‌خواست و می‌گفت که اگر به پدرش تحویل داده شود، او را می‌کُشند. با وجود هشدار از کشته شدنش، طالبان تصمیم گرفتند قدریه را به پدرش بسپارند؛ مردی که پیشتر به‌صراحت خواهان «سنگسار و مرگ» دخترش شده بود. پس از تحویل قدریه به خانواده‌اش، هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.

در غیاب هرگونه حمایت حقوقی، خشونت خانگی، قتل‌های ناموسی و زن‌کُشی بی‌پاسخ مانده‌اند. نبود سازوکارهای قانونی و فقدان ترس از مجازات برای عاملان خشونت، بسیاری از زنان افغانستان را به آستانه‌ی ناامیدی مطلق رسانده است؛ تا جایی که شمار فزاینده‌ای از آنان به خودکشی یا خودسوزی پناه برده‌اند. تراژدی تلخی که نشان‌دهنده‌ی فریاد بی‌پاسخ و درماندگی انسان‌هایی است که در سایه‌ی وحشت، راهی به امنیت، نجات و رهایی نمی‌یابند.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: