پروندهی داستاننویسان زن افغانستان- ۱۳
نویسنده: قدم شاهی
۱
یک روی کاست تمام شد. او خواست بنشیند، مردی به پشت سرینش زد و گفت: «هوش که نشینی که حالی خواندن باب دندانت اس.» رحیم روی کاست را دور داد باز صدای سیفو برخاست: «او یار پخچک! یاری ما سخت اس/ سینای تو غوره، سینهی ما سخت اس». او چرخی زد و پاهایش را به زمین کوفت. شرنگ، شرنگِ زنگها باز به هوا برخاست. مردی گفت: «واه! واه! نام خدا!» مرد دیگری اشپلاق زنان گفت: «هله چم چم کو»؛ و دیگری حین اینکه لبخند بیشرمانه بر لب داشت، گفت: «هله کمر بچرخان، هله سینه بجنبان…»
۲
روایت بالا، تکهای از داستان زنی است در کوچهی خرابات کابل؛ نوشتهی مشعل حریر، بانوی داستاننویس. این روایت، داستان زنی است که شویش او را در بدل پول، در اختیار مردان دیگر قرار داده است. چنین روایتهایی، زنان افغانستان را از صرفاً «ابژه» به «صاحب صدا» و «صاحب روایت» تبدیل میکند. صاحب روایت شدنِ زنان، یعنی اتفاق شگرف. صاحب روایت شدن یعنی زنان از موضوع روایت به فاعل روایت تغییر میکند. به جای اینکه کسی از مردان دربارهی زنان حرف بزند، خود زنان صاحب صدا هستند. در صاحب روایت شدن، زنان اجازه نمیدهند که کسی دربارهی آنان سخن بگویند؛ بلکه خودشان صاحب سخن هستند. در این چرخش و دیگردیسی، زنان داستاننویس افغانستان، زنان «ابژهی خاموش» نیستند، بلکه «سوژهی آگاه» هستند. تلاش ما در این سلسلهنوشتار، «پروندهی داستاننویسان زن افغانستان»، شناسایی این زنان بهعنوان «صاحبان روایت» و صاحبان صدا هستند: صدای زنان افغانستان.
۳
مشعل حریر، بانوی داستاننویس؛ داستاننویسی که تمرکز داستانهایش روی زنان افغانستان است. وی، از متولدین دههی ۴۰ خورشیدی است. از متولدین این دههی خورشیدی دو داستاننویس زن داریم: پروین پژواک و مشعل حریر. دههی ۴۰ خورشیدی دههی انکشاف ادبیات و رسانه است. در این دهه مجلات ادبی و نشریات در کابل و دیگر ولایات شروع به فعالیت کردند. داستاننویسی مسیر رشد و سیر صعودی خود را طی میکند و به بالندگی میرسد. مشعل حریر در چنین فضایی به دنیا آمد و رشد کرد.
داستاننویسی
مشعل حریر از سالهای صنف ششم مکتب، نخستین داستان کوتاه خود را با نام «گنجشکک را باشه کشت» نوشت. این داستان برگرفته از رویداد واقعی بوده است. سپس همین داستان در نشریهی «دیوه» در شهر شبرغانِ ولایت جوزجان چاپ شد. بعد از آن، وی در نشریهی دیوه و مجلهی «ژوندون» مینوشته است و در صفحات ویژهی کودکان آثارش چاپ میشده است.
مشعل حریر، داستاننویسی را «نیاز روحی و رؤیای همیشگی و آرزوی بزرگ» برای خودش میداند. وی نویسندی مهاجر است. برخی از کتابهایش در بیرون از کشور از سوی انتشارات شهمامه به چاپ رسیده است. وی در تاریخ ۴ اسد ۱۳۹۱ خورشیدی در مصاحبهای گفته است که ده داستان کوتاه نوشته است که تا هنوز چاپ نشده است و چهار کتابش چاپ و منتشر شده است و در صدد چاپ کتاب پنجم خود است.
آثار داستانی چاپشده
مشعل حریر از ۲۰۰۷ تا کنون پنج داستان بلند نوشته است که در پایین به آنها اشاره میشود:
داستان بلند «سپیدهها اینجا آراماند»، سال چاپ حدود ۱۳۸۸ خورشیدی، انتشارات کاوه، آلمان؛ این داستان متمرکز بر زنان و تجربههای آنان است. داستانی که یک پاراگراف آن در اول این نوشته آمده است.
شخصیت اصلی این داستان، ریحانه است. زن رقاصهای در کوچه خرابات کابل که نبی همسرش یک شب در بدل پول او را در اختیار مردان قرار داده است.این داستان، فریاد خاموش زن افغانستانی است؛ نمایندهی هزاران زنی که مورد ستم قرار گرفتهاند، قرار میگیرند و خواهند گرفت، اما صدا ندارند. از همینرو، مشعل حریر، بهعنوان داستاننویس، صدای این زنان خاموش است؛ زنانی که به هر شکل و با هر ریتمی، قربانی ستم میشوند.
داستان بلند «قدمی در کوچههای آشنا»، نشر انتشارات بنیاد شهمامه، ۱۳۸۵ خورشیدی.
داستان بلند «پیراهن نیلی و شب»، چاپ حدود سالهای ۱۳۸۷–۱۳۸۸ خورشیدی، ناشر: نهاد انکشاف اجتماعی شهمامه، هلند.
داستان بلند «در شگفتی یک گمنام»، نشر انتشارات کاوه، آلمان، با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه و در ۳۶۴ صفحه. این داستان نیز نگاهی به فراز و فرودهای شب و روز یک زن دارد.
داستان بلند «یک درد و یک دعا»، نشر انتشارات شهمامه، هلند، حدود سالهای ۱۳۹۰–۱۳۹۱ خورشیدی.
زندگی شخصی
مشعل حریر در پانزدهم حوت ۱۳۴۵ خورشیدی در شهر کابل به دنیا آمده است. فاصلهی صنف ششم مکتب تا اکنون، ۱۴۰۴ خورشیدی، ۴۶ سال است. این، یعنی حدود ۴۶ سال است که حریر مشعل با داستاننویسی همراه و همگام است. «مشعل» نام هنری وی است.
مادرش نیز اهل شعر و ادب بوده است و از آوان نوجوانی شعر میسروده است. مادرش چون عاشق شعرهای مشعل ریهام، شاعر اردو زبان شبهقارهی هند بوده، دخترش (مشعل حریر) را مشعل نامگذاری میکند. وی اکنون در هالند زندگی میکند. متأسفانه همیشه زندگینامههای نویسندگان و ارباب هنر افغانستان ناقص است. تذکرهنویسان و رسانههایی که زندگینامهی مشعل حریر را چاپ و منتشر کردهاند، دربارهی مهاجرت وی چیزی دیگری ننوشتهاند.
پینوشت: عکس از انترنت









