همزمان با پایان سال تعلیمی ۱۴۰۴، «صدای زنان افغانستان» با شماری از دانشآموزان مکاتب دولتی و خصوصی گفتوگو کرده است. دانشآموزان در این گفتوگوها از یونیفورم تحمیلی امسالشان شکایت کرده و ابراز نارضایتی کردهاند.
خبرنگار «صدای زنان افغانستان» از دانشآموزان به گونهی غیرمستقیم پرسیده است که چقدر از یونیفورمشان راضیاند. دانشآموزان دلایل مختلفی داشتند؛ برخی با پاسخ کوتاه، در حد یک جمله، و تعدادی دیگر با چند جملهی کوتاه پاسخ دادهاند.
احمد، دانشآموز صنف ششم یک مکتب دولتی، میگوید: «نه، خوش نیستم، راضی هم نیستم.» او دلیل نارضایتیاش را چنین بیان میکند: «هر روز از مکتب میآیم، لباسم را بدل میکنم، باز روز دیگه او را میپوشم، از مکتب که برگشتم، لباسم را دوباره بدل میکنم؛ بیخی خستهکن است.»
نسیم گوهری، دانشآموز دیگری است که از یونیفورم تحمیلشده به شدت انتقاد کرده است. او میگوید یونیفورم مکتب باید با لباس مدرسههای جهادی طالبان فرق داشته باشد؛ زیرا به گفتهی او، محیط مدرسههای جهادی بسته است و مکتب یک نهاد عصری و مدرن.
او میگوید: «ما مکتبی هستیم، باید فرق شویم. ملا نیستیم که لنگی و کلاه بپوشیم. راستش من از لباس ملایی بدم میآید، هیچ با همی لباس راحت نیستم.»
نسیم که اکنون دانشآموز صنف دهم و نمرهی اول صنفش است، در پاسخ به این پرسش که چقدر دانشآموزان با کمبود مواد درسی مواجهاند، میگوید وزارت معارف طالبان به جای تمرکز روی نوع پوشش دانشآموزان، باید به کیفیت درسها و مواد درسی توجه کند.
به گفتهی او، مواد درسی دورهی لیسه در مکاتب کافی نیست و شاگردان با هزینهی شخصیشان مواد درسی را تهیه میکنند. نسیم همچنان میگوید خرید چند دسته لباس، کلاه و دستار، آنهم مطابق رنگ تحمیلشده، «هزینهی اضافی» است.
خبرنگار «صدای زنان افغانستان» از دانشآموز دیگری به نام احمدضیا نیز همین پرسش را مطرح کرده و او هم پاسخ منفی داده است. احمدضیا میگوید پیراهنتنبان برای او و بسیاری از دانشآموزان حس «آزادی» نمیدهد.
او ادامه میدهد: «وقتی کالای [لباس] آدم تحمیلی باشد، رنگش اجباری باشد، اندازه را هم بگوید که دراز باشد، در کنارش اگر از صنفهای پایین باشی کلاه داشته باشی و اگر از دورهی لیسه باشی لنگی بپوشی، دیگر حس آزادی از آدم گرفته میشود.»
این دانشآموز صنف دوازدهم میافزاید: در جریان این سال تعلیمی، او و همصنفانش بارها به دلیل نداشتن کلاه یا دستار، توسط آموزگارانشان از صنف بیرون کشیده شدهاند.
به گفتهی احمدضیا: «یگان روز که کلاه و لنگی یاد ما میرفت یا خانواده آنها را میشستند، به مکتب نمیبردیم. با آنکه پیراهنتنبان داشتیم، ولی ملازم مکتب ما را اجازه نمیداد؛ حتا گاهی شده که از صنف بیرونمان کردند.»
او در پاسخ به اینکه آیا آموزگاران در این زمینه مقصرند یا نه، میگوید آموزگاران مأمور معذورند و مجبور به اجرای دستورات وزارت معارف طالبان هستند. او تأکید میکند که مشکل اصلی در خود نظام آموزشی است.
احمدضیا در ادامه میگوید: «از اینکه برخی از مردم، خصوصا دکانداران و رانندگان، ما را لشکر طالبان میگویند، احساس بدی دارم. نمیخواهم با طالب پیوند زده شویم.»
به نظر میرسد تحمیل یونیفورم طالبان بر دانشآموزان مکاتب دولتی، علاوه بر فشار اقتصادی بر خانوادههای فقیر و کمدرآمد، فشار روانی بر دانشآموزان را نیز افزایش داده است.
دانشآموزانی که سالها با تفکر آزاد و لباس باب میل خود بزرگ شدهاند، ناگهان مجبور شدهاند به لباس اجباری طالبان، آنهم دراز و گشاد، تن بدهند؛ تغییری که از نظر روانی آسیبهای جدی به آنها وارد میکند.
در آغاز سال تعلیمی امسال، هنگامی که پوشش مدرسهی طالبان در مکاتب دولتی اجباری شد، بسیاری از خانوادهها به دلیل فقر و ناتوانی نتوانستند در تاریخ تعیینشده لباس تهیه کنند و فرزندانشان نزدیک به دو هفته از درس محروم ماندند.
این روایتهای تکاندهنده از مکاتب عصری افغانستان تحت کنترل طالبان، در حالی منتشر میشود که پیشتر بارها فعالان حوزهی آموزش از گسترش ایدئولوژی تندروانهی طالبان هشدار داده بودند.
پینوشت: عکس از انترنت









